حضور قطبی در تیم ملی; هم به نفع تيم ملي ، هم به نفع پرسپوليس!
Feb 24,2008 00:00 by majidaram

بحث انتخاب سرمربي تيم ملي وارد فاز جديدي شده است . اين بار نام يك ايراني بر روي نيمكت تيم ملي حك خواهد شد . در اين چند روزه اسامي مختلف و متعددي به گوش رسيده است ، از اميرخان زخم خورده ، دكتر با تجربه ، علي دايي تازه به دوران مربيگري رسيده  گرفته تا افشين قطبي مدرن . هر روز هم ازيك وب سايت و يك برنامه تلويزيوني و يك منبع موثق و غير موثق يك خبر بيرون مي آيد كه شانس فلان مربي بيشتر است . اما سياست فوتبال ما در اين سال ها بيانگر اين است كه بر خلاف تمام اين پيش بيني ها و حدس و گمان ها هميشه رأي فدراسيون چيز ديگري بوده است . امروز در اكثر روزنامه ها و وب سايت ها نام امير قلعه نويي و دكتر ذوالفقارنسب بيشتر از ديگران به عنوان شانس اول به چشم مي خورد ، اما بعيد نيست طبق همان سياست مذكور به يكباره افشين قطبي ، امپراطور سرخ ها سرمربي تيم ملي شود .

اما انتخاب قطبي محاسن زيادي دارد، هم براي پرسپوليس و هم براي تيم ملي . كسي منكر يكه تازي پرسپوليس با افشين در نيم فصل اول نيست اما قصد داریم به صورت كاملاً منطقي با اين موضوع برخورد كنیم .

شروع فصل پرسپوليس طوفاني بود و تاريخي. همه مي دانند كه يك مربي كه 30 سال از يك مملكت دور بوده و دقيقاً يك هفته مانده به آغاز ليگ به كادر فني  اضافه شده ، نمي تواند در عرض 4، 5 هفته يك تيم را متحول كند . پس اين نتايج متعلق به افشين قطبي نبوده و نيست. مرد اول آن روزهاي پرسپوليس حميد استيلي بود اين را خود افشين قطبي هم مي داند، اما همكاري و آينده نگري اين دو باعث شد كه پرسپوليس روزهاي خوشي را سپري كند. در آن موقع افشين در پرسپوليس همان كاري را مي كرد كه با هيدينگ و فربيك در كره انجام داده بود يعني نقش يك ويدئو تئوريسين به روز و حرفه اي. شايد فقط و فقط كارنامه و سابقه بين المللي قطبي بود كه واژه سرمربي را در كنار اسم او قرار مي داد. به مرور زمان و باآشنايي بيشتر افشين با شرايط فوتبال ايران و ليگ ما ، كم كم نقش او در پرسپوليس به عنوان يك سرمربي واقعي پررنگ شد . اما امروز او مي تواند به هر دو جبهه كمك شاياني كند. مهم ترين ويژگي بارز قطبي ، تأكيد بر سازمان دهي تيمي و نظم و انضباط گروهي و بخشيدن روحيه تيمي به يك گروه است . امروز تيم ملي ما به اين خاصيت بيش از هر چيزي نيازمند است. افشين در اين مقطع با همان نكات بارزي كه به پرسپوليس تزريق كرد مي تواند تيم بي روح و مسخ شده ملي ما را درمان كند. او شخصيتي حرفه اي و بين المللي دارد ، شخصيتي كه تيم ملي بيش از پرسپوليس به آن نيازمند است . اما بر سر پرسپوليس چه مي آيد ؟

پرسپوليس تيم توانمند و مقتدري است. از هواداران متعصب و بي شمار گرفته تا مديريت كارآمد و نيمكت و بازيكنان خوب و سطح اول در فوتبال ايران .

كاشاني تا به امروز به خوبي وظايف مديريتي را انجام داده و پرسپوليس را از گردابي كه در اين چند سال گرفتار آن بوده بيرون كشيده است . استيلي با تعصبی که به پرسپولیس دارد نيز توانائي هاي لازم را براي سرمربي شدن دارد. او مدتي در كنار سلطان دستيار پرسپوليس بود ، چند صباحي در كنار دنيزلي مشغول به كار بود و نزديك به 6 ماه است كه در كنار قطبي كار مي كند . در عرصه بازيكني نيز تمامي كوچه پس كوچه هاي فوتبال را سپري كرده ، پس مي تواند تا پايان فصل و شايد هم بيشتر سكان هدايت سرخ هاي پرسپوليس را در دست بگيرد .در ضمن با رفتن قطبي و تسلط بيشتر استيلي بر روي بازيكنان و آشنائي حميدخان با سبك فوتبال پرسپوليس ، چه بسا اين تيم علاوه بر نتيجه ، بازي هاي هجومي و دلچسبي را به نمايش بگذارد و در نظر بگیرید دیگر شایعات مبنی بر اختلاف قطبی و استیلی نیز به گوش خواهد رسید!

 تيم ملي هم با يك شوك حرفه اي وبين المللي تازه كه با خون ايراني آميخته شده است مي تواند جان دوباره اي بگيرد . تجربيات افشين در عرصه تيمهای ملي بخصوص با توجه به اينكه در تيم هاي آسيائي كار كرده است مفيدتر و كارآمدتر است . پس چه بسا آمدن قطبي به تيم ملي در اين برهه هم به سود تيم ملي تمام شود و هم به نفع پرسپوليسي كه براي بازي هجومي و زيبا جان مي دهد و برای این جان دادن نیاز به خونی تازه دارد!