|
کاپلو؛ مرد همیشه قهرمان...
Mar 19,2008 00:00
by
alijavaddehghan
علیجواد دهقان/خبرگزاری پارس فوتبال یک نگاهی به فوتبال باشگاهی انگلیس بیندازید، بی انصافی است اگر آنها را دست کم بگیریم، هر کسی برای خودش سلیقه هایی دارد و با معیارهای خودش به ارزیابی مسایل مورد علاقه اش می پردازد اما در مورد انگلیس و حضور چهار تیم باشگاهی اش در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان چه می توانید بگویید. این مسئله غریبی نیست، آنها و تیم هایشان در فصول گذشته هم خوش درخشیده اند و پتانسیل های بالای خود را به رخ حریفان ایتالیایی و اسپانیایی و آلمانی کشیده اند. اما این قصه فوتبال باشگاهی انگلیس خیلی متفاوت با قصه فوتبال ملی آنهاست. فوتبال ملی شان برای خود ساز دیگری می زند. هجوم بازیکنان از ملیتهای گوناگون به باشگاه های انگلیسی و دستمزدهای خوبی که در این باشگاه ها پرداخت می شود کلکسیونی از ستارگان را در انگلیس گرد هم آورده است و ضمنا آنکه فرصت نفس کشیدن را نیز برای بازیکنان بومی روز به روز کمتر کرده است. هر مربی برای بقای شغل خود هم که شده است دیگر حساب هموطنش را نمی کند و به سراغ ستارگانی که باشگاه برایشان پول پرداخته است می رود و از آنها استفاده می کند. همین مسایل هم دست به دست هم داد تا فاجعه بزرگ حذف انگلیس از رسیدن به یورو 2008 روی دهد، واقعاً که جای تعجب است چرا مسئولان اتحادیه انگلیس جایگزینی بهترتر از مک لارن برای اریکسون پیدا نکردند. نیمکت تیم ملی انگلیس در دوران هدایت مک لارن شاید ضعیفترین نیمکتی بود که تیم ملی انگلیس بخود دیده بود و مک لارن که در روزهای آخر دیگر امیدهایش را ناامید می دید حتی دست به ابتکاری بزرگ زد و از بکهام برای بازگشت به تیم ملی دعوت کرد ولی حتی بکهام هم نتوانست کاری بکند. بهترین حرفها در مورد انگلیسی ها را بیلیچ کرووات زد هنگامی که گفت آنها حریفانشان را خیلی دست کم گرفته بودند. نوشداروی بعد از مرگ... اتحادیه بعد از فاجعه دست به کار شد و مک لارن را اخراج کرد و در جستجوی جایگزین نامداری برآمد و همه می دانستند که دیگر هیچ انگلیسی تا مدتهای مدید به این نیمکت نزدیک نخواهد شد. صحبت از مورینیو، مارچلو لیپی و کاپلو و نامهای بسیار دیگری بود اما سرانجام قرعه به نام کاپلو زده شد و دون فابیویی که مدتی بود از دنیای پر هیاهوی توپ گرد کناره گرفته بود راهی لندن شد تا سکان هدایت تیم ملی انگلیس را بر عهده بگیرد. همه بخوبی واقف هستند که انتخاب کاپلو بمانند یک نوشدارویی بود که دیرهنگام بکار گرفته شد اما از سویی دیگر میتوان به انتخاب اتحادیه آفرین گفت چرا که آینده نگری آنها بر دیگر مسایل بیشتر می چربیده است. کاپلو دیگر مدتهاست که نامش مترادف با مرد همیشه قهرمان شده است. با مروری کوتاه بر کارنامه فعالیت های کاپلو از آغاز تا به پایان می توان فهمید که اگر انگلیس به چیزی که مدتهاست در انتظار آن است دست یابد این کار فقط از عهده یک نفر بر می آید و آن هم کاپلو است. کاپلو تاکنون در شهرهایی همچون میلان، مادرید، رم و تورین مربیگری کرده است و در همه باشگاه های آنها امتحان خوبی را پس داده است. کاپلو چگونه کاپلو شد؟ کاپلو فوتبال را از آنجا که پدر و عمویش هر دو فوتبالیست بودند بعنوان بازیکن در پیش گرفت. در رم و یوونتوس و میلان بازی کرد ولی نامی برای خود دست و پا نکرد و فقط یک بازیکن حد متوسط باقی ماند. جالب است که بدانیم همین مربی بزرگ فقط دو بار برای تیم ملی کشورش به میدان رفت و از قضا یکی از آنها هم رویارویی با تیم ملی انگلیس آن هم در ورزشگاه ویمبلی بود و کاپلوی آن روزگار با تک گل خود انگلیس را با یک گل شکست داد و این روزها چه بسیار این خاطره در رسانه ها یادآوری شد. کاپلو بعد از کنار گذاشتن فوتبال که در باشگاه میلان روی داد تا مدتی در برنامه های تلویزیونی ورزشی به فعالیت ادامه داد ولی در سال 1991 بود که میلانیها را قانع کرد تا او را انتخاب کنند و جایگزین مربی بزرگی همچون آریگو ساکی شد. ستارگانی که کاپلو در ابتدای ورودش به دنیای مربیگری با آنها کار می کرد با هیچ کدام از ستارگان امروز دنیای فوتبال قابل مقایسه نیستند، مارکو فان باستن، رود گولیت، فرانک رایکارد، فرانکو بارزی و شماری دیگر که این مجموعه موفق توانست در طول پنج سال چهار قهرمانی در ایتالیا را به نام خود ثبت کند و در یک فینال رویایی در لیگ قهرمانان با چهار گل بارسلونا را درهم شکست و به خوبی لقب شکست ناپذیر را برای مدتها از آن خود کرد. کاپلو در سال آخر حضورش در میلان به مقام چهارم بسنده کرد و جای خود را به اسکار تابارز اروگوئه ای داد. مرد نظم گرای دنیای فوتبال با رزومه درخشان خود راهی رئال مادرید اسپانیا شد و توانست با تکیه بر فوتبال دلخواه خود که بیشتر دفاع کردن در آن ارزش دارد تا زیبا بازی کردن رئال را در سال 1997 قهرمان اسپانیا کند. در مورد کاپلو باید گفت که او در همان سال روبرتو کارلوس، داور شوکر، کلارنس سیدورف و میاتوویچ را به رئال آورده بود و همین ترکیب درخشان بود که بعد از خروج رئال تا مدتها برای رئال افتخار آفرید. اسپانیایی ها به کاپلو لقب دون فابیو داده بودند و دون فابیو به ایتالیا بازگشت و دوباره به میلان آمد ولی نتوانست کاری برای باشگاه بکند و میلان در پایان فصل دهم شد در حالی که یووه را در صدر جدول می دید. سال 1999 او راهی رم شد و باشگاه پایتخت نشین در همان سالها شروع به ریخت و پاش عجیب و غریبی برای رسیدن به اسکودتو کرده بود و سرانجام این خرجهای گزاف در سال 2001 به ثمر نشست و کاپلو با ستارگانی همچون توتی، باتیستوتا، کافو و... قهرمان ایتالیا شد. کاپلو بعد از قهرمانی هر کاری کرد ولی رم را دیگر نتوانست به اسکودتو برساند و در سال 2004 تصمیم گرفت به تیم یوونتوس بپیوندد. رفتن او به یووه انتقادات فراوانی را برانگیخت و او را به عدم تعهد متهم کردند ولی او یک حرفه ای به تمام معنا بود که اخلاق را در چنین زمینه هایی کنار می گذاشت. کاپلو قبل از رفتن به یووه در رم تنش های فراوانی را با بازیکنان و هواداران رمی ایجاد کرده بود که عمده ترین آن مربوط به اختلاف او با توتی مربوط می شود. آقای مربی با یووه تورین دو بار پیاپی قهرمان ایتالیا شد ولی از بدشانسی او، فدراسیون فوتبال ایتالیا و دیگر دست اندرکاران قضایی ایتالیا به پر و پای دار و دسته موجی پیچیدند و قهرمانی ها را از یووه گرفته و آنها را به سری ب تبعید کردند. کاپلو که اوضاع را نامساعد می دید دوباره قصد مسافرت کرد و اینبار راهی رئال مادرید شد. او در انتخاب کردن مقصدهایش هم حسن سلیقه دارد، او می دانست که رئال برای رسیدن به یک قهرمانی حریصتر از گذشته شده است و او می تواند با آن سبک بازی اش همین کار را هم انجام دهد. رئال با کاپلو با نوسان هایی کارش را شروع کرد. مسئولان دمدمی مزاج رئال چند بار در طول فصل به کاپلو در زمینه اخراجش هشدار دادند ولی کاپلو با نتیجه گرفتن در ال کلاسیکو ها توانست تا پایان فصل دوام بیاورد و نهایتا به قهرمانی دست یابد. کاپلو در رئال مادرید قهرمان شده بود ولی به نوعی در پایان کار سزای رفتارهای نادرستش را در خروجهای نابهنگام از باشگاه رم و یوونتوس دید و کالدرون او را اخراج کرد. کاپلو مدتی را کناره گرفته بود و با سرگرمیهای دیگرش وقت می گذراند تا اینکه فاجعه در انگلیس رخ داد و نام او بر سر زبانها افتاد. او به لندن رفت و قراردادش را امضا کرد و رسما سرمربی تیم ملی انگلیس شد، انتخاب او از سوی بسیاری از مربیان بزرگ لیگ برتر و حتی خارج از انگلیس نیز تایید شد. تا جایی که به طنز گفته می شد که ونگر و فرگوسنی که هیچ وقت با هم سر سازش نداشتند در مورد انتخاب او به یک نقطه اشتراک رسیده بودند و از آن حمایت کردند. آمدن کاپلو با انگلیس سبب شده است که شاهد جمع شدن کلکسیونی از بزرگترین مربیان دنیای فوتبال نیز در این جزیره کوچک باشیم. چند سال پیش بود که فرگوسن گفته بود آرزو دارد تا یکبار تیمش در مقابل تیم (آس رم) کاپلو بازی کند و تجربه رویارویی با او را داشته باشد و اکنون آنها به هم نزدیکتر از گذشته شده اند ولی از نوع دیگرش. کاپلو در ابتدای کارش قرار دارد و فعلا وارد فاز درگیری با مربیان بزرگ انگلیسی نشده است و شاید هم به مانند اریکسون دوست نداشته باشد که با این مربیان پرخاشگر جار و جنجال به پا کند و کارش را در سکوت انجام دهد. کاپلو در زمان شروع کارش در انگلیس یک دیدار دوستانه را مربیگری کرد و آن هم در مقابل سوئیس در ورزشگاه ویمبلی که با پیروزی دو بر یک انگلیسی ها همراه بود. این پیروزی خفیف می تواند نتیجه خوبی برای شروع کار باشد. کاپلو با غیبت تری به دلیل مصدومیت انتخاب اول خود برای کاپیتانی را استیون جرارد دانست و در بسیاری از خطوط نیز تغییراتی بوجود آورد. مطمئن باشید هر جا که کاپلویی هست مسائل فراوان حاشیه ای نیز همراه او است بخصوص از نوع تنش بین او و بازیکنان که اغلب بسود او می انجامد. او همانند همتایان مقتدرش که در لیگ برتر انگلیس کم نیستند به هیچ وجه اهل باج دادن به بازیکنان نیست، همان کاری که استیو مک لارن به نوعی آن را رواج داده بود. مسئله حضور یا عدم حضور بکهام در بازیهای آتی تیم ملی انگلیس مسئله ای بود که رسانه های انگلیسی می خواستند با پرداختن به آن هیجانات را فراوانتر بکنند ولی کاپلو به راحتی از کنار آن گذشت و بکهام را هم از رسیدن به رکورد 100 بازی ملی تا اطلاع ثانوی محروم کرد. کاپلو؛ دیکتاتوری دوست داشتنی کاپلو مربی نظم گرایی است که به گفته مارسل دسایی در فوتبال با هیچ کس رفاقتی ندارد و فقط به نتیجه می اندیشد. نظم گرایی او به حدی خشن است که بوفون از آن به دیکتاتورمابی تعبیر کرده بود. شاید همین خصوصیات کاپلو است که او را بر آن داشت تا در اسپانیا از ژنرال فرانکو دیکتاتور سالهای گذشته اسپانیا تمجید کند و توانایی هایش را بستاید و مورد انتقاد فراوانی قرار گرفت. اما مسئولان اتحادیه فوتبال انگلیس امیدوار هستند که مربی شان رعایت مسایل را بکند و عقاید شخصی اش را تا می تواند در مجامع عمومی بیان نکند تا حاشیه ای برای تیم درست نشود. کاپلو در طول دوران مربیگری اش با بازیکنان بزرگی کار کرده است که اکثر آنها به هیچ وجه با او دچار مشکل نشدند ولی یاغیان معدودی نیز بودند که هر از چند گاهی کاپلو برای تنبیه شان آنها را مدتها از ترکیب تیم دور نگه می داشت. کاپلو در میلان با دی کانیو دچار مشکل شد و بازیکن ایتالیایی با الفاظی رکیک او را مورد انتقاد قرار داد و دیگر برای میلان به بازی گرفته نشد. او در رم طاقت نداشت که ستارگانش را بالاتر از خود ببنید و همین خودخواهی های کاپلو تنش های فراوانی را مابین او و باتیستوتا و توتی و تنی دیگر ایجاد کرد. دون فابیو در یوونتوس با دل پیرو و ادگار داویدز دچار مشکل شد و در رئال نیز با دیوید بکهام و کاسانو بیشترین درگیری ها را داشت و رونالدوی نگون بخت را نیز کاری کرد که مجبور به ترک سانتیاگو برنابئو شود. یکی از خصوصیات عمده کاپلو آن هم در فوتبال حرفه ای این بود که بازیکنان مورد علاقه اش را بعد از ترک باشگاه سابق ترغیب می کرد که به باشگاه جدید او بیایند و این موارد چند باری رخ داد که می توانیم به حضور پانوچی در میلان، رئال مادرید و رم اشاره کرد و همچنین حضور زبینا و امرسون در رم و یوونتوس و در نهایت حضور کاناوارو و امرسون در یوونتوس و رئال مادرید اشاره کرد و فعلا که می بینیم دست این مربی از همه جهت برای انتخاب بازیکنان دلخواهش بسته است و او باید به انگلیسی ها فقط اتکا کند و بس. کاپلو؛ مردی هنردوست مرد 61 ساله ایتالیایی جدا از دنیای فوتبال به دنیای هنر نیز علاقمند است و از طرفداران پر و پا قرص موسیقی کلاسیک است و دوست دارد که اوقات فراغتش را در اوپراها نیز بگذراند. او عاشق مسافرت نیز است و به این مسایل که دقت می کنیم کمتر تشابهی را با آن چهره اغلب برافروخته او در میادین فوتبال می بینیم. چه کسی مانند اوست؟ کاپلو با پشتوانه کارنامه ای درخشان که به همراه خود دارد در رسیدن به نیمکت تیم های بزرگ دنیا چه ملی و چه باشگاهی شانس بالایی دارد، و مربیان معدودی همچون او هستند که احتیاج به بازار گرمی زیادی برای نشان دادن خود ندارند و شاید بهترین نمونه او را در میان مربیان نسل جدید فوتبال اروپا خوزه مورینیو بدانیم. کاپلو همانگونه که پیشتر اعلام کرده بود قصد دارد با سرمربیگری تیم ملی انگلیس از دنیای فوتبال کناره گیری کند، پس برای دیدن آخرین سالهای حضور کاپلو بر روی نیمکت فرصت دیدن بازیهای تیم ملی انگلیس را از دست ندهید اگر این مرد را دوست دارید. |