مصاحبه‌ی فرضی (خیالی) با غلام پیروانی (بخش دوم)
Nov 01,2007 00:00 by فوتبال

مصاحبه‌ی بعد (پس از تساوی):

 

مصاحبه‌کننده: تساوی با ابومسلم، اون هم تو زمین ابومسلم، نتیجه‌ی بدی نیست. نظرتون چیه؟

 

پیروانی: دو تیم بازی خوبی رو ارائه دادن. ما واقعاً خوب بازی کردیم. اونا هم خوب بازی کردن. تساوی عادلانه بود. اما ایمان داشته باشید که تو زمین ابومسلم تساوی کردن، اونم با این بضاعت، با چند تا جوون خام و بی‌تجربه، ارزش قهرمانی تو آسیا رو داشت! البته تیم حریف از نظر مهره از ما بهتر بود. ما شش مهره‌ی کلیدی‌مون مصدوم بودن! سه مهره‌ی کلیدی ِ دیگه‌مون سه کارته بودن. با این بضاعت‌ِ بازیکن، بازم دستِ بچه‌هام درد نکنه! من دست‌ِ بچه‌هامو می‌بوسم. ما چند موقعیتِ خوب داشتیم که گل نکردیم. اونا هم چند موقعیت داشتن. من ممنون خدا هستم که با این بضاعت، این‌جای جدول هستیم.

 

مصاحبه‌کننده: از بازیکناتون راضی‌ هستید؟

 

پیروانی: چرا نباشم؟! من دست‌شونو می‌بوسم. ما با این بضاعت اگه ده به هیچ هم می‌باختیم، از بچه‌هام راضی بودم. ما واقعاً خوب بازی کردیم. اونا هم البته خوب بازی کردن. داور هم خوب داوری کرد. ما بضاعتمون همینه. اینا چارتا بچه‌ی خام و بی‌تجربه‌ان. ما اصلاً بازیکن ِ بالای هفده سال نداریم. قیمت‌‌ِ هرکدوم‌شون هم زیر ده میلیونه. اینم به شما بگم: ما هشت مهره‌ی کلیدی‌مون رو نداشتیم. با این‌حال، من ازشون راضی‌ام. من دست‌شونو می‌بوسم. من واقعاً ممنون خدا هستم. 

 

مصاحبه‌کننده: آقای پیروانی! چرا مهره‌هاتونو نگه نمی‌دارید؟

 

پیروانی: ما نمی‌خوایم که اینا برن. مهره‌هامون خودشون می‌رن. اصلاً خدا شاهده خداحافظی هم با ما نمی‌کنن! اینم بهتون بگم: من دستم ‌نمك نداره! من بازيكنو از پشتِ کوه میارم و تو لیگ برتر، معروفش مى‌كنم، بعد بلند می‌شه بدون خداحافظی، می‌ره تو تیمای دیگه! البته وظیفه‌ی منه که یه الف‌بچه رو از پشتِ کوه بیارم و بفرستمش وسط ِ چمن ِ استادیوم ِ آزادی! من همیشه یه پام پشتِ کوهه، یه پام استادیوم آزادی. هيچ منتى هم بابت این‌ رفت و آمد، بر كسى نمی‌ذارم! خدا وکیل، کار ِ ما این شده که بازیکن ِ چندین میلیونی می‌دیم، بازیکن ِ سرباز می‌گیریم. 

 

مصاحبه بعدی (پس از باخت):

 

مصاحبه‌کننده: آقای پیروانی! نظرتون درباره‌ی این باخت، چیه؟

 

پیروانی: من تا حالا نگفتم تیمم حقش برده. اما حالا می‌گم اینو که خدا وکیل، حقمون برد بود. بچه‌های ما خیلی خوب بازی کردن. خیلی موقعیتِ گل داشتن. منتها توپ‌هامون گل نشد. اونا هم البته بد نبودن. دو تا موقعیت داشتن که یکی‌اش گل شد! ما چندین موقعیت داشتیم اما هیچ‌کدوم گل نشد. من زیاده‌خواه نیستم. حرفمو همیشه می‌زنم. بد بازی کنیم می‌گم بد بازی کردیم. اینم به شما بگم که ما تو این بازی، هشت مهره‌ی کلیدی‌مونو نداشتیم! پنج تاشون مصدوم بودن، دو تاشون سه اخطاره بودن. ولی بازم از بچه‌هام راضی‌ام. دست‌شونو می‌بوسم. من ممنون خدا هستم که با این جوونا کار می‌کنم. اما شما ایمان داشته باشید اگه به من یازده مهره‌ی کلیدی بدن، تیممو قهرمان آسیا می‌کنم!

 

مصاحبه‌کننده: داوری چه‌طور بود؟

 

پیروانی: من به داورا همیشه احترام گذاشته‌ام و می‌ذارم. داورا هم اشتباه می‌کنن. اشتباهِ داوری هم جزءِ بازیه. اما من همیشه حقیقتو می‌گم. خدا وکیل، شما ایمان داشته باشید گلی که اونا زدن، از تو اوت در آوردن. ایشالله که من ندیده باشم. یه پنالتی هم به ضرر ِ ما نگرفتن. من واقعاً به نظر ِ داوری احترام می‌ذارم. اما خدا وکیل، ما به داوری باختیم! اگه داوری درست بود، الان 3 امتیاز اضاف داشتیم. ایشالله که من اشتباه کنم. به هرحال، من تبریک می‌گم بهشون! ایشالله مبارک‌شون باشه. فوتباله دیگه! یه سرش برده، یه سرش باخته. 

 

مصاحبه‌کننده: تماشاگرا تو این بازی، کمی به شما اعتراض کردن. نظرتون چیه؟

 

پیروانی: شما ایمان داشته باشید من از گنده‌تر از اینا هم حرف نمی‌خورم. با این بضاعتِ مالی و بضاعتِ بازیکن، کسی حق نداره از من انتقاد کنه! ما اگه بیست تا گل هم بخوریم، کسی حق نداره انتقاد کنه! اگه همه‌ی بازی‌هامونو هم ببازیم، کسی حق نداره حرفی بزنه! شما فکر می‌کنید تیمی که یازده مهره‌ی درجه‌ی یک و کلیدی داشته باشه، دیگه نیاز به مربی داره که بالاسرش باشه؟! مربی‌گری ِ یه تیم ِ پرمهره، کاری نداره که!