|
گزارشی تكان دهنده از افزایش پدیده جادوگری در فوتبال ایران!جادو و جنبل هر روز بیشتر از دیروز!
Mar 07,2008 00:00
by
saeed_gharaee
سعید قرایی/خبرگزاری پارس فوتبال حسن هوری ستاره نفتی ها در بازی با مس کرمان شده بود. او حتی در بدترین واکنش های خودهم دروازه اش را بسته نگه می داشت تا با دیدن محمد تقوی!! ( سرمربی اسبق سایپا در فصلی كه همه گونه شایعه مبنی بر رابطه این تیم در آن زمان با جادوگران شنیده می شد )برروی نیمکت نفت حسی بدی به کرمانی ها تزریق شود. بعد از بازی در حالی که همه گمان می کردند هوری نای راه رفتن هم نداشته باشد، او همانند یک قهرمان دوی سرعت خود را به نیمکت مس رساند تا حوادث جالبی رقم بخورد: قبل از شروع بازي، حسن هوري گلر صنعت نفت يك كيسه كوچك را بين دستكشهايش پنهان كرده بود. دوروبرش را نگاه كرد و سپس پريد سمت دروازه. در حالي كه بازيكنان مشغول گرم كردن خودشان بودند و طرفداران مشغول تشويق، هوري بقچه مذكور را رو كرد وآن را دوروبر دروازه قل داد. اين حركت را اعضاي كادر فني مس كرمان ديدند. قبل از بازي يك فرد ناشناس با مربي اين تيم تماس گرفته بود و ميگفت، نفتيها يك دستگاه جادوگر اجاره كردهاند!! قضیه واقعا جالب بود. شاید در همان دید اول این قضیه یک خرافات محض جلوه کند اما اگر بدانیم که پای دعا نویسان و البته در كنار آنها جادوگران از چند صباح کمی بیشتر است! که به فوتبال ما باز شده است کمی خشممان بیشتر می شود. ذهن شما را متبادر می کنیم به لیگ 83-84 که یکی از همین مربیان فعلی نفت، برروی نیمکت سایپا می نشست و در آن فصل نتایج به واقع فوق العاده ای می گرفت. در بازی سایپا و پگاه گیلان در رشت، در یک صحنه ممبینی داور آن بازی به سود رشتی ها اعلام پنالتی می کند. او روی نقطه می ایستد و در حالی که رشتی ها شادمانی می کنند ناگهان جهت دست ممبینی تغییر می کند و خطای پگاهی ها را اعلام می کند!! ممبینی در توضیح آن صحنه می گوید هنوز نمی دانم چرا این اتفاق افتاد. پنالتی به ضرر سایپایی ها صد در صد درست بود و من آن را اعلام کرده بودم و هنوز نمی دانم چرا به یکباره نظرم عوض شد انگار هیپنوتیزم شده باشم! این عجیب ترین رویداد ماورالطبیعه فوتبال ایران بود که خیلی هم سر و صدا کرد و باعث محرومیت چندین ماهه ممبینی شد. این قضیه حتی در تاریخ 28 بهمن 1385 در روزنامه گل از طریق م.ت که کرمانی ها حتما او را از این پس بیشتر هم خواهند شناخت تایید هم شده بود! پیگیری ها و تعقیب، جستجوگران را به خانه شخصی به نام الف-الف کشاند و شایعات به حدی قوت گرفت که گفته می شد م.ت برای این شخص با باشگاه خودش قرارداد مالی خوبی هم بسته است. باشگاه انکار کرد و مربی وقتی دید بازیکنان تیمش از وجود اتفاقات غیر طبیعی در تیمشان با روزنامه نگاران صحبت می کنند ناچار شد در آن روزنامه اعتراف کند دوستی دارد به نام الف.الف که به اصطلاح نفسش حق است و برای موفقیت تیم دعا می نویسد ولی نه قراردادی بسته است و نه جادوگر است. اما کسانی که از نزدیک رابطه این دو را می دیدند بعید می دانستند که قضیه فقط به دعا نویسی ختم شود و به الف.الف فقط مزد نفس حق داده شود!
|