|
کفاشیان، لوک خوش شانس فوتبال!هر آنچه راجع به معتمد زمان جنگ ایران لازم است بدانید!
Feb 08,2008 00:00
by
aalei
علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام انتخاب علی کفاشان بعنوان بیست و ششمین رییس فدراسیون فوتبال را می توان زاییده فوران دخالت سیاست در ورزش دانست که توانست بر اساس شرایط نامتعادل و پیچیده سیاسی کاری های مرسوم و نیز دعواهای ریشه دار و همیشه حاضر سیاسیون بگونه ای به صندلی ریاست برسد که پیش بینی خودش در اولین روز ثبت نام را عملی سازد، آن روز که با اطمینان خاطر با پوشه ای در زیر بغل به درب ورودی فدراسیون فوتبال در سئول آمد و در برابر پرسش خبرنگاران مبنی بر با وجود حضور علی آبادی چقدر به پیروزی امیدوارید؟ لبخندی تحویل همه داد و با لحن تمسخرآمیزی گفت:«از کجا معلوم علی آبادی به نفع من در روز آخر کناره گیری نکند» ...و همگان دیدند که پیش بینی او نه تنها به حقیقت پیوست بلکه حتی نماینده دوم سازمان هم مکلف به استعفا شد تا علی کفاشیان بعنوان رییس فدراسیون فوتبال منتصب شود چراکه دیگر انتخاباتی در کار نبود تا رقیبی وجود داشته باشد. برگزیده مجمع فدراسیون فوتبال را می توان پیروز نبرد اصلاح طلبان به نمایندگی محسن صفایی فراهانی از اعضای ارشد جبهه مشارکت و اصولگرایان به نمایندگی محمد علی آبادی از دوستان نزدیک پرزیدنت محمود احمدی نژاد و از نزدیکان جبهه اصولگرایان و همچنین اختلافات فراوان کانون های اصولگرایان دانست که با خوش شانسی و بر اساس جبر برگشت ناپذیر سیاست توانست بر صندلی رییس فدراسیون تکیه بزند و با لبخند همیشگی اش بر خود درود بفرستد. در روزگاری که بر اساس اشتباه استراتژیک اصولگرایان برای کپی برداری از الگوی اصلاح طلبان در زمان حضور در راس قدرت و نشاندن رییسی نزدیک به خود برای در اختیار داشتن ورزش اول مملکت سعی در اعمال نظر خود بودند، هیچگاه به ذهنشان خطور نکرده بود که رییس ورزش ایران نتواند کرسی ریاست را به دست بگیرد، در همان روزی که رییس جمهور از رییس ورزش خواست تا خودش وارد میدان شود و عنان کار را در دست بگیرد، تئوری پردازان ورزش اصولگرایان با طراحی برنامه ای ویژه و با عبور از سد بزرگی بنام صفایی خواستند تا به رییس سابق فدراسیون فوتبال رودست بزنند و تا حدودی هم در این کار موفق بودند و با کاهش قدرت رییس کمیته انتقالی و خارج نمودن قدرت تصمیم گیری به هدفشان رسیدند و همه چیز برای در قدرت گرفتن آماده بود اما ناگهان مهمانی ناخوانده اما «خودی» همه چیز را بر هم زد. در این زمان حتی نامی از کفاشیان و برنامه هایش نبود و او منتظر دستورات برای پیشبرد اوضاع محسوب می شد و جزیی از برنامه در رده های پایینی بود. مهمان ناخوانده برای لوک همه چیز بر طبق برنامه پیش می رفت که ناگهان سردار آجرلو وارد میدان شد و همه معادلات علی آبادی را بهم ریخت. بر اساس برنامه، اصولگرایان قرار را بر انتخاب علی آبادی و ساختن تیمی قوی برای هیئت رییسه فدراسیون فوتبال گذاشته بودند اما برگ برنده علی کفاشیان که با حضور خود به ناگاه پرونده انتخابات فدراسیون فوتبال را از مسیر خارج کرد موجب گردید تا آجرلو به صحنه بیاید و زمینه را برای انتخاب کفاشیان آماده کند. در جبهه اصولگرایان که از احمدی نژاد تا لاریجانی و محسن رضایی و ناطق نوری و قالیباف در آن حضور دارند جنگ اصلی بر سر انتخابات ریاست جمهوری آینده است و در این میان احمدی نژاد خود را محق به انتخاب، رضایی خود را شایسته، لاریجانی خود را دارای شانس مناسب و قالیباف خود را برگزیده انتخابات قبلی و انتخاب بعدی می داند. جنگ اصلی در میان اصولگرایان میان قالیباف و احمدی نژاد است، دومی می گوید که برای ادامه برنامه ها بایستی اجماع بر او باشد و دومی معتقدست که اگر نظرها در روز آخر انتخابات ریاست جمهوری گذشته تغییر نمی کرد الان بجای صندلی شهرداری تهران باید بر تخت ریاست جمهوری تکیه می زد و حال بجای انتخابات نهم، او باید در انتخابات دهم پیروز باشد. برای رسیدن به هدف دو انتخاب برای آنان حائز اهمیت است، اولی انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم و دومی هم انتخاب ریاست فدراسیون فوتبال بعنوان یکی از پنج شغل اصلی و پرمخاطب و همیشه در صحنه کشور است که می تواند در برهم زدن بسیاری از معادلات سیاسی نقش آفرین باشد. ماجراهای سردار آجرلو و انتخابات را دیگر همه می دانند اما مهم اینست که کفاشیان با این زمینه توانست بهترین سود را از جنگ زرگری طرفین و حساس شدن فیفا نسبت به انتخابات بگیرد و با امر رییس جمهور و کناره گیری علی آبادی و همچنین دور بودن از بازی سیاسی صفایی در آخرین روز انتخابات، شهنازی از کاندیداتوری خود استعفا داد و کفاشیان بعنوان رییس فدراسیون برگزیده شد. او کیست؟ علی کفاشیان در پانزدهم مردادماه 1333 در شهرستان نایین متولد شد و با مدرک لیسانس اقتصاد از دانشکده حسابداری تهران فارغ التحصیل شد و مدرک فوق لیسانس خود را در رشته تجارت بین الملل از دانشگاه ماستریخ هلند دریافت نمود. از همان ابتدا فردی معتقد نشان داد و در سالهای 56 و 57 در فعالیت های قبل از انقلاب حضوری چشمگیر داشت. کفاشیان در سال های ابتدایی انقلاب بعنوان رییس هیئت دوومیدانی استان تهران برگزیده شد و بطوری جدی در ورزش حضور یافت اما نکته قابل توصیف برای او را می توان به پست دولتی و شغل اصلیش اشاره نمود. علی کفاشیان در بانک مرکزی کشور و در بخش تخصیص ارز فعالیت داشت که با پیشرفت های پلکانی و اثبات شایستگی های مدیریتی به ریاست تخصیص ارز منصوب گردید که با توجه به وضعیت خاص ایران در آن زمان و وجود جنگ هشت ساله دفاع مقدس و همچنین لزوم خرید و فروش های خارجی می توانست بسیاری از پوئن ها و استفاده از رانت ها را برایش مهیا سازد که هرگز به آنسو کشیده نشد و نسبت به کار و وضعیت کشور تعهد داشت. همچنین بعدها توانست به پست های مدير اداره نظارت ارز بانك مركزی، مدير اداره سياستها و مقررات بانك مركزي، عضو كميسيون ارز بانك مركزي و عضو شوراي خريد كالاهاي اساسي كشور نیز برسد. کفاشیان در سالهایی که مشغول به تحصیل بود عضو تيم ملي دووميداني ايران از سال ۱۳۵۵تا ۱۳۵۹در مواد ۱۰۰ متر با مانع و ۴۰۰ متر با مانع بود و همچنین از ركودداران دو ۱۱۰متر با مانع در آن زمان محسوب می شد و کاملاً به این ورزش پایه حساسیت زایدالوصف و علاقه فراوان داشت. لوک در پست های مدیریتی زمانی که او مشغول بکار در بانک مرکزی بود، پیشنهاد ریاست فدراسیون دوومیدانی را با توجه به عملکرد مناسبش در هیئت استان تهران دریافت کرد و خیلی سریع در این پست نیز قرار گرفت. حضو کفاشیان در دوومیدانی بگونه ای بود که نزدیک به هفده سال را بصورت منقطع در دوومیدانی گذراند و بجز دوره های کوتاه مدت مدیریت موسویان، رحیمی و نوریان در سال های ۱۳۶۰تا ۱۳۷۰و ۱۳۷۵تا ۱۳۸۲ به این عنوان انتخاب شد. همچنین او سابقه سرپرستی فدراسيونهاي ورزشي رزمي ، ژيمناستيك ، بولينگ و بيليارد ، سواركاري ، شطرنج ، قايقراني و اسكي روي آب را نیز در کارنامه دارد که به جهت حضور در پست معاون فنی و ورزشی سازمان تربیت بدنی به آن نائل شده بود. در همه این سالها او مسئولیت های فراوانی را به دوش داشت که می توان به معاون ورزشي و امور فدراسيون هاي سازمان تربيت بدني به مدت سه سال، رئيس شوراي برون مرزي، رئيس ستاد مسابقات دهه فجر، رئيس مجامع ورزشي کليه فدراسيون هاي ورزشي به مدت سه سال ، رئيس ستاد نظارت بر عملکرد بازي هاي المپيک 2004 آتن و بازي هاي آسيايي 2006 قطر، رئيس نخستين دوره مسابقات داخل سالن دو و ميداني آسيا در سال 2003، رئيس فدراسيون دو و ميداني به مدت 17 سال از سال 1360 تا 1370 و از سال 1375 تا 1382، دبيرکل کميته ملي المپيک از سال 1383 ااکنون، رئيس کميسيون رسانه هاي کميته ملي المپيک ، دبيرکل فدراسيون بازي هاي غرب آسيا و عضو هيات اجرايي فدراسيون همبستگي ورزشي کشورهاي اسلامي اشاره داشت. مرد همیشه خندان علی کفاشیان را همیشه می توان با ته لبخند همیشگی بیاد آورد، مردی که همانند صورت خندان، قلبی بزرگ برای بخشیدن و نگاهی احترام برانگیز برای طرف مقابل دارد. مدیریتش نیز مثل صورتش بر اساس خنده و دوستی و رفاقت است و بشدت متعهد و مسئول نشان داده است. یکی از دوستان نزدیکش می گوید:«مدیریتش را اینگونه تعریف می کنم، مبتنی بر مسائل دوستانه و اصل صداقت که هیچگاه فراموشش نمی کند. همیشه سعی می کرد مسائل را دوستانه و ریش سفیدانه حل و فصل کند و از عواقب مسائل مربوط دوری گزیند» وقتی توضیح بیشتری از او می خواهیم، می گوید:«ببینید، ممکن است مدیریت بسیاری خشک و رسمی و با دیسپلین باشد اما مدیریت کفاشیان بیشترین انعطاف را دارد و از برخوردهای جدی و مادون و مافوق خبری نیست و کمترین نشانه را می توان در آن یافت. همیشه با مسائل با روی خوش برخورد می کرد و همین به شما اعتماد بنفس می دهد» دوست دیگری که در یکی از هیئت های استانی با او همکار بوده است در این رابطه معتقدست:«خودش می گفت که مدیریت خشونتی و قاطعیت صرف چندان فایده ای ندارد و من اصولم بر اسا صداقت و اعتقاد است. من با او هشت سال کار کرده ام و بعنوان یک انسان صادق قبولش دارم» یکی از ویژگی های شخصیتی رییس فدراسیون فوتبال شوخ طبعی و دوست داشتنی بودن صحبت هایش است که همیشه ارتباطی نزدیک را با مخاطب ایجاد می کند، اما در فوتبال چنین مدلی پاسخگوی نیازهایش است؟ در فوتبالی مافیا و پدرخوانده های معلومش از همه توان برای تحت تاثیر قرار دادن عناصر استفاده می کنند، راه برای سوءاستفاده بیشترشان باز نمی شود؟ الگوی مدیریتی همانطور که اشاره شد یکی از موارد مدیریتی کفاشیان مربوط به برخورد با روی خوش و شوخ طبعی است. با اینکه دوومیدانی رشته ای تقریباً انفرادی محسوب می شود و بجز چند ماده جمعی، در بقیه موارد ورزشی فردی است اما گفته می شود مدیریت های علی کفاشیان مبتنی بر مشورت و استفاده از هسته های مشاوره و یا خردجمعی است، اصولاً او از جلسات هم اندیشی خسته نمی شود و در پی ایجاد بهترین بستر برای ورزش است. در این رابطه گفته می شود:«موفقیت هایی که در دوومیدانی می بینیم در اکثر موارد او دخیل بوده و به سبب حمایت های کفاشیان بوجود آمده است. در هسته مشاوره رییس خیلی از افراد وجود داشته اند همانند کریمی که الان خودش رییس فدراسیون است، تیمور غیاثی، بیژن شادمهر،حصیبی، دکتر علیجانی که در حال حاضر نائب رییس هستند، علیرضایی که فعلاً رییس هیئت تهران است یا دکتر علی فرشادمهر که سمت رییس کمیته انضباطی را بر عهده دارد. او بشدت معتقد به کار جمعی بوده و به تفکر جمعی اعتقاد داشته است.» همچنین در خصوص نحوه مدیریتش برای پوشش هزینه های ورزش صحبت های جالبی وجود دارد:«چیزی که الان بخاطرم آمد شاید برای شما هم جالب باشد، هیچوقت متکی به بودجه در اختیار نبود، مشکلات مالی فدراسیون را خیلی سریع پر می کرد و این کار را از طریق اعتبار شخصیش استفاده می نمود. دوومیدانی موارد متعددی دارد و بودجه تخصیصی کفاف آنرا نمی کرد اما وی با سعه صدر و حسن رفتار، از طریق نزدیکی با بخش خصوصی و فراهم سازی شرایط مناسب برای ادامه حیات آنها توانست مدیرانشان را همراه سازد و دوومیدانی را سرپا و موفق گرداند» در زمان مديريت هاشميطبا و افشارزاده در كميته ملي المپيك، يكي از مباحثي كه مورد توجه منتقدان بود، عدم برنامه محوري بود كه بر اين ايراد، تأكيدات فراواني ميشد، اما با حضور قراخانلو و کفاشیان در كميته ملي المپيك، عنوان شد كه نگاه برنامه محور به اين حوزه وارد شده است، خودش در این باره می گوید:« اصل كار همين است. ببينيد، ما بدون برنامه نميدانيم به كجا خواهيم رسيد و دقيقا به همين خاطر به هيچ نقطه مطلوبي نخواهيم رسيد. همچنين نه راه رسيدن به مقصود مشخص است و نه ابزار آن تعريف شده است. قطعا بايد از اين نگاه بيشترين بهره ممكن را ببريم . » اما در فوتبال چنین رویکردی می تواند پاسخ مناسبی داشته باشد:« يك مقدار كار ميبرد، اما به طور حتم با تكيه بر اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال، برنامهمحوري پاسخ ميدهد و ما را در رسيدن به اهدافمان با كمترين هزينه و زمان ممكن همراهي خواهد كرد. به هر حال، مطمئن باشيد بدون برنامه به هيچ جا نخواهيم رسيد كه نمودهاي عيني اين مسئله نيز وجود دارد و نياز به تفسير نيست . » و در بخش اقتصادی، علی کفاشیان مدیری اقتصادی است، رویکرد او در فوتبال چگونه خواهد بود:« اين ديدگاه در امر ورزش، باعث شده همواره بنا بر اصول منابع در دسترس، برنامهريزي كنيم و بعد از هر طرح به فراخور اولويتبنديها، اعتبارات لازم را تخصيص دهيم. من با توجه به اهميت محورهاي اقتصادي مباحث ورزشي، همواره برنامه مدوني در اين بخش داشتهام كه قطعا در فوتبال نيز به آن پرداخته ميشود. فوتبال يك قطب اقتصادي ويژه نيز هست كه مديريت خاص خود را براي اداره و بهرهبرداري مناسب از آن طلب ميكند . اميدوارم در صورت برگزيده شدن فعالتر وارد عمل شويم و نتايج مثبت اين حضور را به عينه ببينيم. » لوک خوش حرف ورزش نمی توان قطعیتی درباره سابقه سیاسی علی کفاشیان بیان داشت، او را نه می توان اصلاح طلب بدلیل حضور در دوران سیدمحمد خاتمی دانست و نه می توان با اطمینان از او بعنوان یک اصولگرا بدلیل حضور در راس هرم فوتبال در زمان محمود احمدی نژاد دانست، خودش در اینباره می گوید:« گمان ميكنم من چهرهاي ورزشي باشم تا سياسي و در ساختار ورزش، اصلاحطلب و اصولگرا چندان مطرح نيست و همه براي پيروزي ايران در ميادين قهرماني تلاش ميكنند » وی ادامه می دهد:« مسائل سیاسی چندان كارساز نيستند و خوشبختانه تلاش شده مباحث سياسي بر روند ورزش كشور تأثير نگذارند. من هم به عنوان مديري ورزشي فعاليت دارم و اين ديدگاهها را در سطح ورزش نميشناسم »علي كفاشيان، دبيركل كميته ملي المپيك، پيش از حضور در اين جايگاه به عنوان معاون مهرعليزاده كنار قراخانلو فعاليت ميكرد، اما در حركتي حسابشده در اواخر دولت هشتم به اين حوزه وارد شد تا چهرههاي اصلاحطلب به طور كامل از رأس ورزش كنار نروند . كفاشيان كه گفته می شود كميته ملي المپيك با تكيه بر او پيش ميرود، روابط حسنهاي با عليآبادي برقرار و در دو سال اخير، اعتماد رئيس دستگاه ورزش را جلب كرد تا زمام امور فوتبال بر عهدهاش گذاشته شود و بدين شكل دوران فعاليتش در جايگاه مديريتي ورزش كشور براي چهار سال تمديد شود. براي اين مدير اقتصادي حضور در پست ریاست فوتبال در روزهای آخر ماههاي فعاليتش را به عنوان دبيركل كميته ملي المپيك ملي بسیار دلنشین است، چراكه قطعا ده ماه ديگر، چهرههايي منتصب به دولت نهم از مجمع عمومي كميته ملي المپيك رأي اعتماد خواهند گرفت و جانشين رئيس و دبيركل اين كميته خواهند شد . در صورت برگزيده شدن كفاشيان به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال، امكان دارد از اين پس از وي به عنوان چهرهاي محافظهكار ياد و خط سياسياش نيز دچار تغييرات شود و او نيز قطعا براي در اختيار گرفتن چنين جايگاهي، هزينههاي فراواني پرداخت خواهد كرد كه در طول زمان مشخص خواهد شد . اما نکته امیدوارکننده برای رییس جدید فدراسیون فوتبال به صراحت لهجه و بیان عقاید و کمبودهای پیش روست که در این شرایط بسیار مهم و اسای جلوه می نماید، هنوز حتماً بیاد دارید که در بحث كمبود بودجه كميته ملي المپيك براي المپيك پكن، آشكارا مسائل موجود را بيان كرد و خواستار رسیدگی فوری و رفع نقایص آن شد.بهرحال علی کفاشیان کمتر حاضر می شود مصاحبه ای را از دست بدهد و در این میان تناقض های گفتاری نیز فراوان وجود دارد. انتخاب شدم بهرحال علی کفاشیان بعنوان گزینه سازمان و رییس فدراسیون فوتبال برگزیده شد اما او عملاً همه مسائل را حاشا می کند و خودش را مستقل می داند. بد نیست بدانید که همه چیز حکایت از انتخاب کفاشیان در روزهای پایانی داشت و حتی جانشینش در کمیته ملی المپیک نیز برگزیده شده بود و در شانزدهم دی ماه اعلام گردید که 22 دی، زمان انتخاب جانشین دبیرکل است و همه این اتفاقات زمانی در حال وقوع است که نه شهنازی استعفا داده بود و نه انتخاباتی برگزار شده بود که کفاشیان برگزیده شده باشد. خودش در اظهارنظری جالب در خصوص این قضیه می گوید:« به هر حال از پيش به فكر بود كه اگر چنين اتفاقي افتاد و من رئيس فدراسيون فوتبال شدم، كارها بر روي زمين نماند و به فكر چاره بوديم! مطمئن باشيد سازمان نظري روي هيچ كدام از كانديداها ندارد و همانگونه كه اعلام كردهاند، از چهره برگزيده اين انتخابات حمايت ميكنند . » در انتظار روزمرگی در همه جای دنیا این افراد نیستند که مکلف می شوند و در انتخابات شرکت می کنند بلکه جمع، گروه، حزب و جمعیتی که بر اساس آگاهی از شرایط می آیند و با شناختی که از دوره های مختلف پنجاه ساله دارند نسبت به ایجاد و نگاشت برنامه اقدام می کنند و خیلی زود آنرا در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می دهند تا نقاظ ضعف و قوتش شناخته شود و بر همان اساس به تکمیل برنامه کمک کند. در فوتبالی که بدلیل ساختار دولتی بودن و عدم تفکر مناسب در جهت فراهم سازی شرایط حضور بخش خصوصی، هر رییس با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند، علی کفاشیان با چه امید و برنامه ای وارد شده است؟ کدامیک از اعضای مجمع خواستار برنامه ای جامع از سوی وی شده اند؟ چالش های پیش روی فوتبال و حل مسائل بزرگ و ارتباط با مجامع ملی چگونه شنخته، تئوریزه و عملیاتی خواهد شد؟همین ضعف ساختاری فوتبال و شاید ورزش و حتی مملکت ماست که علی آبادی را بر آن می دارد که ادعا کند 24 ساعته مربی تیم ملی را بر می گزیند یا با 40درصد توان مشکلات را حل می کند! علی کفاشیان بر آمده از چنین سیستم و تفکری چگونه فوتبال را به سرمنزل مقصود می رساند؟ متاسفانه بحث اختلاف سلایق در مدیران ورزش ایران به چگونگی دیدگاه ها و برنامه ها باز نمی گردد بلکه اختلاف موجود میان اجرای فعالیت های روزمره است که به «روزمرگی» ختم شده است. عملیاتی کردن برنامه ای که نوشته نشده و یا در حال نوشته شدن است بدون اینکه مبتنی بر اصول باشد و یا شناخت درستی حاصل نشده باشد محکوم به «روزمرگی» خواهد بود، باور ندارید؟ |