مصاحبهکننده: آقای پروین! در یک کلام بگید مشکل ِ استقلال ِ حجازی کجاست!
پروین: دفاعشه. دفاع ِ استقلال خیلی راحت دریبل میخوره! من زنگ زدم به حجازی که بگم اینو بهش، اما گوشیشو برنمیداشت.
مصاحبهکننده: مگه میشه گوشی شما رو برندارن؟!
پروین: (با کمی مکث) نه آقاجون! خودم زنگ نزدم. به یکی از بچهها گفتم زنگ بزنه، بعد گوشی رو بده به من تا باهاش صحبت کنم!
مصاحبهکننده: از نظر شما، مشکل در دفاعِ استقلاله. اما وقتی به قول شما چارتا جوون در اختیار داره، چه کسی رو بذاره توی دفاع تا راحت دریبل نخوره؟!
پروین: کسی رو بذاره که سرشو جلوی توپ بذاره. جونشو بده برای تیم. کسی که هر دریبلی که میخوره، فکر کنه دارن بهش فحش ِ ناموسی میدن!! هر گلی رو که میخوره، سه شب خوابش نبره! اما الان بازیکنا هیچکدوم اینجوری نیستن. بابا اصلاً این مشکل، مشکل ِ فقط حجازی نیست!! مشکل ِ کل ِ فوتبال ماست! شما به من نشون بده یه بازیکن رو که بعدِ باخت، سه شب اصلاً نخوابه!! نیست آقا! نیست!
مصاحبهکننده: شما فکر میکنید بالاخره حجازی بتونه موفق بشه؟
پروین: مطمئن باشید میتونه! البته اگه حاشیه براش درست نکنن. اینو شما از قول من بنویس که شکستِ حجازی شکستِ ماست. موفقیتش، موفقیت ِ ماست! اما ببین آقاجون! حجازی چیکار کنه وقتی چارتا بازیکن ِ جوون، توپ رو بهجای اینکه به زمین ِ حریف بندازن، تو زمین ِ خودشون میندازن؟! خدا شاهده این بازیکنا فوتبالو با کشتی عوضی گرفتن؟! آقا این بازیکنای استقلالو شما دیدید تو همین بازی؟! بهجای توپگیری، لنگگیری میکنن بهخدا!! خب بندهی خدا حجازی چیکار کنه؟! خودش که نمیتونه بره تو زمین!... (کمی سکوت)... آقاجون! مصاحبه تموم نشد؟ من دیگه خسته شدم.
مصاحبهکننده: بسیار خوب. اگه لطف کنید، بعد از افطار، مصاحبه رو ادامه بدیم.
پروین: باشه آقاجون! فعلاً وقت ِ حمله به سفره هست. (با خنده)
یک ساعت بعد، پس از افطار:
مصاحبهکننده: قبول باشه آقای پروین! اگه موافقید، ادامه بدیم مصاحبه را!
پروین: قبول حق باشه! مشکلی نیست. بپرسید!
مصاحبهکننده: دربارهی محمد بگین! آیندهاش رو چطور میبینید! ما منتظر یه پروین دیگه باشیم یا نه؟
پروین: محمد داره تلاششو میکنه. بچهی بااستعدادیه. تمریناشو مرتب انجام میده. بهش گفتم فکر نکن پسر علی پروینی. خودت باید تلاش کنی. به من متکی نباش. مطمئنم محمد آیندهی خوبی داره. اما ببین آقاجون! اینکه یه پروین ِ دیگه بشه و این حرفا، نه؛ نه آقا! ما یه پروین بیشتر نداریم. پروین هیچوقت دیگه تکرار نمیشه! اینو بنویس آقا که پروین، یکی بیشتر نیست!
مصاحبهکننده: آقای پروین! چطور آقای کاشانی بازیهای استیلآذین رو میاد و از نزدیک میبینه ولی شما بازیهای پرسپولیسو نمیرید تو ورزشگاه؟!
پروین: ببین آقا! اون موقعی که ما گذاشتیم و رفتیم و پرسپولیس تند تند میباخت، میگفتن پروین دلش با پرسپولیس نیست! بهخدا راست میگفتن!! دلمو شکونده بودن! برا همین پرسپولیس، هی میباخت! اما حالا که داره میبره، باور کنید دلم با این تیمه!! اصلاً اینو بنویس آقا که از همین هفته، من بازیها رو میرم ورزشگاه.
مصاحبهکننده: پس استیلآذین چی میشه؟!
پروین: استیلآذین و پرسپولیس، اصلاً یه تیم هستن! هواداران استیلآذین باید بدونن هوادار ِ پرسپولیس هم هستن. هواداران پرسپولیس هم باید بدونن هوادار ِ استیلآذین هم هستن! اینا برادرای دوقلو هستن! اینو بنویس که همه بدونن آقا! استیلآذین، مال ِ منه؛ پرسپولیس هم خونهی منه! هیچ فرقی بین اینا نیست! اینم که هی میگن پروین چرا میگه پرسپولیس مال منه، بیخود میگن آقا! پرسپولیس مال من نیست؛ پرسپولیس، خونهی منه!!! هروقت بخوام بلند میشم میرم اونجا.
مصاحبهکننده: آقای پروین! میدونیم که تیم سایپا، توی لیگ گذشته، قهرمان شد. این تیمو رو توی این لیگ، چهطور میبینید؟
پروین: عالیه آقاجون! عالی! علی دایی، خیلی خوب تونسته چارتا جوون ِ سایپا رو سر و سامون بده!! آفرین به این بچه واقعاً! بازیکناش سرشونو میذارن جلوی توپ!! دایی نشون داده که مربیه. خیلی خوب تونسته از چندتا جوونِ فکلی، مرد بسازه!! پس مربی چهکاره است؟! این مربیه که باید بازیکناشو راه بندازه!! علی دایی واقعاً تونسته چارتا جوونی رو که همشون پولکی و بیغیرت هستن، باغیرت کنه و باتعصب!! این بچه واقعاً آینده داره! من از همون اول که این بچه اومد تو فوتبال، گفتم که یه علی پروینِ دیگه زنده شد!!
پی نوشت:
این مصاحبه، در واقع، چند مصاحبه، در چند زمان ِ مختلف است (از حدود ِ سه سال ِ پیش، تا زمان ِ حال)، اما چون مصاحبهای خیالی و فرضی است، برخی و فقط برخی از پرسشها و پاسخهای هریک از این چهار مصاحبه (که باید درواقع، متناسب با زمان ِ همان مصاحبه باشد)، تناسب ِ زمانی با آن مصاحبه ندارند. این، از آنروست که در عالم ِ فرض و خیال و رؤیا، گاه میتوان زمان را درنوردید و روند ِ زمانی را در نظر نگرفت تا طنز، شیرینتر و زیباتر شود. به سخن دیگر، درحقیقت، سوژهی طنز ِ ما، بیشتر، نوع و جنس ِ پاسخهایی است که مصاحبهشونده به آنها میدهد؛ برای همین، گاه، توالی ِ زمانی ِ آنها را در نظر نگرفتهایم. این پرسشها و پاسخها، برخی مربوط به زمانی است که آقای پروین، مدیر ِ فنی بودند، برخی، مربوط به زمانی است که سرمربی بودند، و برخی، مربوط به زمان ِ حال است، که دیگر، مسؤولیتی در پرسپولیس ندارند.
نکتهی دیگر اینکه یادمان نرود که طنز، نه تمسخر است، نه اهانت است، و نه همواره برای خندیدن. آنچه در طنز رخ میدهد، بزرگنمایی و برجستهسازی ِ نقصها، اشکالات، خطاها و لغزشهاست، تا نقص و اشکال و خطا و لغزش، هم دیده، و هم زدوده شوند. به سخن دیگر، طنز، باید تفکربرانگیز باشد.
قسمتهای قبلی این مصاحبه را می توانید در لینکهای زیر بخوانید:
http://www.parsfootball.com/?news=8807
http://www.parsfootball.com/?news=8857
http://www.parsfootball.com/news/8952.html
http://www.parsfootball.com/news/9109.html
http://www.parsfootball.com/news/9355.html
http://www.parsfootball.com/news/9578.html