|
پاک کردن خطا با اشتباه...
Apr 30,2008 00:00
by
aalei
علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال 1- حالا که اخبار پیرامون دادگاه دایی و مایلی کهن کمرنگ تر شده است عنوان می کنیم....بسیاری معتقدند که تيتر کردن دادگاه دايي و مايلي کهن در روزنامه ها حس بدي به فوتبالي های واقعی داده است. آنان که دغدغه اي در اين فوتبال دارند از عکس هاي فراوان و مطالب پرحجم اين واقعه نه تنها لذت نمي برند بلکه نوعي خفگي و شرمساري نيز به آنها دست مي دهد. استاد در دادگاه و شاگرد، وکيلش را به محل قرار فرستاده و در آن هر نوع تنش، سخن تحريک آميز و رفتار تندمزاجانه ديده مي شود. فوتبال ايران خروجي فرهنگ و زيرساخت هايش را نشان مي دهد و چه ناراحت کننده آن را مشخص مي سازد. 2- حريم ها شکسته است. آنها که در فوتبال ايران و با انتشار روزنامه هایی با هدف نوگرایی و روشنفکری به دنبال ساختارشکني بوده اند و حقيقت گويي و رک بودن را سرلوحه کار قرار داده اند، خبر ندارند که به هنجارشکني رو آورده اند و بازتاب رفتارشان چه تاثيري در مناسبات فوتبال و نحوه فعاليت هايشان دارد. آنها بر نام خود قلم مي کشند و شخصيت خود را کوچک مي کنند تا حرفشان را بر کرسي بنشانند غافل از اينکه فوتبال را به زير کشيده اند و به جاي تکيه بر متن، حاشيه ها را پررنگ کرده اند. 3- فوتبال ايران همين است، سرشار از اتفاقات روبنايي و سطحي که همانند حباب بر درياي فوتبال مان بزرگ شده و با اشاره مي ترکد. فوتبال ايران همانند اقيانوس بزرگي است که عمقي به اندازه يک وجب دارد و ابهت و بزرگي اش تنها منظره زيبايي را به دوستداران بيرون نشسته نشان مي دهد. فوتبال ايران بدون زيرساخت هاي فرهنگي و البته سخت افزاري فقط ادا درمي آورد و براي همين در چنين روزهايي که حد از ادا درآوردن مي گذرد، ماهيت واقعي خود را نشان مي دهد که اشک هر خاک خورده اين فوتبال را درمي آورد. شاگرد در مقابل استاد مي ايستد و استاد حاضر نيست براي صلاح فوتبال سکوت کند. او جرياني را مخاطب خود قرار نداد که هزاران بار بدتر از رفتار دايي در فوتبال عمل مي کنند. موضوع سخن استاد بر شخص بود و همين مي تواند اشخاص را در مقابل هم قرار دهد و پرده ها را از هم بدرد و حريم را از بين ببرد. 4- فوتبال از جنس «اخلاق» است و «جوانمردي». ورزش آمده تا ميان انسان ها «اتحاد» ايجاد کند و جامعه را به «انسجام» برساند. در اين ورزش فاصله طبقاتي نمودي ندارد و فقير و غني کنار هم مي نشينند و به عنوان هوادار به تشويق تيم محبوب شان مي پردازند. فوتبال آمده که با خود فرهنگ «دوست داشتن» و در شادي ها و غم هاي يکديگر شريک بودن را بيافريند و درس همکاري و کار جمعي بدهد اما ما از همه آنها گذشتيم و به دشمني و کينه توزي آن چسبيده ايم. مگر همين مايلي کهن نبود که اخلاق را سرلوحه کارش قرار مي داد و همين دايي نبود که بسیاری او را الگو مي دانستند و از او رفتار ويژه مي خواستند؟! پس چه شد آن همه شعارهاي قشنگ؟ 5- استادان بهتر است به اطراف خود نظري بيفکنند و بازخورد رفتارشان را تحليل کنند. سرسختي هاي حاجي محمد مايلي کهن و علي دايي به عنوان انگشت نماهاي فوتبال ايران چه حاصلي براي طرفين دارد؟ اگر موضوع مسائل کاري بود که مي شد آن را تحمل کرد اما وقتي مبنا بر نوع «سخن» و «رفتار» است و شکايت از «گفته» صورت مي گيرد چرا خطا را مي خواهيم با اشتباه بزرگ تر پاک کنيم؟ اگر قدر خودتان را نمي دانيد حداقل قدر فوتبال را بدانيد که هر دو را در آغوش گرفته و نام تان را جاودان کرده است. اگر به خودتان نگاهي نمي اندازيد بهتر است نگاهي به هواداران و فوتبال دوستاني داشته باشيد که همه زندگي شان فوتبال شده و با اتفاقات آن مسير زندگي شان تعيين مي شود. اينقدر حيثيت فوتبال را لگدمال نکنيد و رفتار بزرگ منشانه اي داشته باشيد. |