هاشميان در گفت‌وگو با دويچه‌وله: فوتبال ايران براي جهاني شدن خيلي كار دارد
Apr 25,2008 00:00 by Parsfootball

وحيد هاشميان، ملي‌پوش ايراني هانوفر، از فصل آينده بوندسليگا براي باشگاه بوخوم به ميدان مي‌رود. او در بين سال‌هاي 2001 تا 2004 در مجموع 87 بازي براي بوخوم، در ليگ‌هاي دسته اول و دوم آلمان 34 گل به ثمر رسانده بود.

 به نقل از دويچه‌وله‌ي آلمان، قرارداد هاشميان با باشگاه پيشينش، بوخوم، 2سال اعتبار خواهد داشت و در صورت توافق دوطرف مي‌تواند به مدت يک سال ديگر تمديد شود. هاشميان در وب سايت شخصي‌اش از «بازگشت به خانه» سخن گفته است و «خوشحالي» را از اين گام ابراز داشته است.

وحيد هاشميان از سال 1999 در بوندسليگا فعال است و از آن زمان تا کنون براي باشگا‌ه‌هاي هامبورگ، بوخوم، بايرن مونيخ و هانوفر به ميدان رفته است، اما موفق ترين سال هاي خود را بدون شک در بوخوم تجربه کرده است، تيمي که به گونه‌اي به خانواده او بدل شده بود.

هاشميان پيش از پيوستن به بوخوم در گفت‌وگويي با "دويچه وله" اظهار داشته بود که از تيم‌هاي ليگ آلمان، اتريش و هم‌چنين آسيا به وي پيشنهادهاي همکاري شده است، اما او ادامه فعاليت در بوندسليگا را ترجيح مي‌دهد، مشروط بر آن که اين فعاليت بتواند هم از لحاظ بازيگري و هم از لحاظ مالي رضايت او را جلب کند.

متن اين گفت وگو در زير مي آيد:

* آقاي هاشميان، نزديک به 9 سال است که از حضور شما در صحنه‌ي فوتبال بوندسليگاي آلمان مي‌گذرد و اکنون در پايان سومين فصل فعاليت‌ شما در تيم فوتبال هانوفر هستيم. وضعيت کلي‌تان در حال حاضر چگونه است؟

_ فراز و نشيب‌هاي زيادي با تيم هانوفر داشتيم. بعضي موقع‌ها به رده‌ي پنجم خودمان را رسانديم، بعضي موقع‌ها دوباره به رده‌ي هجدهم سقوط کرديم و وضعيت من هم در تيم هانوفر به همين شکل بود. ما بعد از تغيير و تحولاتي که در تيم‌مان بوجود آمد و بعد از مربي‌هايي که داشتيم، لينن، پيتر نويرور و بعد هکينگ آمد. هکينگ موقعي که آمد به من اعتقاد داشت. سال پيش بازي‌هاي زيادي براي ايشان انجام دادم، ولي امسال ايشان تاکتيک يک مهاجمه را چيد و بازيکن تيم ملي آلمان هانکه را خريد و بيشتر شانس را به ايشان داد. اين باعث شد که من نتوانم توانايي‌هايم را نشان بدهم و کمتر به‌من بازي رسيد. ولي بازي‌هايي که کردم، مثل بازي مقابل بوخوم موقعي که آمدم توي زمين، گل زدم و باعث پيروزي و سه امتياز شدم. در يکي از بازي‌هاي اخير مقابل فرانکفورت با پاس گلي که دادم، تيم‌مان توانست ببرد و سه امتياز هم از اين بازي بگيريم. بازي روستوک که آمدم توي زمين، بازي صفر- صفر بود، بازي سه هيچ شد. يعني در بازي‌هايي که توي زمين آمدم، هميشه با امتياز براي تيم‌مان همراه بوده است. ولي کمتر مورد استفاده قرار گرفتم. اما خوشحال هستم که آماده هستم هنوز، سرحال هستم، سلامت هستم و سال آينده هم سالي‌ست که براي من باز است هنوز و مي‌توانم سال‌هاي ديگر بازهم بازي کنم در بوندس ليگا و توانايي‌هايم را نشان بدهم.

* قرارداد سه ساله شما با باشگاه هانوفر در تابستان امسال به پايان ميرسد. برنامه آينده شما چيست؟

- همان‌طورکه مي‌دانيد، اين‌ها صحبت‌هايي‌ست بين مشاور ورزشي من و هانوفر انجام شده بود. ولي با توجه به اينکه من ديدم اينجا بازي به آن صورت نمي‌رسد و مربي من روي تاکتيک خودش اصرار دارد و بازيکن‌هايي که خودش آورده است، بخاطر اين تصميم بر جدايي از تيم هانوفر گرفتم و تقريبا قطعي است. پيشنهاداتي هست که از تيم‌هاي اتريش و آلمان و از خارج آلمان و آسيا دارم. ولي تمام تمرکز و فکر من بودن در آلمان است و دوست دارم در آن سطح بالاي ليگ دنيا و آلمان کار بکنم. بخاطر همين اولويت در تيم‌هاي آلماني است براي من. خدا را شکر پيشنهاداتي از آلمان دارم، ولي سعي مي‌کنيم بهترين پيشنهاد را که هم از لحاظ بازيگري و هم از لحاظ مالي برايم خوب باشد را انتخاب کنم و از دو جهت بتوانم راضي باشم و اميدوارم که به زودي بتوانم تيم جديدم را مشخص کنم.

* باشگاه بوخوم که در گذشته دوران موفقي را در آن پشت سرگذاشته‌ايد، به جذب شما تمايل دارد. آيا اين باشگاه براي شما گزينه‌ مهمي محسوب مي‌شود؟

- بله. تيم بوخوم هم يکي از اين تيم‌هاست که از سال گذشته علاقه داشت من را بگيرد. تابستان علاقه داشت بگيرد، در تعطيلات نيم فصل علاقه داشته من را جذب کند، ولي همه چيز را کشاندم به پايان فصل، چون من در پايان فصل بازيکن آزاد مي‌شوم و هنگامي که بازيکن آزاد بشوي، تصميم‌گيري برايت راحت‌تر است و خودت فقط مي‌تواني تصميم بگيري، نه باشگاه. البته معمولا در اين يک‌سال گذشته در تيم هانوفر بود که اعتقاد داشتم من مي‌توانم با بروز توانايي‌هايم خودم را دوباره توي تيم قرار بدهم. ولي متاسفانه همه چيز در فوتبال بستگي به توانايي ندارد. ولي الان با خيال راحت براي تابستان انتخاب تيم مي‌کنم.

* شما هميشه گفته‌ايد که تا وقتي در سطح بالاي فوتبال بوندس‌ليگا بازي خواهيد کرد، که بدنتان و جسم‌تان توانايي پاسخگويي به استانداردهاي لازمه را داشته باشد. حالا به نظر خودتان تا چند سالگي مي‌توانيد در صحنه‌ي بوندس‌ليگا فعاليت داشته باشيد؟

- فوتبال هميشه پر از حاشيه، پر از اتفاقات، پر از مصدوميت است و هيچ کس نمي‌تواند پيش‌بيني کند. ولي اميدوار هستم تا سن 35 سالگي داخل آلمان بمانم. دوست دارم به‌عنوان يک ايراني يک نماينده خوب براي فوتبال کشورم در آلمان باشم. بعد از آن هم دوست دارم کلاس مربي‌گري را در آلمان کامل کنم تا بتوانم يک مربي خوب براي کشورم بشوم.

* صحبت از ايران شد. وضعيت فوتبال ملي ايران را دو سال پس از جام جهاني آلمان و پس از نزديک به يک‌سال سردرگمي در سمت سرمربي‌گري تيم ملي چگونه مي‌بينيد؟

- متاسفانه من بايد بگويم که فوتبال ايران نه از بازي‌هاي آسيايي، بلکه از بازي‌هاي جام جهاني دچار مشکل شد. بعد ما مدت زيادي رئيس فدراسيون نداشتيم و نظم نداشتيم و مربي نداشتيم. همه اينها باعث شد فوتبال ما در يک وضعيت بيمار قرار بگيرد. ولي به نظر من توانايي فوتبال ايران بالاست و با برنامه‌ريزي منظم، مربي‌هاي خوب مي‌توانيم ما دوباره در آسيا حرف اول را بزنيم. ولي براي جهاني‌شدن هنوز خيلي کار داريم.

* شما پس از کنارگيري موقت و چندساله‌تان در سال 2004 مجددا به تيم ملي فوتبال ايران بازگشتيد. آن در زماني بود که ايران در آستانه‌ي حذف شدن از مرحله‌ي مقدماتي جام جهاني 2006 بسر مي‌برد. در زماني بود که جامعه‌ي فوتبال ايران از شما خواهش کرد که برگرديد به تيم ملي ايران و تنها اين دو پيروزي مقابل اردن و قطر با گل فراموش‌نشدني شما در دقيقه‌ي 90 مقابل قطر به داد ايران رسيد تا ايران به مرحله‌ي دوم مقدماتي جام جهاني صعود کند. الان هم در وضعيت مشابهي با آن دوران قرار گرفته‌ايم. تيم ايران پس از دو بازي خودش در مرحله‌ي مقدماتي جام جهاني 2010 با مشکل برخورد کرده است. آيا شما احساس نمي‌کنيد که وجودتان در تيم ملي لازم است؟

- من يک ايراني‌ام، به ايراني بودنم هم افتخار مي‌کنم و آرزويم اين است که هر زماني بتوانم براي تيم کشورم و ايران کاري انجام بدهم و نيازي نيست که از من خواهش بشود يا از من بخواهند که من دوباره برگردم. چنين صحبتي وجود ندارد و متاسفانه آدم‌هاي کمي اين صحبت‌هايي که شما الان کرده‌ايد يادشان مانده است. از تمام بازيکن‌ها بايد قدرشناسي کرد که تيم را به جام جهاني بردند. فقط گل‌هاي من نبود. ولي متاسفانه ما بعد از هر شکست و ناکامي به بازيکن‌هايمان تهمت مي‌زنيم، کم کار، بي‌اعتنا، بي‌تعصب که متاسفانه از طريق برخي نشريات انجام مي‌شود که خودشان براي فوتبال ايران جز مشکل هيچ کار ديگري انجام نداده‌اند. متاسفانه نمي‌توانم در دور اول در خدمت تيم ملي باشم. از لحاظ اين که به استراحت نياز دارم. چند سال است که استراحتي نکرده‌ام و از لحاظ فکري بسيار خسته‌ام. اگر در دور دوم دعوتم کنند، در کنار تيم ملي خواهم بود، و اگر هم دعوت نشوم، باز هم براي تيم ملي آرزوي موفقيت مي‌کنم.

* چند روز پيش علي دايي، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران، در يک کنفرانس مطبوعاتي در تهران اظهار داشته که تعجب مي‌کند چرا شما از طريق مدير برنامه‌هايتان و به زبان انگليسي يک فاکس را ارسال کرده‌ايد به فدراسيون فوتبال ايران و اعلام داشتيد که به تيم ملي ملحق نمي‌شويد. علي دايي همچنين در اين زمينه گفته است، اين انتظار را داشته که شما شخصا تلفني به خود او زنگ مي‌زديد و نه از طريق مدير برنامه‌هايتان به زبان انگليسي.

- در تمام دنيا رسم بر اين است که بازيکن اگر بخواهد در مسابقه‌اي شرکت نکند، بايد اين را به صورت رسمي و به صورت زبان انگليسي به فدراسيون‌ها اطلاع بدهد. اين يک کار بين‌المللي است. و چون من اين را به فارسي و آلماني نوشتم، منيجر من هم آن را برداشت به انگليسي ترجمه کرد و اگر خودشان ببينند، پاي آن ترجمه امضاي من است. يعني صحبت منيجرم نبوده صحبت خودم بوده که به انگليسي ترجمه شده و خودم هم زيرش را امضا کرده‌ام. به آقاي علي دايي هم يک روز يا دو روز بعد از اين فاکس من خودم شخصا زنگ زدم و همين موضوع را به ايشان اطلاع دادم.