|
اتحادیه و ماموریتی سخت!
Mar 02,2007 00:00
by
soheil
مسیری که باید پیمود! اوون اسلات/نویسنده روزنامه تایمز برای كسانی كه تصور می كنند بهره بردن از نفوذ نیروها و افراد خارجی در انگلستان در راه كسب امتیاز میزبانی جام جهانی 2018 اقدامی حقارت امیز و گستاخانه است باید گفت كه چنین كاری اگر محقق گردد در واقع به معنی سود جستن از سرمایه های خارجی است كه در طول سال های اخیر ارگان ها و باشگاه های بریتانیایی بر روی انها سرمایه گذاری كرده اند. اگر اتحادیه فوتبال برای كسب امتیاز میزبانی جام جهانی 2018 ثبت نام كند و امادگی اش را برای شركت جستن در این نبرد اعلام كند انگاه می توان از چهره های بین المللی و چهره های سرشناس خارجی شاغل در لیگ های داخلی این كشور برای جذب نظر و جلب توجه سران عالیرتبه ی فیفا سود جست. بعنوان مثال اگر می خواهید رابطه ای بسیار گرم و صمیمی با میشل پلاتینی ریاست جدید اتحادیه فوتبال اروپا،یوفا،برقرار كنید چه كسی بهتر از تیری آنری می تواند نقش پل ارتباطی را برایتان بازی كند؟شما به امتیاز دوستی با دبیر اجرایی فیفا یعنی دكتر.ویاچسلاو كلوسكوف محتاج هستید؟ پس چه خوب است كه رومن آبراموویچ را فرا بخوانید!و اگر قصد دارید با "چاك بلیزر" یكی از دبیران صاحب نفوذ فیفا ارتباط داشته باشید خوب دیگر چه جای نگرانی است؟ در لیگ برتر انگلستان سه سرمایه دار و میلیونر امریكایی حضور دارند كه مالكان باشگاه هایی چون منچستر یونایتد،لیورپول و آستون ویلا هستند. جاه طلبی؟شاید.اما چنین صفتی بی تردید در روحیه نماینده ها و افرادی كه برای كسب امتیاز میزبانی برای المپیك 2012 تلاش نمودند و در نهایت پیروز گشتند،جریان داشت. انها تمام جوانب كار را در نظر گرفتند.بشدت بر روی رای دهندگان صاحب اعتبار مطالعه نمودند.از همه چیز انها یافته هایی دستگیرشان شد.به چه چیزی علاقه دارند؟ایده آلشان چیست و با چه فعالیت ها و روشی و راهی می توان انها را بسوی خود جلب نمود. براستی انها حتی در این نبرد گوی سبقت را از رای دهندگان حاضر در كمیته ملی المپیك (IOC) ربودند و فراتر از انها در این میدان پیش رفتند. دامنه ی اموخته ها و اطلاعات از اعضای مهم و عالیرتبه ی كمیته ی ملی المپیك (IOC) یكی از مهمترین عوامل برتری و موفقیت طرف انگلیسی برای كسب امتیاز میزبانی المپیك 2012 بود. در واقع چنین ترفندی برای انها حكم "برگ برنده" را داشت.و در شرایطی كه اهمیت چنین روشی برای موفقیت اعضای مربوطه ی انگلیسی پرواضح و اشكار به نظر می رسد اما عدم برخورداری از این ترفند در میان اعضا و نماینده های این كشور برای كسب امتیاز میزبانی جام جهانی 2006 بینهایت روشن بود. گستره ی اطلاعات انها از رقبایشان و نیز مهارت اغوا ساختن و جذب نمودن نظر كارگزاران فیفا و نیز نماینده ها و ماموران بلند پایه ی این نهاد،چیزی شبیه بی اهمیت جلوه دادن این هدف--كسب میزبانی جام جهانی 2006-بود.بی هیچ مهارت خاص و روشی اثر گذار...! در حقیقت،جلب نظر دبیران اجرایی فیفا و نیز نماینده ها و اعضای بلند مرتبه ی این ارگان در مقایسه با انچه كه طرف انگلیسی در راه كسب میزبانی المپیك 2012 انجام داد و به پیروزی نیز دست یافت ماموریتی بسیار اسان تر و ممكن تر به نظر می رسد.از ان جهت راحت تر كه در این راه،شما باید تنها بر روی ذهن و نظر 24 رای دهنده ی حاضر در انتخابات میزبانی برای جام جهانی 2018 تلاش كنید در حالی كه انگلستان هنگامی كه در سنگاپور برای ربودن گوی سبقت از دیگر رقبایش برای میزبانی المپیك 2012 تلاش می نمود باید توجه اش را تماما بر 104 رای دهنده متمركز می نمد.و به سبب چاشنی بین المللی بودن این رقابت انتخاباتی،در میان 24 كشور حق رای،تنها یك و یا دو كشور را می توان یافت كه در انگلستان ورزشكاری را بعنوان نماینده نداشته باشد. درس دیگری كه انگلستان 2018 می تواند از پسر عمویش یعنی انگلستان 2012 بیاموزد چیست؟ درس نخست:توسط "لورد سباستین كو" تكرار و تكرار می شود:باید متواضع و ارام باشید. درس دوم:برای مذاكره و معامله با صاحبان ارا در این انتخابات باید هوشمندانه عمل كرد.مثلا در خصوص مرغوبیت چمن ها و زمین های ورزشگاه های این كشور كه می تواند كارگر افتد. و گذشته از اینها باید به كرات به افراد بلند پایه و رای دهندگان گوشزد شود كه انگلستان تا چه اندازه می تواند برای این رقابتها یك میزبان شایسته و برازنده باشد.هنگامی كه "لورد كو" در سنگاپور سخنرانی اش را ایراد كرد،او تنها بر جنبش المپیك و انچه كه لندن 2012 برای بازتولید و احیای ان در تلاش است تاكید نمود. اما چه كسانی تصمیم نهایی را بابت انتخاب میزبان جام جهانی اتخاذ می كنند؟این افراد را 24 نماینده اجرایی عضو فیفا كه با ارای خود كشور نهایی را برای چنین تورنمنتی برمی گزینند،انتخاب می نمایند.البته نوع رای گیری و انتخابات چندان پیش پا افتاده نیست و بسیار مدرن به نظر می رسد. "یك انتخابات محرمانه تحت نظر سیستم قابل انتقال رای گیری...!و عموما كشور میزبان 6 سال پیش از شروع ان تورنمنت مربوطه مشخص می شود. دیگر نكته ای كه در این وادی گفتنش ضروری به نظر می رسد این است كه كشورهای متقاضی برای میزبانی چه فرایندی را در این مسیر باید طی كنند؟ابتدا كشورهای داوطلب باید اسناد و مدارك خود را تسلیم فیفاكنند.این مدارك و اسناد شامل،موافقت و ضمانت میزبانی از سوی مقامات دولتی و سیاسی كشورهای مربوطه،به همراه دیگر ویژگی ها و ضروریات میزبانی از قبیل تسهیلاتی چون استادیوم ها و میزان كارایی و كیفیت انها و نیز چگونگی سیستم حمل و نقل و دیگر امكانات رفاهی و البته كیفیت و كارایی سیستم های امنیتی می باشد.و نیز بازرسان فیفا به استادیوم های طرف های متقاضی میزبانی سر می زنند تا از شرایط و چند و چون امكانات و تسهیلات انها مطلع شوند. سرانجام،كشور میزبان توسط یك معرفی نامه به كمیته مربوطه اعلام می شود.اما حال باید این سوال را مورد بررسی قرار داد كه چه چیزها و عواملی می تواند انگلستان را در راه میزبانی جام جهانی یاری كند؟ ابتدا باید سراغ دولتیون و سیاسیون این كشور رفت كه صد البته حمایت انها در این مسیر می تواند حیاتی باشد.و اینكه انگلستان می تواند با یاداوری اینكه این كشور خاستگاه ورزش قلمداد می شود و از راه به رخ كشیدن میزان هیجان و تب و شور هواداران و تماشاگرانش برای خود امتیازی كسب كند.یورو 96 كه در انگلستان برگزار شد می تواند عامل مثبتی در این راه تلقی گردد و نیز اعطای میزبانی كمیته ملی المپیك به این كشور در سال 2012 نیز فوق العاده عامل مهمی خواهد بود. ...و دیگر اینكه اگر یوفا،در این مسیر،خود را حامی انگلستان بنامند انگاه شانس این كشور برای پیروزی در این "نبرد كوچك" افزایش خواهد یافت.خب!بهتر است برویم به سراغ كسانی كه از میزبانی این كشور حمایت می كنند:فرانس بكن باوئر مردی كه استادانه امتیاز میزبانی را برای جام جهانی 2006 به كشورش هدیه نمود همواره ادعا كرده كه انگلستان را باید میزبان جام جهانی 2018 انتخاب كرد. ...و نیز لنارت یوهانسن،ریاست پیشین اتحادیه اروپا اذعان كرده كه از میان كشورهای پیشرو و سرمدار در فوتبال اروپا یعنی اسپانیا،ایتالیا،فرانسه و المان((دو مرتبه))--تنها انگلستان است كه از سال 1966 تا به حال میزبان این تورنمنت معرفی نشده است.البته باید در این راه رقبای انسوی اقیانوس را چون استرالیا،كانادا و مكزیك پشت سر نهاد. اما دیگر سوالی كه به ذهن ها متبادر می شود این است كه ما تا چه اندازه برای میزبانی اماده هستیم و اینكه تسهیلات ما در چه حدی است؟صد البته استادیوم ها نمی تواند در این رقابت دست و پا گیر باشند و برای كسب میزبانی ایجاد مشكل كنند. استادیوم هایی مانند1-ومبلی 2-استادیوم شهر منچستر((كه به منچستر سیتی متعلق است)) 3-استادیوم منچستر یونایتد 4-استادیوم امارات 5-استادیوم سنت جیمز پارك 6-استادیوم استمفورد بریج و 6-استادیوم لایت((متعلق به ساندرلند))همگی بالای 40 هزار نفر ظرفیت دارند و می توانند ما را در كسب میزبانی كمك كنند.ان چه که با اهمیت جلوه می کند میزان تاثیر گذاری بر روی رای دهندگان و نیز ارایه ی پیشنهادات و جلب نظر انهاست.ان چیزی که باید از المپیک 2012 اموخت و اشتباهات 2006 را تکرار نکرد. |