از نوجوانان معصوم طرفدار استقلال و پرسپولیس تا امپراطوری اسکناس کارخانه فولاد مبارکه در فوتبال ایران ...
Apr 18,2008 00:00 by 582945

خبرگزاری پارس فوتبال:آنچه در ادامه می آید در راستای اعتقاد این خبرگزاری مبتی بر احترام به تضارب آرا و اصل آزادی بیان بر اساس منشور ژونالیسم بین الملل است و انتشار این مقاله دال بر اعتقاد یا رد  مسوولان این خبرگزاری به مفاد آن نیست و این رسانه آماده انتشار مقاله ای شامل پاسخهای مناسب و با رعایت اصول ادبی - نگارشی به این مطلب هست و خواهد بود.

در چند روز اخير مطلبي بر روي خروجي خبرگزاري پارس فوتبال قرار گرفت که به موضوعاتي همچون نحوه برخورد کميته انضباطي در قبال تيم هاي مختلف و به ويژه دو تيم مردمي پرسپوليس و استقلال و تيم فولاد سپاهان و رفتار هاي تماشاگران با عنوان (( فحاشی های دربی را ما که شنیدیم ؛ آفای شاه حسینی ، شما هم شنیدید؟تبعیض تا به كجا؟!)) مي پرداخت. مطلبي که به عقيده نگارنده این سطور بيش از آنکه با در نظر گرفتن واقعيات جاري در جامعه فوتبال ما نوشته شده باشد با در نظر گرفتن نمايش هايي که محمد رضا ساکت  مديرعامل باشگاه فولاد مبارکه سپاهان  بنا به دلايل مختلف هر از چند گاهي به روي صحنه مي برد نوشته شده بود.
آنچه در زير مي خوانيد شايد بيش از آنکه پاسخي به آن مطلب باشد اصلاحيه اي به آن مطلب است. به اميد آنکه بتوان نگاه مردم را از نمايش هايي که در فوتبال ما به اجرا در مي آيد به سوي واقعيات حاکم بر فوتبال ما تغيير داد.

1-    در بخش ابتدايي مقاله آمده است (( در مرحله نيمه پاياني جام حذفي سال گذشته نتيجه اي در ورزشگاه آزادي برابر صد و ده هزار هوادار قرمز پوش رقم خورد که حتي بدبين ترين هوادار پرسپوليس نيز آن را متصور نمي شد)). در اينکه بخش زيادي از هواداران پرسپوليس هرگز رقم خوردن آن نتيجه را تصور نمي کردند شکي نيست. اما اينکه بخواهيم براي توضيح و تفسير آن به عباراتي مثل بدبين ترين و خوش بين ترين متوسل شويم نمي تواند واقع بينانه باشد. آن دسته از هواداران پرسپوليس که هرگز رقم خوردن آن نتيجه را تصور نمي کردند نوجوانان هوادار پرسپوليس بودند که از زدوبند ها و لابي هاي حاکم بر فوتبال ما بي خبر هستند. نوجوانان معصومي که چيزي از پشت پرده تلخ فوتبال ما که در سال هاي اخير بخش زيادي از معادلات فوتبال ما را رقم زده است بي خبر بودند. هواداراني که تنها به عشق پرسپوليس به ورزشگاه آمده بودند و يا در هر گوشه اي از اين کشور قلب هايشان براي موفقيت پرسپوليس مي تپيد. آنهايي که تنها ظواهر فوتبال ما را مي بينند و معصومانه آن را دنبال مي کنند هرگز اين نتيجه حتي در ذهنشان نيز راهي نداشت. اما اشخاصي که جريان فوتبال را به طور دقيق پيگيري مي کنند آن هايي که تلاش مي کنند قول و قرارها و روابط پشت پرده و زد و بند هايي که در فوتبال ما در چند سال اخير در سطحي گسترده رواج پيدا کرده است را ببينند. آنهايي که تلاش مي کنند ناديدني هايي فوتبال ايران را ببينند. براي انها نه تنها اين نتيجه که حتي شکست پرسپوليس با نتيجه اي سنگين تر نيز قابل تصور بود.

2-    در جايي ديگر از مقاله مي خوانيم (( تهراني ها ورزشگاه بزرگ آزادي را به منظور گرفتن انتقام شکست هاي متمادي برابر سپاهان و فينال از دست رفته ي سال قبل از آن مملو از جمعيت کرده بودند)).
تهراني ها ورزشگاه آزادي را مملو از جمعيت کرده بودند؟حقيقتي که  همه نيز آن را مي دانند اين است که دو تيم استقلال و پرسپوليس در سراسر ايران داراي هوادار هستند و براي تماشاي بازي هاي آنها علاقه منداني از ديگر شهر ها نيز براي تماشاي مسابقاتشان به ورزشگاه مي آيند. مطمئنآ براي تماشاي آن بازي نيز هواداران پرسپوليس در ديگر شهر ها به ورزشگاه رفته بودند... و آنها نيز به پر شدن ورزشگاه آزادي و به نمايش گذاشتن شکوه پرسپوليس از لحاظ پايگاه مردمي در مقابل شکوه امپراطوري اسکناس کارخانه فولاد مبارکه در فوتبال ايران عاشقانه به تيم محبوبشان کمک کردند. درست است که گستره طرفداران تيم آقاي ساکت و شرکاء كمی بیشتر از محدوده اعضاي کانون هواداران مي شود اما اين دليل نمي شود که گستره هواداران استقلال و پرسپوليس که سراسر ايران و حتي جهان را در بر مي گيرد را فراموش کنيم. زماني که امپراطوري اسکناس کارخانه فولاد مبارکه در فوتبال ايران با دلار هايش خود نمايي مي کند اين حق را هم بايد براي استقلال و پرسپوليس مردم قائل باشيم که با ميليون ها طرفدارانشان شکوه و عظمت خود را به نمايش بگذارند.

3-    در قسمت ديگري مي خوانيم (( صداي تشويق اصفهاني هايي که از نصف جهان به تهران آمده بودند )). همه می دانیم كه آنها از اصفهان نيامده بودند بلکه از اصفهان آورده شده بودند. يعني آنها را از اصفهان آورده بودند.

4-    همچنين در مقاله براي امپراطوري اسکناس کارخانه فولاد مبارکه در فوتبال ايران از صفت محبوب استفاده شده است. (( صداي تشويق اصفهاني هايي که از نصف جهان به تهران آمده بودند و تيم محبوب خود را تشويق مي کردند)). باید پرسید تيم محبوب؟ يا داريد شوخي مي کنيد يا احتمالآ معني واژه محبوب را نمي دانيد. مي توانيد بگوييد اين چه تيم محبوبي است که براي مسابقه اي مثل بازي برگشت فينال جام حذفي که قهرمان اين رقابت ها در آن مشخص مي شود به زور آن همه تبليغ و فعاليت گسترده براي جذب تماشاگر تنها مي تواند چيزي در حدود دوازده هزار نفر را به ورزشگاه بکشاند؟ مي توانيد بگوييد اين چه تيم محبوبي است که با اين همه فعاليت براي جذب تماشاگر مسابقاتش در ليگ برتر چه در نقش جهان و چه در فولاد شهر در حضور حداکثر دو- سه هزار تماشاگر برگزار مي شود؟ اين چه تيم محبوبي است که تقریبا تنها اعضاي کانون هواداران باشگاه براي رفتن به ورزشگاه و تماشاي مسابقاتش از خود رغبت نشان مي دهند؟ اينگونه اظهار نظر ها در باره محبوبيت اين تيم يکي از نتايج همان نمايش هايي است که مسئولان تيم آقاي ساکت و شرکاء به روي صحنه مي برند. آنها براي اينکه به  بودجه هاي افسانه هايي که هر ساله کارخانه فولاد مبارکه از پول هاي مردم براي اين تيم هزينه مي کند مشروعيت بدهند اين نمايش ها را اجرا مي کنند براي اينکه اينگونه القاء کنند که اين تيم هم براي خودش هوادار دارد و به اين خاطر اعضاي کانون هواداران باشگاه را با هزينه باشگاه به شهر هاي ديگر مي برند. به انها پيراهن هاي رايگان تيم خود را مي دهند و ديگر هزينه هايي که براي جذب تماشاگر انجام مي دهند. زماني که سرهنگ عمادي که مسئول تامين امنيت در بازي تيم هاي پرسپوليس در برابر سپاهان مي گويد: (( به ما گفته شد که شما سکو هاي فولاد شهر را خالي نگه داريد ما قرار است با اتوبوس تماشاگر بياوريم)). آيا معنايي جز اين دارد که سکو ها را خالي بگذاريد قرار است (( آدم )) جمع کنيم و بياوريم. آيا معنايي جز اين دارد که قرار است آدم جمع کنيم و پيراهن امپراطوري اسکناس را تن آنها و پرچم امپراطوري اسکناس را نيز به دست آنها بدهيم و آنها را به ورزشگاه بياوريم؟

5-    در مقاله اشاره به برخورد متفاوت کميته انضباطي در قبال رفتار نادرست هواداران پرسپوليس و استقلال با اتفاقات تلخ ورزشگاه فولاد شهر در بازي رفت تيم سپاهان و پرسپوليس شده است...و براي نمونه به چگونگي برخورد کميته انضباطي با رفتار نامناسب هواداران پرسپوليس در بازي نيمه نهايي جام حذفي اشاره شده است.  اما چگونه مي توان اين دو موضوع را با هم مقايسه کرد؟ حادثه اي که در بازي نيمه نهايي جام حذفي اتفاق افتاد را هواداران پرسپوليس به وجود آوردند اما بر طبق اطلاعيه تاريخي فرماندهي انتظامي اصفهان  در حادثه ورزشگاه فولاد شهر مسئولان تيم سپاهان دست داشتند. همه مي دانند که نهادي همچون فرماندهي انتظامي اصفهان هرگز بدون در اختيار داشتن مدارک و اسناد لازم اطلاعيه اي را صادر نخواهد کرد. در آن اطلاعيه تاريخي آمده بود:((...پيش از آغاز مسابقه برخي افرادي که بعضآ در باشگاه سپاهان مسئوليت دارند با الفاظ نامربوط تماشاچيان دو تيم را تحريک کرده اند...)). حال سوال اينجاست چگونه مي توان انتظار داشت که کميته انضباطي با دو حادثه اي که مسبب يکي از آنها هواداران يک تيم بوده اند و مسبب ديگري ( يا حداقل به عنوان عامل محرک در روي دادن آن ) مسئولان يک تيم بوده اند برخورد يکساني داشته باشد؟ در کدام حالت کميته انضباطي بايد برخورد شديدتري داشته باشد؟ زماني که هواداران يک تيم باعث ايجاد بي نظمي شوند يا زماني که مسئولان يک تيم به عنوان يکي از عوامل ايجاد بي نظمي نقش ايفا کنند؟... والبته فراموش نکنيد در حادثه ورزشگاه فولاد شهر يک سرباز نيز نابينا شد.

6-    همچنين در جايي از مطلب باز به اين موضوع که کميته انضباطي به استفاده هواداران استقلال و پرسپوليس از الفاظ ناشايست در دربي واکنش نشان نداده است. بدين شکل: (( ...اما وقتي تهراني ها اين عمل زشت و قبيح را انجام مي دهند عملي از خود نشان نمي دهيد؟...)). باز هم اين مساله فراموش شده است که هواداران استقلال و پرسپوليس تنها محدود به شهر تهران نمي شود.

7-    در مورد کميته انضباطي و نحوه برخورد با تيم هاي مختلف هرگونه انتقاد مسئولان سپاهان تنها مي تواند نوعي فرار به جلو لقب بگيرد. زيرا تاريخ فراموش نخواهد کرد روزي را که تيم سپاهان تنها دو ساعت و نيم تاخير پرواز از بازي مقابل فولاد خوزستان امتناع کرد و کميته انضباطي نيز راي به قانوني بودن اين امتناع داد. پرسش اينجاست که کدام تيم مي تواند به خاطر تنها دو ساعت و نيم تاخير پرواز از انجام يک مسابقه ليگ برتري خود داري کند؟ استقلال؟ پرسپوليس؟ کدام تيم جز تيم آقاي ساکت و شرکاء؟

8-    در مورد سه قهرماني تيم سپاهان در جام حذفي و اينکه اين قهرماني ها چگونه به دست آمده اند هم مسائل بسياري براي نوشتن وجود دارد که بايد به تفصيل و به صورت مستقل آن را نيز مورد بررسي قرار داد.