رسالت قلم فدای رفاقت!
Oct 25,2007 00:00 by hashemimarghezarsaa

در روز دوشنبه 30/7/86 طبق معمول، مطالب ورزشی روزنامه ها را مرور می کردم که با دو مقاله پیرامون تیم ابومسلم مواجه شدم نویسنده هر دو مطلب یک شخص بود آن هم نویسنده ای که بطور مداوم در روزنامه مطلب می نویسد و اینجانب علی رغم تضاد فکری با ایشان ولی اکثر مقالاتش را خوانده و اعتراف می کنم بیانی زیبا دارد اما این دو مطلب که اتفاقا" در یک روز به چاپ رسیده کاملاً در تضاد با یکدیگرند.

   نویسنده محترم در مقاله اول با عنوان << نگاهی به رفت و آمد و انتظار مربیان >> با جانبداری محض از خداداد عزیزی نوشته : این بار اما نه خداداد که شفق مقصر بود خداداد سال اول تیم خوبی جمع جور کرد و به سر منزل مقصود رساند اما برای لیگ هفتم گاو صندوق تار عنکبوت بسته باشگاه مانع از آن شد تا بتواند ابومسلمی قدرتمند را راهی لیگ کند . ... او عطای مربیگری در ابومسلم را به لقایش بخشید چون می دانست با این تیم و این دستیاران شانس چندانی برای صعود و آبروداری ندارد .

   نویسنده محترم در این مقاله به راحتی شفق را مقصر جلوه داده و عملکرد مثبت تیم در سال گذشته را حاصل زحمات خداداد و نتایج ضعیف امسال را به گاوصندوق تار عنکبوت بسته باشگاه ، ضعیف بودن تیم و دستیارانی که انگار به خداداد تحمیل شده اند نسبت داده است .

این نویسنده گرامی در مطلب دوم که به واسطه انتصاب پرویز مظلومی به رشته تحریر درآورده بر خلاف تعریف قبلی خود که تیم ابومسلم را ضعیف دانسته می نویسد: این تیم با حفظ ستاره های سال قبل ظرفیت لازم برای صعود به رده های بالا را دارد . پرویز مظلومی آنقدر با تجربه هست که بداند مردانی چون خانی ، پتروویچ ، اولروم ، حق دوست ، ناصحی ، منصوری ، حسینی و .. چقدر می توانند برای یک تیم ارزشمند باشند . 

   از خواندن این دو مقاله چنین استنباط می شود که نویسنده محترم در مقاله اول سعی نموده دلیل ناکامی خداداد را به عواملی همچون ضعیف بودن تیم ،دستیاران تحمیلی و عملکرد ضعیف باشگاه در فصل نقل و انتقالات نسبت دهد(که حقیقت ندارد) اما در مقاله دوم برخلاف مقاله اول ، تیم ابومسلم را ضعیف ندانسته و عملکرد باشگاه در فصل نقل و انتقالات را به جهت حفظ ستاره های سال قبل مثبت ارزیابی نموده !!

   اگر واقع گرایانه به هر دو مطلب نگاه کنیم می بینیم مطلب دوم نویسنده به حقیقت نزدیک است ولی مطلب اول نویسنده غیر قابل قبول بوده و این سوال را برای مخاطبان ایجاد می نماید که آیا یک نویسنده می تواند به دلیل رفاقت با سر مربی، حقایق را کتمان و رسالت قلم را نادیده بگیرد ؟

   رفاقت این نویسنده با خداداد بر کسی پوشیده نیست چراکه خداداد چندین بار در مقابل دوربین های سیما از ایشان با عنوان دوست صمیمی یاد کرد البته اعتراضی به دوستی طرفین نیست چون اکثر خبرنگاران و نویسندگان اگر هم از فوتبالیست های قدیمی نباشند به سبب شغلی که دارند دائماً با سر مربیان در ارتباط بوده و رفاقت شان امری طبیعی ست ولی آیا تمام نویسندگانی که با سر مربیان در ارتباطند باید از انتقاد و بیان اشتباه ها دست شسته و حقایق را وارونه جلوه دهند؟

  کاش این نویسنده گرامی  سخنان دکتر دادکان را که همچون پتکی بر سر تمامی خبرنگاران و نویسندگان زحمتکش بود همیشه به خاطر داشته باشند تا هرگز شاهد تکرار آن سخنان تکان دهنده نباشیم .

مهدی هاشمی/ مشهد/پارس فوتبال