از سوت اغاز تا دقیقه نود با محمد مایلی کهن!
Feb 16,2007 00:00 by Nader Jahanfard

نادر جهانفرد/پارس فوتبال دات کام/امریکا

شاید یکی از اشتباهات ما در زندگی پیش داوری در مورد محمد مایلی کهن بوده است. شاید هم هیچگاه  این شانس را به او نداده ابم تا خود را از اتهاماتی که برایش ردیف کرده ایم تبرئه کند کند. شاید هم   هر دو طرف (هم ما و هم او)به یک اندازه ولی به گونه ای متفاوت مقصریم. اما به هر حال هر بار که خبرنگاری با او هم صحبت میشود، حاجی خودش را با ان کلام ارام، ساده و متین در دل مخاطب جا میکند.

 اکثر خبرنگاران از محمد مایلی کهن بار ها نوشته اند و شاید به غیر از  مواردی انگشت شمار بسیاری از او انتقاد کرده باشند.

آری... بسیاری از ما بیشتر از وی  گله کرده ایم تا تعریف !اما واقعا حقیقت در مورد او همانست که بسیاری از ما می پنداریم؟

چند ماه پیش که به عنوان نگارنده این سطور با او حرف زدیم او را کمی بیشتر شناختیم ولی در مصاحبه اخیر این بار هر دو دوستانه تر از بار قبل از هر دری سخن گفتیم. با خود گفتیم شاید ما و او هیچ گاه از نظر فکری با همدیگر نزدیکی نداشته باشیم اما این نکته نباید بر روی قلممان تاثیر گذار باشد. شاید محمد مایلی کهن نیز در قلب خویش از همان جوهر صداقتی استفاده میکند که ما در قلممان از ان بهره میگیریم!

گفتیم شاید این رفاقت عجیب و غریب دو قطب مثبت و منفی چراغ خانه فوتبال ما را روشن تر کند...

...و چه روز خوبی با او تماس گرفتیم. دلش پر بود و دنبال یک شنونده سمج میگشت... و او گفت و ما سراپا گوش شدیم:

نادر:با سلام خدمت شما. بار قبل که با هم صحبت کردیم از فولاد گفتید. امیدوار بودید که تیم بهتر عمل کند و نتیجه بگیرد. چه شد؟

مایلی کهن:همانطور که قبلا هم اشاره کردم ما قبل از شروع لیگ یک سری بازیکنان کلیدی تیم رو از دست دادیم. اقایان کاملی، بداوی، حمیدی، عمادرضا، و دنی اولروم (اقای گل لیگ برتر تا این زمان) را از دست دادیم. بعد از شروع لیگ مجاهد خذیراوی که در حقیقت لیدر تیم بود با مصدومیت مواجه شد و نادر احمدی دیگر بازیکن ما باوجود قول هایی که به ما داده شده بود مشکل سربازی پیدا کرد. از اونطرف هم چهار تن از بازیکنانمون رو که من از تیم جوانان تا اینجا اورده بودم به نام های مهدی چمن ارا، علی امیری، فرهاد ال خمیس، و حجت چهار محالی رو مدت یک ماه و نیم دادیم به تیم جوانان. بعد هم نوبت پژمان منتظری و عادل کلاه کج شد که دین خودشون رو ادا کنند و این نوسانات به تیم ما لطمه زد. به هر گونه کادر رهبری و بچه ها همه سعی خوشون رو برای پیشرفت کردند و نتایج بدی هم نگرفتیم تا بازی با برق شیراز. ما نیمه اول با یک گل پیش بودیم و بازی در نیمه دوم مساوی شد. من دستور دادم بچه ها در دقایق پایانی با چهار تا فوروارد حمله کنند تا نتیجه بگیریم که متاسفانه دقیقه نود و سه روی یک ضد حمله غافلگیر شدیم و بازی رو واگذار کردیم. من قبلا هم گفته بودم که اگر نتونم کارم رو اونجور که باید انجام بدم خودم استفا میدم و بعد از اون بازی وقتی وارد رختکن شدیم من اعلام کردم که شاید مشکل این تیم من هستم و استعفای خودم رو شفاهی اعلام کردم. متاسفانه یا خوشبختانه این رابطه عاطفی من با بچه ها به قدری نزدیک بود که ما همگی تا دقایقی در اون رختکن با هم اشک ریختیم و به هر حال حرکتی بود که باید انجام میشد و من مسولیت بزرگی داشتم. به هر گونه تلاشی بود که ثمر نداد و فردای همانروز من کتبا اسعتفای خودم رو تقدیم مدیران باشگاه کردم.

  نادر:تکلیف اقای خاکپور چه شد؟

مایلی کهن:خوب چون ایشون هم متعلق به کادر مربیگری من بودند همزمان با من از تیم بیرون امدند. ایشون الان امریکا هستند.

نادر:برنامه شما برای اینده چیست؟

مایلی کهن:من کارمند سازمان تربیت بدنی هستم و الان هم در تلاشم تا از پایان نامه فوق لیسانسم دفاع کنم. به هر حال یادگیری هیچ زمانی متوقف نمیشود!

نادر:اقای مایلی کهن به شما با این طرز تفکر تبریک میگم. سوال بعدی من در مورد تیم سایپاست. دلیل موفقیت این تیم رو در چه میبینید؟

مایلی کهن:تیم سایپا مجموعه یک سری بازیکنیست که الان چند سالیه که با هم هستند. خود من وقتی که مربی این تیم بودم چند تن از همین بازیکنان رو به تیم اوردم ( اقایان محسن ارزانی، جواد اشتیانی، ایراهیم صادقی، محسن خلیلی، کاظم برجلو، مجید غلام نژاد). این جوون ها در طی این چند سال با هم تجربه کسب کرده اند و با تزریق چند بازیکن خوب به این تیم سایپا تیم یک پارچه ای رو در اختیار داره. مدیریت سایپا در این چند سال اخیر ثابت مونده و اخر کار هم هیچکس نباید منکر نقش علی دایی در این تیم بشه. خیلی ها معتقدند که این تیم فاقد شخصیت قهرمانیست که من کاملا با این طرز تفکر مخالفم. به نظر من اقای دایی و تیم سایپا دارن خلاف حرف خیلی هارو ثابت میکنند. حضور اونها در صدر جدول اتفاقی نبوده! 

نادر:اقای مایلی کهن، برنامه نود چند شب پیش رو دیدیم , تعجب کردیم از اهانت های مستقیم اقای قلعه نوعی و افرین گفتیم به صبر و ادب شما. از مربی تیم ملی یک کشور این حرف ها بعید بود. نظرتون رو بفرمایید.

مایلی کهن،

واله نمیدونم چه گونه باید وارد این بحث بشم. حقیقتا شاید این اولین بار باشد که مطبوعات داخل و خارج کشور و حتی انهایی که به هر دلیل هیچگاه احتمالا از من هم خوب نمینویسند متفق القول حق رو به من داده باشند. مقله های بسیاری رو در این مورد خوندم و حتی باعث تعجب خود من هم شد که چگونه اکثر منتقدان حرف های انشب اقای قلعه نوعی را محکوم کردند. به هر حال اقای جهانفرد من دنبال این نیستم که اینجا کسی رو شکست بدم یا پیروز بشم. این ماجرا در حقیقت پیروز نداشت!

تنها حرکت مبارکی که این جریان ایجاد کرد همانا موافقت جمعی مردم و مطبوعات در مورد حرکت و حرف های زشتی بود که اونشب زده شد. من معتقد به فیر پلی هستم و برد و باخت انهم از این نوع برایم بی معنیست. نکته ای رو براتون اشاره کنم که شاید براتون جالب باشه. وقتی تیم ملی ایران شش گل به کره زد و من گریه مربی کره ای را بعد از بازی دیدم در خلوت گریستم. این مساله در یکی دیگر از روزنامه ها نیز درج شده. من فوتبال رو مثل یک میدان مسابقه جوانمردانه میبینم. این چیزیست که از مادر خدا بیامرزم به من ارث رسیده. ایشون هم فقط معتقد به سخت کوشی و معادله برابر بود. (در این لحظه صدای محمد مایلی کهن ارام شد و مشخص بود که یاداوری او از مادرش وی را منقلب کرده. چند دقیقه ای گریست ولی ادامه داد...). به هر حال. من هیچگاه دنبال بده بستون نبودم و بد یا خوب همیشه کارم رو صادقانه انجام دادم.

برای من اخلاق مهمترین اصل موفقیت است. سال ۹۲ که تیم فوتسال ایران مقام چهارمی دنیا را با سر مربیگری من بدست اورد ما جام اخلاق دنیا را بدست اوردیم. یادمه که شب قبل از بازی با امریکا و بعد از مسایل گروگانهای امریکایی در ایران یک خبرنگار در کنفرانس مطبوعاتی از من پرسید که ایا شما فردا بازیکنان امریکایی را در زمین گروگان نمیگیرید؟ من در جواب ایشون گفتم که ما از سوی یکی از کهن ترین تمدن های دنیا به اینجا امده ایم و فردا جوانمردانه ترین بازی این تورنمنت را از ما خواهید دید. و همان شد! ما بازی را ۴-۲ واگذار کردیم ولی جام اخلاق را از ان خود کردیم!

سال ۹۶ هم به همین منوال. در جام ملت ها با ناداوری به عربستان باختیم که بعدا سوم شدیم. با این حال و در شرایطی که روابط ایران و عربستان تیره و تار بود من بچه ها رو مجبور کردم که تختی وار با اونها برخورد کنند و بعد از بازی حتی در اون شرایط به عربستانی ها تبریک بگن. نتیجه چه شد؟ باز هم ما جام اخلاق قاره رو از ان خودمون کردیم. حرف من همینه. نباید به خاطر هوا و هوس های شخصی و به قولی گردگیریهای خصوصی طرف مقابلت رو خورد کنی!

اونسال اقای عزیزی مرد سال فوتبال اسیا شناخته شدند و همین ایشون یکی از کسانی بودند که با تمام شایعاتی که در مورد من و ایشون در این چند سال اخیر شنیده شده از من در مطبوعات در مورد برنامه نود دفاع مطلق کردند. این خودش به تنهایی اثبات این صحبت هاییست که من امروز با شما کردم.

به نظر من شان و منزلت مربی تیم ملی باید خیلی بالا باشه. سرمربی تیم ملی نباید رابط بین باشگاه و تیم ملی باشه. هرکجای دیگه دنیا همچنین اتفاقی برای یک تیم بیفتد حتی ممکنه که سرمربی تیم محاکمه بشه. در حقیقت سرمربی تیم ملی مثل یک امانت دار میمونه.

در برنامه نود هم گفتم. دور و بر تیم ملی زیادی شلوغه. اقای قلعه نویی میفرمایند تیم ملی المان هفتاد تا همراه داره. این درست ولی در تیم ملی المان وظایف همه اون هفتاد نفر مشخصه. هر کس یک کاری رو انجام میده نه این که مثلا یکی از همراه ها مدیر یک چلوکبابی باشه.  همه باید یک وظیفه خاص رو داشته باشند و موثر باشند. با تیم ملی که نمیشه بیزینس کرد! من حرف هام رو به همین سادگی عنوان کردم. اون موقع وقتی اقای قلعه نوعی جواب من رو با اون لحن میده این خودش میشه تایید حرفهای من.  ایشون با حرف های توهین امیز همه فوتبال دوستان رو رنجوند.

اقای قلعه نوعی در لابلای حرف هاشون گفتند من هر چی دارم اول از خداست بعد هم از استقلال.  والله همه میگن اول خدا بعدش ایران! استقلال و پرسپولیس و این مسایل همه باید بعد از اسم ایران صف بکشن! ایشون میگه اول خدا بعد ابی؟! این یعنی عوامفریبی مطلق. والله اون طرفدار ابی هم میگه اول خدا بعدش ایران. اقای قلعه نوعی مثل اینکه فراموش کرده که چی این وسط مهمتره.

 

 
نادر:مثل این که اقای قلعه نوعی مرتب فکر این است که اگر روزی از تیم ملی به هر دلیلی کنار گذاشته شد حداقل استقلال رو داشته باشد. این کنترل دو طرفه شاید به همین دلیل باشه. نظر شما چیست؟
  مایلی کهن:همانطور که قبلا هم اشاره کردم ایشون باید فقط برنامه های تیم ملی رو مد نظرشون قرار بده و بازی دو طرفه نتیجش خوب نخواهد بود. مردم کور نیستند و این چیز ها رو میبینند. ایشون باید دست از عوامفریبی بردارند و در خدمت تیم ملی باشند. راستش من از اول هم معتقد بودم که ایشان به عنوان دستیار اقای جلالی بهتر میتونند عمل کنند، با این حال تصمیم گیرنده کسان دیگری بودند.
نادر:با برنامه ریزی هایی اینچنین که ما حتی یک بازی تدارکاتی در برنامه مان نیست چه پیشبینی برای جام ملت ها و سرنوشت ما میکنید؟
  مایلی کهن:ببینید، این برنامه ها باید از قبل ریخته میشد. فدراسیون ما باید از پیش و به کمک سر مربی با کنفدراسیون فوتبال اسیا و فیفا جدولش را هماهنگ میکرد. الان اگر بگم که دیدگاهی مثبت نسبت به اینده تیم در جام ملت ها دارم دروغ گفته ام. در حقیقت شما اگر فکر میکنید که در این برهه یک کار گروهی کوتاه مدد میتونه مارو به سر منزل مقصود در جام ملت ها برسونه اینجوری نیست. باز هم این استعدادهای انفرادی شانس ها رو برای تیم ما ایجاد میکنند.   لژیونر ها و بازیکنان لیگ برتر که در تیم ملی خدمت میکنند باز هم مثل همیشه باید ایثار گری کنند تا شاید به جایی برسیم. اصولا انگار برنامه ریزی ما طوریست که ما به جایی نرسیم! تیم امیدمان هم همینجور است. انگار نمیخواهند ما بریم المپیک!
با برنامه ریزی کامل و وجود استعدادهای فعلی تیم ملی, من میتونستم گارانتی کنم که نود درصد تیم ما شانس قهرمانی داشته باشه، اما الان همه چیز فقط به امید خداست! به هر گونه برای تیم ملی مملکتم بهترین ارزو ها رو دارم و به امید این که این بچه ها مارو سر بلند کنند. اگر هم به جایی نرسیم اونها مقصر نیستند!
نادر:اقای مایلی کهن بسیار متشکرم از وقتی که به من دادید. از صحبت با شما لذت بردم. 
مایلی کهن:من هم متقابلا از شما متشکرم. اقای جهانفرد امیدوارم که باز هم این شانس رو داشته باشیم که با هم گپ بزنیم. 
 
کلیه حقوق محفوظ و متعلق به پارس فوتبال می باشد - نقل قول مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است