|
آقای حجازی! بد نبودید؛ اما از گلتان جسورانه دفاع کردید یا جبونانه؟!
Oct 14,2007 00:00
by
فوتبال
استقلال، در شهرآورد 63، پس از آنهمه مساوی و باخت، و پس از آنهمه فراز و نشیب، که البته نشیباش بیشتر بود، آمده بود که این نبردِ بزرگ را ببرد. نیمهی نخست بازی را، هم استقلال، و هم پرسپولیس، به پرهیز و پاییدنِ یکدیگر گذراندند و اینچنین، یک بازی ِ سراسر سرد و یخ انجام دادند. نیمهی دوم را استقلال، بهتر آغاز کرد. پرسپولیس هم در آغاز نیمهی دوم، بد نبود. و به دنبالِ این روند، سرانجام، استقلال، به گل ِ برتری دست یافت؛ که البته، این گل، گلی نبود که چندان برآیندِ یک کار ِ هماهنگ باشد. اما و هزار اما، سخن اینجاست که استقلال، پس از گل ِ برتری ِ خود، بسیار بد در لاک ِ دفاعی فرو رفت! و از تیمی چون استقلال، و مربیای چون حجازی، که تیماش را تیمی سراسر هجومی میدانست و میداند، اینچنین دفاع بدی، بسیار دور از ذهن بود!! بازیکنانِ استقلال، پس از گلِ برتری ِ خود، همگی، در دو قدمی ِ هجدهقدم گرد آمده بودند!! چرا باید چنین باشد؟! تیمی که مربیاش میگوید همیشه و همواره در پی ِ بازی ِ زیباست، چرا باید چنان بد دفاع کند که نتواند حتی یک ضدِ حمله بکند؟!! آقای حجازی! مگر خودتان نگفتید که تیمتان، سرتاپا هجومی بازی میکند؟! مگر خودتان نگفتید حتی اگر ببازید هم زیبابازیکردن را فراموش نخواهید کرد؟! آیا این دفاع ِ وحشتناک و چند لایهی تیمتان همان بازی زیبا و هجومی بود که از آن دم میزدید؟!! چرا تیمتان پس از گل ِ برتری، این اندازه ترس و نگرانی داشت؟! میپذیریم که چون تیمتان ماههاست که دارد میبازد و مساوی میکند، باید پس از گل، دفاع میکردید. اما و هزار اما، هرگز نمیپذیریم که اینگونه، ترسو دفاع کنید!! تیم ِ بزرگی چون استقلال، دفاعاش نیز همچون حملهاش، باید جسورانه باشد، نه جبونانه!! و دیدید که پیامدِ این دفاع ِ وحشتناک و چند لایه و جبونانه چه شد! بردتان، جایش را به مساوی داد. و البته این مساوی نیز با این جایگاهی که در جدول دارید، شاید دستِ کمی از باخت نداشت! داشت؟! آقای حجازی! در این بازی، نشان دادید که تیمتان را، کمابیش، پیدا کردید و جای و جایگاهِ بازیکنان را بهدست آوردید. و اگر همین روند را البته جسورانهتر و بیباکتر از این دنبال کنید، امید است کمکم خودتان را به بالای جدول برسانید. در این شهرآوردِ بزرگ نیز بد نبودید؛ اما با این سبکِ دفاع از گل ِ برتریتان، اگر میبردید هم، چندان بردِ استواری نبود! بود؟! ما درست در نوشتهی پیشین ِ خود گفتیم که داشتههای حجازی و قطبی و داشتههای هر انسانی، پایه و مایه و بنیاد نیست. آنچه پایه و مایه و بنیاد است، بهرهی بهینه از داشتههاست. و بهرهی بهینه از داشتهها، همانا همان مدیریتِ عقلانی است. همهی سخن ما این است که ناصر حجازی، چندان نتوانست از گل ِ برتری ِ خویش (که یک "داشته" بود)، دفاع ِ عقلانی بکند! حجازی چندان نتوانست بردِ تیم ِ خویش را مدیریتِ عقلانی کند. "گلزدن"، یک "داشته" است؛ اما آنچه هنر ِ یک مربی است، دفاع ِ عقلانی و جسورانه از "داشته" است. آنچه هنر ِ یک مربی است، مدیریتِ درست و جسورانه و عقلانی ِ "گلزدن" است. باید گل زد؛ و آن را مدیریت کرد! گلزدن، هنرمندانه است؛ و مدیریتِ جسورانه (و نه جبونانه) از گل، هنرمندانهتر! و استقلال، با دفاع ِ بسیار بسیار بدش، نتوانست این داشتهی خویش را (یعنی گل ِ برتریاش را) مدیریتِ جسورانه کند! |