سه گانه ای از احوالات تیم استقلال :حجازی شدیدا پشیمان است!
Feb 25,2008 00:00 by چیا فؤادی

چیا فوادی

پشيماني، پشيماني
 كلاغ پنجره‌هاي ما اين روزها سخت مشغول كار است. البته هي SMS مي‌زند كه ناصر خان به قائمشهر رفته و نساجي را در دست گرفته و هنوز اين تيم را دوست دارد و خلاصه هي شايعه مي‌پراكند. بعد كه ديد اين ستون در مورد ناصر خان و رفتن به قائمشهر و دلخوري از فتح‌الله‌زاده و فيروز خان چيزي نمي‌نويسد، با اينكه موبايلش اعتباري بود، دلش را به دريا زد و زنگ زد و گفت: «ناصر خان بدجوري پشيمان است!» پرسيدم چرا؟ جواب داد: «ناصر خان به اطرافيان نزديكش مي‌گويد كاش اول فصل برهاني را نمي‌گرفتم. بيخود محسن خليلي را پراندم. كاش ميثم منيعي و پژمان منتظري را به راحتي قبول نمي‌كردم. حسين كاظمي و عباس آقايي همينجوري مفتكي از چنگم پريدند» و مرتب سيگار مي‌كشد. كلاغ  ما استقلالي نيست اما استقلالي‌ها را دوست دارد، همانطور كه پرسپوليسي‌ها را هم دوست دارد و 24 ساعته دم رختكن استيل‌آذين است!

خداحافظي كن آقا...

اين مجيد جلالي از دست تو چي كشيد؟ واسه همين بود كه زود موهاي شقيقه‌اش سفيد شد و بالاي سرش خلوت! تو يك تنه داري همه چيز رو خراب مي‌كني. اونقدر فرصت از دست دادي كه نيم‌فصل اول هم استقلال رو نزديك سقوط به ليگ يك، هم ناصر حجازي رو فرستادي روي سكوها! حالا هم نوبت حنجره فيروز خان و قلب ناصر خان است كه از دست تو و كارهات دچار پارگي و گرفتگي بشن. البته در مورد حنجره فيروز خان و خود ناصر خان امروز بحث مفصل داريم كه بيا و ببين، ولي جون آرش برهاني بيا و تجديد نظر كن. نه فكر نكني ما مثل مجيد جلالي و بقيه كارشناسان مي‌خواهيم به چرايي و چگونگي گل نزدن تو بپردازيم، اصلا و ابدا، ولي جون ما  بيا و تغيير پست بده، چه مي‌دونم، هافبكي، دفاعي، حتي دروازه‌بان! بله، مگه دروازه‌باني بده؟ آقا همين وحيد قليچ كه سال‌ها تو پرسپوليس دروازه‌بان بود قد و بالاش از تو هم كمتر بود. از تو گل بزن درنمياد. همين استقلال دست و پا شكسته كه الان با خس‌خس رده ششم جدول است با گل‌هاي تو مي‌تونست بيخ گوش صباباتري و سپاهان باشه. اصلا تو با اين گل نزدن‌هات كاري كردي كه نوشتن از ياد ما هم  بره. چطوره از فوتبال خداحافظي كني؟ نه؟ بدك نيست‌ها...

حنجره طلايي
از وقتي نویسنده این ستون  فهميده كه قرار است حنجره فيروز خان عمل شود حسابي احوالش درب و داغان شده است. بين اين همه حنجره چرا بايد حنجره فيروز خان اينطوري شود؟ كار دنيا همين است، بايد كسي كه قشنگ حرف مي‌زند تارهاي صوتي‌اش پاره شود. حيف شد. آدم دلش براي حرف زدن فيروز خان تنگ مي‌شود، حتي اگر به جماعت روزنامه‌نگار بگويد كه اراجيف مي‌نويسند باز هم فيروز كريمي دوست داشتني است. همين كه در مورد فيكس بودن و اخراج پيروز قرباني گفت: «اگر اينطوري است، پس بايد بگويم ناصر خان گرم كند برود توي دروازه، صادق را هم مي‌فرستم دفاع چپ!» آنقدر خنديديم كه يادمان رفت فيروز خان با روزنامه‌ها و خبرنگارها قهر كرده است. جناب كريمي، اين را بدان كه تو حنجره طلايي‌ترين سرمربي فوتبال ايران هستي، همانطور كه رسانه‌اي‌ترين سرمربي تاريخ فوتبال هستي، با اينكه نه استقلالي بودي، نه پرسپوليسي! تو خيلي باهوشي، چه باحنجره، چه بي‌حنجره. راستي از بنز سي‌ال‌كاي نقره‌اي متاليك 300 ميليوني‌ات چه خبر؟ رد مي‌شوي يك بوق براي ما بزن كه حسابي محتاج بوقيم. راستي يك پيشنهاد هم داشتيم؛ سر تمرينات چهار تا باند بزرگ (از اينايي كه مخصوص كنسرت‌ها هستن) چهار گوشه زمين بگذار با اكوي زياد، يك ميكروفن سيار هم دست بگير. براي حال حنجره‌ات مفيد است. تجسم اين فضا قشنگ نيست كه تو ميكروفن به دست بگويي: «لطف لطف لطف كنيد كنيد كنيد سانتر سانتر سانتر بفرماييد بفرماييد بفرماييد.»