|
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید!
Dec 14,2007 00:00
by
Nima-Sharifi
نیما شریفی/پارس فوتبال دات کام حرکات فیروز کریمی در کنار زمین جدا از طنزی که همیشه در بر دارد، پر از درد دل بود. درد دل کسی که این روزها در کنار تمام مشکلات شخصی که با آن دست و پنجه نرم می کند، برای استقلال به معنای کلمه عرق می ریزد. فیروز کریمی مربی باهوشی است. مربی که جدا از شخصیت خاص و سخت گیری هایش، فوتبال را به خوبی می فهمد. در همین مدت کوتاهی که سکان هدایت استقلال تهران را در دست گرفته است، تغییرات زیادی را شاهد بوده ایم. شاید از بد شانسی او بود که امروز همه چیز درست مثل یک داستان از پیش نوشته شده رقم خورد تا استقلال بازی که کاملاٌ بر آن سوار بود را واگذار کند. وحید طالب لو که این روزها در بدترین دوران سالهای اخیر خود قرار دارد گل هایی را دریافت می کند که باورش برای همه ما سخت است. مهدی امیرآبادی وظایفش را فراموش می کند و در منطقه شش قدم خودش را برای گل به خودی به آب و آتش می زند. علیرضا منصوریان با کوله باری از تجربه توپ را در یک موقعیت خطرناک از دست می دهد. همه چیز آماده بود تا استقلال شکستی دیگر را تجربه کند. شکستی که با 5 ناکامی دیگر استقلال زمین تا آسمان فرق داشت. استقلال را در نیمه اول آنالیز کنیم. تیمی که هم به گل رسید، هم سوار بر بازی بود و هم صبر و حوصله از خود نشان داد. تغییراتی که در روند حرکتی استقلال و در نیمه اول مشاهده کردیم، همه و همه از نشانه های حضور فیروز کریمی در این تیم بود. استقلال پس از مدتها از خط دفاعی خود بازیسازی را آغاز می کرد. فضا سازی هایی که در کانال های کناری زمین انجام می شد مدتها از لیست تاکتیک های استقلال به دور بود. حرکت در عرض آن هم در یک سوم دفاعی حریف بارها و بارها به چشم آمد. حرکتی که حتی باعث به ثمر رسیدن گل اول استقلال هم شد. حضور چند باره مجتبی جباری در کارهای دفاعی نوید یک تغییر را می داد. برنامه ریزی روی توپ های برگشتی نشان دهنده یک انگیزه جدید و مفید بود... اما طالب لو ها و قربانی ها و امیر آبادی ها به بد بازی کردن عادت کرده اند. چه فیروز کریمی کنار زمین فریاد بزند و چه ناصر حجازی برایشان تکلیف وظیفه کند. استقلال شکستی دیگر را تجربه کرد. شکستی در ورزشگاه آزادی. شکستی نه روی برنامه ریزی خوب صنعت نفت، که از بازی بد بازیکنان نامی استقلال به دست آمد. ناکامی نه به خاطر ضعف فیروز کریمی، که از اشتباهات فردی بازیکنان بزرگ استقلال روی کاغذ آمد. آری، فیروز کریمی ماند و یک سری نام بزرگ. سوت دستی خود را جیب بیرون آورد و بازیکنان استقلال را به صف کرد. ((بدوید! حرف نباشد. بدوید!)) این جمله و یا صحبت های شبیه به این از سوی فیروز کریمی پر از کنایه بود. برای بازیکنانی که این روزها از فوتبال فقط پول خوب و شهرتش را می شناسند. بازیکنانی که وقتی به آنها وصله بی غیرتی می چسبانند، از گوش می گیرند و از گوش دیگر بیرون می دهند! |