خدا علی دایی را دوست دارد؟ دايي، طلا و ديگ مسي
Mar 21,2008 00:00 by علیرضا خطیبی

علیرضا خطیبی

خدا علي دايي را دوست دارد.» اين جمله فرضيه‌اي است كه هر روز بيشتر از قبل قوت مي‌گيرد. تعطيلات نوروز بهترين زماني است كه مقابل علي دايي قرار گرفته، او مي‌تواند از نبود مطبوعات بهترين استفاده را بكند و مقابل بحرين و كويت تمام سعي و خطاهاي مشغول كننده ذهنش را انجام دهد. دايي اين شانس را دارد كه در هر دو بازي هم خارج از ايران بازي كند و با اين وصف حتي از شعارها و گزند تماشاگران پس از عدم نتيجه‌گيري احتمالي هم در امان بماند.

 به‌هر حال «دايي سرمربي» در ادامه روند دايي بازيكن مي‌خواهد يك‌بار ديگر نامش را نه در فوتبال ايران كه در فوتبال جهان بر سر زبان‌ها بيندازد ودر اين‌راه از آن «دست نامريي» هميشگي هم مي‌تواند سود ببرد، دستي كه هميشه مثل يك بال فرشته بالاي سر او حركت مي‌كرده و البته آقاي سرمربي هم به‌خوبي قدر آن را مي‌داند. نبايد از ياد برد همه آنهايي كه در يك دهه گذشته عنوان پرطمطراق سرمربي تيم‌ملي را يدك كشيده‌اند، شروع‌هاي نااميدكننده‌اي داشتند. بلاژويچ به كره جنوبي باخت، مايلي‌كهن مغلوب تركمنستان شد و امير قلعه‌نويي نتوانست از پس سوريه بر بيايد. پس حتي عدم نتيجه‌گيري احتمالي هم نمي‌تواند از دايي يك سيبل بسازد؛ اما براي خود دايي بازي با بحرين و البته با كويت از آن دست فرصت‌هايي است كه دايي استاد استفاده كردن از آنهاست؛ نبايد از ياد برد كه همين آقاي سرمربي فقط با 10 دقيقه حضور مقابل عمان، ميخش را براي 13 سال در نوك خط‌حمله تيم‌ملي محكم كرد و حالا بايد اين «سوءاستفاده» را نه در زمين كه در پيست تارتان انجام دهد. امير قلعه‌نويي هنوز هم در قبال پذيرفتن هدايت تيم‌ملي در آن مقطع بحراني حرف مي‌زند و آن را يك «فداكاري محض» مي‌داند و در اين قاب علي دايي به قطع مي‌تواند بيشتر از همه سخنراني كند؛ به‌هر حال علي دايي پس از يك‌سال فوق‌العاده سخت و تراژيك بازگشت خوبي داشت و سايپا را قهرمان كرد و حالا مي‌تواند با رهنمون ساختن تيم‌ملي به جام‌جهاني يك پله ديگر از سطح افتخارات را تجربه كند و تبديل شود به اولين ايراني كه در مقام بازيكن و سرمربي عازم جام‌جهاني شده است؛ سال 87 است و آروزهاي بزرگ و تمام نشدني. مردي كه سال‌هاست دست به هرچه مي‌زند تبديل به طلا مي‌شود؛ حالا اوست و اكسيري كه بايد خرج اين ديگ رنگ‌ورو رفته فوتبال ايران بكند.