|
نگاهی اندر احوالات عجیب فوتبال غریب ایرانی: عاقبت دخالت دولت در فوتبال چه خواهد بود؟!
May 08,2008 00:00
by
aalei
علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
جاده «استقلال» به اتوبان «دخالت» تبديل مى شود
۱- در مناسبات اقتصادى ايران آنچه كه واضح ومبرهن شده دخالت دولت در تمام شئون به صورت تمام قد است كه نبض بازار را در دست بگيرد و با سياست هاى خود، وضعيت را به سمتى هدايت كند كه كمترين تنش را براى دولت در پى داشته باشد و از سوى ديگر بتواند با اطمينان و پيش بينى روزهاى پيش رو، برنامه هاى مختلف خود را اجرايى نمايد.
۲- دولت به فوتبال علاقه مند است و مى توان با اطمينان گفت كه تمامى دولت ها نسبت به آن چشمداشت دارند اما زاويه نگاه و روندى كه دولت ها مى خواهند در پيش بگيرند از درجه اهميت بسيارى برخوردار است. هاشمى رفسنجانى به فوتبال آنگونه مى نگرد كه مصطفوى اجرايش مى كند، سيد محمد خاتمى فوتبال را آنگونه معنى مى كند كه صفايى فراهانى دست به ساختارش مى زند و محمود احمدى نژاد فوتبال را اينگونه دوست دارد كه وضعيتش را مى بينيم و حتى از اعلام اينكه رئيس سازمان تربيت بدنى به عنوان سياستگذار- را به صندلى رياست فدراسيون به عنوان مجرى سياست ها- برساند ابايى ندارد. ۳- كميته انتقالى اساسنامه اى را تنظيم نمود كه فيفا بر اساس آن اعلام مى كند «فدراسيون يك نهاد غيردولتى و داراى شخصيت حقوقى است» و اساس فعاليت ها را بر «استقلال» و «تصميم گيرى» مى گذارد تا فوتبال براى خودش تصميم بگيرد و به ابزارى براى دخالت دولت ها و چهره سازى مهره هاى گمنام تبديل نشود. اما فدراسيون فوتبال ايران با دور زدن اساسنامه، گردش شگفت انگيزى به دولت داشته و در حقيقت به اصل اساسنامه پايبند نمانده است. آينه تمام نماى دولتى شدن فوتبال را در پرسپوليس و استقلال مى بينيم كه با بدهى فراوان و مديريتى پرتنش هيچگاه به ساحل آرامش نرسيده است و حالا تيم ملى تبديل به معجونى از سرخابى شده است كه به همان سمت هدايت مى شود. ۴- جلسات على آبادى با هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال تبديل به امرى روزمره براى جامعه فوتبال شده است و جالب اينجاست كه طرفين آن را روالى معمولى براى كارشان مى دانند و با لبخندى استهزا آميز خواستار پاك شدن بدگمانى هاى رسانه اى و بدبينى نسبت به صورت مسأله هستند. اينكه فدراسيون محتاج پول است و «كيسه» هم «پربركت» است شايد هيأت رئيسه را به «وابسته ماندن» ترغيب مى كند تا كار بجايى برسد كه رئيس فدراسيون فوتبال از اينكه بگويد مهره رئيس سازمان است ابايى نداشته باشد و حتى اعلام كند كه جرات مخالفت ندارد. تلمذ كفاشيان در ركاب استاد على آبادى ادامه فوتبال دولتى است كه مى خواهد همچنان سياستگذار و مجرى باشد و به عنوان ناظر نيز نقش خود را بازى كند؛ پس چرا رئيس سازمان در مصاحبه هايش اينگونه تأكيد مى كند كه در فوتبال ايران سالانه ۱۰۰ ميليارد هزينه مى شود كه ۴۰ ميليارد آن مشخص نيست به كجا رفته است. ۵- سازمان تربيت بدنى در اقدامى يكطرفه و به نام خردجمعى، قلعه نويى را به عنوان سرمربى تيم ملى برمى گزيند و امير با زيرپا گذاشتن تمام قوانين و بجاى مذاكره با كميته انتقالى همه حرف هايش را با سازمان در ميان مى گذارد چون مى داند «قدرت» و «پول» در آنجاست و براى همين تبديل به سرمربى «دولتى» براى تيم ملى مى شود و البته با افتخار از اين حمايت و پشتوانه سخن مى گويد و مزدش را مى گيرد. اما نكته نگران كننده اينجاست كه فوتبال پس از انتخاب رئيس و كادرمديريتى اش این بار سرمربى تيم ملى را در پی درگیری سازمان و فدراسیون انتخاب می کند...اما جالب تر اينجاست كه دايى هم راه «حمايت» و «پشتوانه سازى» را دريافته و براى همين با دور زدن فدراسيون، مذاكراتش را با سازمان انجام مى دهد و و تصميم را از فوتبال به دولت منتقل مى كند، اثبات چنين رفتارى چندان سخت نيست، صحبت هاى پرخاشگرانه دايى قبل از جلسه با على آبادى در مورد فدراسيون را با سخنان حمايت گونه اش بعد از جلسه را در كنار هم قرار دهيد تا پى به قدرت «لابى» ببريد. دايى معتقد بود كه قلعه نويى تجربه بين المللى ندارد و كسى او را نمى شناسد، پس نمى توان به قلعه نويى بى پشتوانه ايراد گرفت كه چرا چنين رفتارى داشت اما دايى كه معتقداست تجربه بين المللى دارد و همه او را مى شناسند نيز چنين رفتارى داشته و خود را هم قد قلعه نويى نشان داده است. كار درست با راه غلط هيچ آينده اى نخواهد داشت و روزى همانند حباب روى آب از بين خواهد رفت و عملكرد على دايى اينگونه بوده است. او مى داند كارش درست نيست ولى خودش را فريب مى دهد كه براى منافع ملى و شخصيت بين المللى خودش است اما نگران كننده خواهد بود كه او بازتاب رفتارش را در آينده پيش بينى نكند واز تبعات وخيم دخالت دولت در فوتبال آگاه نباشد. دايى- كه هم تحصيلكرده است و هم فوتبال توسعه يافته را حلاجى كرده- راه بن بستى را مى گشايد كه جاده «استقلال» را تبديل به اتوبان «دخالت» مى كند و اينگونه توپ تصميم گيرى را از درون فوتبال به اوت مى زند. |