|
وقتی داریوش خان خودش را تحویل می گیرد!
Nov 04,2007 00:00
by
aalei
علی عالی – اختصاصی پارس فوتبال داریوش مصطفوی ذاتاً آدم جالبی است، او راه خودش را برای بازی دادن و بازی خوردن می رود و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیست. در رسم بازی دادن هایش خودش را «بزرگ» و دست نیافتنی نشان می دهد که باید تا ستاره ها برایش بپری اما واقعیتش را خود می داند که دوره اش به اتمام رسیده و دیگر هواخواهی در فوتبالمان ندارد و در بازی خوردن هم ید طولایی دارد، همان زمان که در مورد استعفای سال 76 گفت:«سعید فائقی برگه سفید را جلویم گذاشت تا بعنوان استعفا امضا کنم و رفتم» حتی همین چند ماه پیش نیز به اصرار صفایی و البته تایید علی آبادی او استعفایی دیگر را به امضا رساند و رفت. برای شناخت داریوش مصطفوی شما را به روزهای قبل از 76 و ماجراهای مختلف دوران صدارتش نمی برم که پرده برداری از هر کدامش شاید موجودیت فوتبالمان را زیر سئوال می برد، همه چیز را از دولت نهم آغاز می کنم که گویی دولت اوست و البته خیلی ها می دانند که هیچ وابستگی نظری و عملیاتی به این هم ندارد اما چون او خاتمی را دلیل حضور سیاسیون در فوتبال می داند و البته استعفای خودش یقیناً مخالفین رییس جمهور سابق را بیشتر می پسندد و راحت تر دست دوستی دراز می کند. داریوش مصطفوی همان پیرمرد کم موی سپید مویی است که عینک هری پاتری قاب مشکی را در آخرین کنفرانس مطبوعاتیش به چشم داشت، مردی که آخرین تصویر مسئولیتش را با کت و شلوار خاکستری بیاد داریم که گویی یکی از ایدئولوگ های ممتاز سازمان است. او در ابتدا نقش بازی دهنده را بر عهده گرفت، در زمانی که فیفا فوتبال ایران را تعلیق کرد و محمد علی آبادی در موقعیت تهدید و زیر سئوال رفتن حیثیتش قرار گرفت، پیرمرد «ایده پرور» جرقه ای به ذهنش رسید و از طریق دوستانش توانست رییس سازمان ورزش را راضی کند تابرای حل موضوع وارد میدان شود. شبی که اعلام شد داریوش مصطفوی بعنوان دبیر موقت فدراسیون موقت تعلیق شده برگزیده شده شک نکنید در دل او غوغایی برپا بود، پیرمرد دوباره به بالاترین پست فوتبال رسیده بود و باز هم می توانست برای فوتبال تصمیم بگیرد و آنرا در مسیر خود قرار دهد، برای همین در اولین مصاحبه اش از بکارگیری اسکولاری و پکرمن سخن بمیان آورد و اینگونه جایی برای خود در تیترهای مطبوعات پیدا کرد. در شرایطی که از فیفا سیگنال هایی برای سازمان ورزش و دولت فرستاده می شد که گره کار توسط مردی در داخل حل خواهد شد اما داریوش خان بعنوان مشاور امین علی آبادی این موضوع را بازی سیاسی و راهی برای تسویه حساب تعبیر می کرد تا اوضاع به بدترین شکل به ضرر فوتبال ایران شود اما کدهای فیفا به واقعیت پیوست و نهایتاً صفایی فراهانی به ریاست کمیته انتقالی رسید. در حقیقت داریوش خان در این فکربود که با فرش های گرانقیمت و پسته های رفسنجان بگونه ای ازخجالت فیفا و AFC در بیاید بی خبر از آنکه بساط این کارها سالهاست که برچیده شده است والبته هر چه جلوترمی رفت بازماندگی و درماندگی مصطفوی بیشتر بر علی آبادی نمایان می شد. اما داریوش مصطفوی کیست؟ برای شناخت او به همان فعالیت و عملکردش در دوره چند ماهه حضورش در فدراسیون علی آبادی بسنده می کنیم،حتماً شما هم او را بهتر خواهید شناخت! داریوش مصطفوی همان مردی است که لیگ ایران را 18 تیمی کرد و در سفر به آبادان اعلام کرد که من حق شما را خواهم گرفت و صنعت نفت را به لیگ باز خواهم گرداند و البته درگوشی به مدیرانش گفت که شما به دادگاه دیوان عدالت اداری علیه دادکان اعتراض کنید تا من بقیه کارها را انجام دهم و اینگونه حکمی را به فوتبال تحمیل کرد که در دایره فوتبال تصمیم گیری نشد –و نگارنده هیچ بحثی در خصوص درستی یا نادرستی آن ندارد و آبادان را یکی از قطب های فوتبال می داند- . داریوش مصطفوی همان مردی است که تعداد تیم های لیگ دسته دوم و دسته سوم را افزایش داد تا دوستان بیشتری برای خودش بیابد و بتواند در انتخابات از آنان و نمایندگان استانشان استفاده کند، او اینگونه فوتبال و دیسیپلین آنرا فدای روابط خود می کند. پیرمرد همان کسی است که توانست با استفاده از ایده خردجمعی سرپوشی برای انتخاب قلعه نویی بگذارد و دهان بسیاری از منتقدین را ببندد و حتی بهتر است بگوییم او توانست با چنین حربه هایی خودش را به علی آبادی هم بقبولاند و برایش مشاوری امین باشد. بد نیست به یکی از نوشته های نویسندگان پارس فوتبال رجوع کنیم که در وصف همین رویکرد خردجمعی نوشت:« داريوشخان؛ آن روزها دوست داشتيد همه امور جاري فوتبال ايران را يكتنه انجام دهيد. ميخواستيد حرف اول و آخر را خودتان بزنيد. چوبش را هم خورديد.اما امروز ميشنوم كه در گفتمانتان سخن از <خرد جمعي> به ميان ميآوريد. اگر آنچه ميگوييد نشاني از دگرانديشي داريوش مصطفوي دهه 80 دارد، كه بسما... ؛ اين گوي و اين ميدان وگرنه قصه آن سالها دوباره تكرار ميشود اما اين بار كوتاهتر.داريوشخان؛ مربي تيمملي را نه بايد شما انتخاب كنيد و نه سازمان تربيتبدني! مربي تيمملي هر كشوري- كشور صاحب سبك فوتبال- را كميته فني فوتبال آن كشور انتخاب ميكند. كميتهاي كه تشكيل شده از زبدهترين، متخصصترين و آگاهترين مردان فوتبال يك كشور.اين كميته وظيفه دارد ضمن نظارت جامع بر كليه امور فني فوتبال، مربيان تيمهاي ملي را انتخاب و بر عملكرد آنها نظارت كند. » داریوش همان مردی است که در مصاحبه هایش از مواردی می گفت که نه تنها در شرح وظایف رییس فدراسیون نبود حتی رییس سازمان ورزش هم بسادگی نمی توانست از آن سود برد. حالا می شنویم ومی بینیم که داریوش مصطفوی برای فدراسیون فوتبال ثبت نام کرده است و بگونه ای رفتارمی کند که به همه بقبولاند سازمان ورزش در پشتش است و از او حمایت می کند، او براستی پیرمرد «ایده پروری» است که دچار خودشیفتگی مزمن شده و نمی تواند خودش را تحویل نگیرد. داریوش خان آدم جالبی است اما حنایش دیگر رنگی ندارد حتی علی آبادی هم او را خیلی خوب شناخته تا از زبان معاونش، کیومرث هاشمی بشنویم:«بهتر است و بصلاحش است که ایشان نیاید» اما پیرمرد خودش را تحویل می گیرد و همچنان می خواهد بگوید من هم بازی هستم! |