|
مطلبی طنز از کاندیداهای مربیگری تیم ملی از نوع وطنی اش!
Feb 22,2008 00:00
by
چیا فؤادی
دست هاى پشت پرده بزرگواران
مطالب امروز ويژه هستند. آن هم ويژه مربيانى كه كانديداى جايگزينى جناب خاوير كلمنته سر كارى شده اند. لطفاً جناب كفاشيان مطالعه لازم را بفرماييد:
براى يادآورى- مكان: مصاحبه مطبوعاتى پس از انتصاب: «خدارو شاكرم كه باز دوباره فرصتى شد تا در خدمت بزرگوران باشم و بيشتر شاكرترم كه دوباره به خونه اى كه خودم آجرهاشو كار گذاشته بودم برگشتم. خوشحالم از اينكه اوضاع ۳۶۰ درجه برگشت و ورق عوض شد تا حق به حق دار برسه و سر تيم ملى بريده نشه و نگذاريم تا تيم به دست نااهلانى مثل كلمنته بيفته البته من خودم مى دونستم كه يه روزى دوباره برمى گردم چون عقل هم حكم مى كرد كه من بايد سرمربى بشم اما فقط بگم كه اين بار نه منصور ابراهيم زاده دستيارم خواهد بود نه پيروانى، اين بار حشمت خان مهاجرانى دستيارم مى شه و على آقا پروين رو مدير فنى مى كنم. هيچ استقلالى هم به تيم ملى دعوت نمى شه تا حساب كار دست همه بزرگوارها بياد. كاش الان در ليگ ما، تيم شاهين وجود داشت تا ما از اين تيم يه سرى بازيكن دعوت مى كرديم. البته استقلالى ها نبايد شاكى باشند چون پرسپوليس الان صدر جدوله و طبيعتا تعداد بازيكن هايش بايد بيشتر باشه، باز هم شاكرم و تعجب مى كنم كه اين بار دست هاى پشت پرده نتونستن مانع سرمربيگرى بنده بشن كه باز هم از اون بزرگوارها تشكر مى كنم كه نتونستن مانع بشن تا من سرمربى تيم ملى كشورى بشم كه ۹ هزار سال قدمت داره و انرژی هسته ای داره و منم اولین لژیونر بعد از انقلابش هستم و ...
خاك بر سر تلفن ثابت باز هم براى يادآورى- مكان: مصاحبه مطبوعاتى پس از انتصاب: «آقا پريشب در رختخوابم خوابيده بودم. خواب ديدم موبايلم زنگ مى خوره. توى خواب گفتم من كه هميشه موبايلم خاموشه، تعجب كردم و از خواب پريدم. پا شدم رفتم ديدم تلفن ثابت خونه زنگ مى خوره، فكر كردم يك مزاحم پدرسوخته است. گوشى رو خواستم بردارم و هر چى از بد و بيراه هاى پاستوريزه از دهنم درمياد رو بهش بگم. ديدم يك صداى معصوم و مظلوم از پشت گوشى گفت: «آقا فيروز، تبريك، سرمربى تيم ملى شدى!» گفتم: تو بى خود مى كنى نصف شب خبرمى دى، صبح نمى تونستى بگى؟ برگشت گفت: اگه نمى گفتم تا صبح معلوم نبود شما سرمربى بمونى! پرسيدم: مگه ساعت چنده؟ گفت: ۴۵:۵ صبح! گفتم: الان كه صبحه! برگشت گفت: «ولى هوا تاريكه!» خلاصه آقا من از تيم ملى، تيمى مى سازم كه همه كيف كنند. بازيهاى دوستانه رو هم تدارك ديدم كه مقابل تيم هاى پاس همدان، صنعت نفت آبادان و مس كرمانه! اين بازيها مى تونه كمك زيادى به ما بكنه چون من خودم قبلا مقابل اين تيم ها باختم. در مورد بازيكنان هم بايد بگم بازيكن هاى استقلال اهواز و پرسپوليس به تيم ملى دعوت نخواهند شد ...
فرار به سوى مساوى جمله اول پاراگراف های قبلی را بخوانيد: «من خودم باور نمى كردم كه بعد از آنكه حقم در سال ۷۷ خورده شد و نگذاشتند سرمربى تيم ملى بشوم، باز هم من را سرمربى تيم ملى بكنند چون بعد از آن سال ها در تيمى به آن صورت موفق نبوده ام البته ۲ سال پيش سايپا را تا نزديكى هاى قهرمانى بردم اما زيرآبم را زدند و ديديد كه سال بعدش سايپا چه جورى قهرمان شد؟ پس چون سايپا سال بعد قهرمان شد و چون تيم، تيم من بود، پس من سايپا را قهرمان كردم البته كارنامه ام پر از مساوى است و اين را خودم هم قبول دارم اما آن سال كه استقلال تهران را به دسته سه بردم تقصير من نبود. به هر جهت من اين عقيده را دارم كه نبايد از سرمربى كه تيمش پانزدهم است و نزديك به سقوط، دعوت كنند اما حالا كه آقايان لطف داشته اند اعلام مى كنم كه هر كس لايق باشد را به تيم ملى دعوت مى كنم، ممكن است از كسانى هم دعوت كنم كه خداحافظى كرده باشند، مثل على دايى، رحمان رضايى و حتى احمدرضا عابدزاده، چون دروازه بان خوب نداريم. در ضمن اگر همه حريفان در مرحله مقدماتى مساوى كنند، ما از گروه بالا مى رويم چون ما هم هدفمان گرفتن مساوى در همه بازيهاست آن هم با تفاضل گل بالا!!!»
از بلندترين برج ژوهانسبورگ می پرم پایین خدا وکیلی! مصاحبه مطبوعاتى ديگه: (لطفاً با دور تند بخوانيد) خداوكيلى مى گم ها، خداوكيلى، من تيم ملى رو، خب، خب؟ قهرمان مى كنم! اونم نه قهرمان ايران، قهرمان دنيا، قهرمان جهان. يه تاكتيك ناب و ايرانى و اكبر ميثاقيانى رو مى كنم. اونم تاكتيك اوت اندازيه، با اوت قهرمان جهان مى شيم خداوكيلى! شما نگاه كنيد ببينيد مى خواهم چيكار كنم! سوشا مكانى دروازه بان رو دعوت مى كنم. بعد على يحيى نژاد، فرهاد طباطبايى، سپهر حيدرى، على عليزاده، امير فلاحى كه البته يه مدت پيكان بود رفت تيم ملى جوانان ولى يه مدتى ناپديد شده، ابوذر رحيمى، محرم حبيبى، محمد نوازى، على انصاريان، مهدى اميرآبادى و خلاصه همه اونايى كه خوب اوت مى اندازن رو دعوت مى كنم، تيم هم قهرمان مى شه، مى بينيد كه از راه آهن فقط يكى دو نفر دعوت كردم. زمستون و تابستون واسم يكيه و خلاصه واسه اينكه سرمربى تيم ملى شدم از احدالناسى تشكر نمى كنم اسم خداداد عزيزى رو پيش من نبريد. در ضمن اگر تيم ملى اوت انداز ايران قهرمان جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى نشد خودم رو از برج ايفل پاريس يا بلندترين برج ژوهانسبورگ پرت مى كنم پايين خداوكيلى!» |