پاس همدان آغاز پيشرفت در مسير آينده!پیام پاس همدان این است:فوتبال ایران باید به سمت خصوصی شدن برود!
Apr 18,2008 00:00 by aalei
علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
۱- پرسپوليس و استقلال نمونه حاضر و آماده و شكست خورده فوتبال دولتى هستند. اين ۲ تيم نشان دادند تزريق پول دولتى به بدنه فوتبال تا چه حد مى تواند مجموعه اى را «ايستا» و بى حركت سازد كه شكست ها و پيروزى ها هيچ تغييرى در روند آنها ايجاد نكند. تيم هاى دولتى در همه اين سال ها «شكست خورده» بوده اند كه حتى پيروزى  هاى مقطعى نيز نتوانسته تغييرى در سرنوشتشان ايجاد كند و آنها را در مسيرى جديد قرار دهد. فوتبال مبتنى بر پول دولتى همان خواهد شد كه توليدى در آن صورت نگيرد و همه چيز ويترينى و تجارى باقى بماند تا عرصه براى دلالان فراهم گردد.
۲- بدون رودربايستى بايد گفت دل هيچ مديرى براى تيم دولتى اش نمى سوزد چرا كه سود و زيان در آينده آنها تأثيرى نخواهد داشت و پوئن مثبت و منفى برايشان محسوب نخواهد شد. براى حبيب كاشانى و فتح الله زاده چه تفاوتى دارد كه در فصل تا چه ميزان بودجه دارند و چگونه هزينه مى كنند و ثمره اين مخارج چه خواهد بود؟ مى توان باور كرد كه جذب كريمى و قطبى براساس برنامه اى از پيش تعيين شده و هدفى روشن بود؟ اگر آرى پس به چه دلايلى ابتدا بازيكنان انتخاب مى شوند و سپس مربيان جذب باشگاه ها مى گردند؟ فوتبال دولتى همين است، هرچقدر هم زيان بر باشگاه ها وارد شود، دولت مى تواند پول تزريق كند. هر ميزان سرخابى ها جريمه شوند، مى توان به سازمان تربيت بدنى چشم داشت تا از عهده اين سوء مديريت ها و بى تدبيرى ها برآيد.
۳- نيروى انتظامى با چراغ سبز سازمان تربيت بدنى در ابتداى ليگ دست به حركتى تازه زد و پاس همدان را به بخش خصوصى واگذار نمود. علت اين تصميم هرچه مى تواند باشد اما نتيجه آن كمك به فوتبال و حركت سازماندهى شده اين تيم باشگاهى در ليگ شد. پاس همدان در شروع كار با مشكل مواجه بود كه آن را مى توان طبيعى تلقى نمود اما هرچه به جلو گام برداشت و بازى هاى بيشترى را در كارنامه ديد، مجموعه اى هماهنگ تر،  با برنامه تر و هدفمندتر شد تا امروز بتواند مدعى جديد ليگ قلمداد شود. پاس همدان حاصل نگاه خصوصى با هدف به فوتبال است، نگاهى كه مى تواند آينده صباباترى، راه  آهن، پرسپوليس، پيكان، استقلال و تيم هاى ديگر را نيز تأمين كند. پاس تهران اگر چه در سايه برنامه ريزى توانسته بود تبديل به قطب قدرتمندى در ليگ شود اما پاس همدان كه در دست بخش خصوصى قرار دارد توانسته علاوه بر حفظ روند برنامه ريزى، به تيمى پرتماشاگر تبديل شود و روى نوار پيروزى گام بردارد و حرف هاى تازه اى براى گفتن داشته باشد. اين از اثرات توجه به بخش خصوصى و قرار دادن لوازم و شرايط مناسب براى حيات  آنهاست تا توانايى هايشان را بارور كنند.
۴- فوتبال دولتى محكوم به شكست و فوتبال متكى به بخش خصوصى و نظارت دولت منتج به پيشرفت و توليد جريانات تازه براى فوتبال است. فوتبال دولتى كه تبديل به فوتبال رانتى مى شود، مى تواند دلالان را به سمت خود جذب كند اما فوتبال غيردولتى و هدفمند حتى توانايى ساماندهى و سازماندهى واسطه ها و دلالان را دارد. پاس همدان نمونه خوبى براى مديران دولتى است تا به عمق تصميم مهم و حياتى خود براى فوتبال و ارزش آن پى ببرند و انگيزه اقدامات بعدى را براى ادامه بيابند. گذر از فوتبال دولتى و رسيدن به دست كشيدن دولت از هزينه در فوتبال، يعنى گامى اساسى و مهم براى آينده، روزهاى تنفس پاك و فوتبال توليدى ايران كه دور از دسترس نيست.