|
نقش روانشناسي در فوتبال
Mar 16,2007 00:00
by
saebi
در يک تيم خوب مثل يک ارکستر خوب هر کس به نحو احسن وظيفه خودش را انجام مي دهد، اما بدون ترديد هر چقدر سطح يک رقابت بالاتر باشد حساسيت آن بيشتر خواهد بود، هر بازيگر بايد از آمادگي رواني بيشتري برخوردار بوده تا در يک بازي تيمي در نهايت تيم او از روان تيمي بالاتري برخوردار باشد. يک مربي خوب در نهايت زيرکي قادر است که بازيکنانش را به فکر کردن وا دارد، چه بطور انفرادي و چه بطور دسته جمعي. ترديد نيست همواره غلبه بر ترس و گذشتن از مرز اضطراب تا به اعتماد به نفس رسيدن دستور کار هر مربي توانايي است تا بتواند به درستي رفتار بازيکنانش را تحت تاثير قرار دهد. در نمودار زير توانايي بازيکنان براي فراموش کردن ترس و اضطراب تا رسيدن به اعتماد به نفس و خود باور داشتن را نشان مي دهد. ترس- اضطراب- اعتماد به نفس خود باور داشتن همواره يک مربي خوب از خود مي پرسد: آيا بازيکنانش از نظر فيزيکي آماده هستند؟ آيا آنها از نظر تکنيکي و تاکتيکي در نهايت توانايي هستند؟ آيا آنها از نظر رواني پرداخته اند؟ آيا آنها از نظر احساسي در آمادگي به بسر مي برند؟ اغلب سوال برانگيز است، چرا که يک بازيگر در يک روز بهتر از ديگر روزهاست آيا اين يک اتفاق است، يا باور داشتن و اعتماد به نفس به نهايت توانايي خود رسيدن. بسياري از ورزشکاران خوب اعتقاد دارند، هر گاه آنها نياز به خوب بودن داشته اند به آن رسيده اند در نهايت توانايي و قادر به کنترل "احساسات" خود بودند. بالا بودن کميت يک رقابت و خوب ظاهر شدن در آن همواره بازتابي است از آرامش دروني احساسات کنترل شده يک ورزشکار يا مربي، و تاثير آنها در لحظات متفاوت بطور مثال تاثيري روي سرعت، ضربان قلب و يا حتي رفتار و گفتار يک مربي. ورزشکاران با تجربه به خوبي مي توانند در گيرودار يک رقابت چقدر مشکل است تا به خوبي قادر به فکر کردن بود به خصوص هنگامي که در لحظات حساس يک بازي و يا يک رقابت فشرده نياز به آن است و چگونه بايد از خشم و دست زدن به حرکات و درگيري هايي که منجر به آن مي شود، خود را بازداشت تا بتوان دوباره در خدمت تيم بود يا در نهايت با کنترل رفتار دوباره در خدمت تيم بود يا در نهايت با کنترل رفتار دوباره به مسابقه بازگشت گر چه در اين لحظات خشم، نفرت، کمبود انرژي و نگراني مي تواند بر يک ورزشکار غلبه کند و او را از مسيري که نبايد در آن قرار گيرد، قرار دهد. همه مي دانند که چگونه افسردگي، پريشاني خاطر و بي ميلي مي تواند منجر به يک نمايش بد مي شود. هم چنانکه خشم و اضطراب مي تواند تعادل شيميايي را در درون بدن به هم ريخته و احساسات را به هم برانگيزد، در حالي که آرامش و تعادل مي تواند در لحظات حساس بازي کنترل احساسات را دربر گرفته و منجر به گرفتن تصميمات خوب در حين رقابت شود! به همين دليل است که چنين بازيکناني را بازيکنان آماده و سرسخت براي پيروزي در رقابت مي نامند، آيا چنين سرسختي و مبارز بودن يک هديه خداوندي است، يک ميراث خدا دادي است يا يک استراتژي قابل يادگيري و تمرين شده است؟ چگونه مي توان ورزشکار افسرده و پژمرده اي را درون زمين بازي ديد در حاليکه همين بازيکن در هفته اي که گذشت شاخص ترين و بهترين بازيکن درون زمين مسابقه بوده است. آيا اين دليلي نيست که بايد نمايش يک بازيگر را زيرذره بين قرار داد، روز به روز و لحظه به لحظه. در يک کار تحليلي ورزشکاران يک تيم در نظر گرفته شده اند در حاليکه هم آنها از يک مربي دستور مي گرفته اند شرايط جسماني همه آنها در تمريني مشابه پايه ريزي شده است و و سايل ورزش اعم از کفش گرمکن لباس ورزش و حتي محيط ورزشي يکسان برخوردار بوده اند اما در مشاهدات به اين نتيجه رسيده شده است که، رفتار، شخصيت و آسودگي خاطر در مسائل خانوادگي به ورزشکار توان آن را داده است که درون زمين بازي متفاوت باشند. هر گاه ورزشکار آرامش خاطر و از شرايط رواني و احساس خوبي برخوردار بوده است نمايش او درون زمين بازي بالا بوده و ورزشکار نهايت توانايي هاي جسمي، رواني و احساسي خود را نشان داده است. در يک بررسي آماده از صد ورزشکار مختلف در همه سطوح از ورزشکاري که براي تيم مدرسه اش بازي کرده است تا ورزشکاري که در سطح جهاني به ميدان آمده است، نمونه برادي شده است، همه آنها در يک جمله متفق بوده اند، بدون توجه به سن و سطح مسابقه، آنها اعتماد داشته اند. "وقتي که آنها در يک آرامش دروني، بوده و از خشم و اضطراب و ترس در وجود آنها نشانه اي نبوده است، داراي انرژي فراواني بوده و بهتر تصميم گرفته اند و اغلب روز خوبي را پشت سر گذاشته اند، در روزي که همه آنها از کاري که کرده اند راضي بوده اند و شادمانه زمين مسابقه را ترک کرده اند و در نهايت از نبرد سربلند بيرون آمده اند. چرا که توانايي آنرا داشته اند، که در نهايت آرامش بهترين تصميم ها را در نهايت سادگي و رواني گرفته و از تمرکز بسيار خوبي برخوردار بوده اند. آقايSVEN GORAN ERIKSON (اریکسون) يک سوئدي است،او برنده ليگ هاي، سوئد، پرتقال و ايتالياست، او تجربه بيست و هفت سال مربي گري اش را با قبول کردن مسئوليت مربي گري تيم ملي انگليس به ريسک گذاشت ، او شديداً به روانشناسي اعتقاد دارد و مي گويد: من شانس زيادي براي تمرين با بازيکنانم نداشتم . آنها بايد در ليگ انگليس و در با شگاه هاي خود تمرين می کردند. من فقط آنها را در روزهاي مسابقه و در روزهاي بعد از بازي هاي ليگ انگليس يعني فقط دوشنبه ها در کنار خود داشتم، چه کار مي توانستم انجام دهم جزء اينکه انتخاب درستي از بازيکنانم داشته باشم و در حد امکان در مکان هايي که عادت به بازي کردن داشته اند بازي کنند،من در تيم انگليس و در کنار خود يک روانشاس تمام وقت دارم و براي هر بازي دستياراني را از ميان مربيان انگليسي شاغل در باشگاه هاي مختلف به تيم ملي دعوت مي کردم تا در کنارم باشند، اریکسون میگوید: کار روانشناس تيم کاري است برتر از وظيفه او چرا که اين يک کار تخصصي است و اگر قرار است کسي به روان بازيکنان بپردازد بهتر است که در کارش تخصص داشته باشد،او مي گويد امروزه برخورد با مسائل رواني و احساسي بازيکنان بيشتر از هميشه در ورزش مورد توجه قرار خواهد گرفت و فوتبال هم از اين مساله مستثني نيست. اريکسون مي گويد: ما به عنوان مربي کار خود را از نظر تکنيکي ، فيزيکي و تاکتيکي هر آنچه را در توان ما است انجام مي دهيم اما از نظر رواني و احساس هر چيزي قابل تغيير است. بهر حال PSYCHOLOGOCAL SKILS TRAINIVJيا (PST) اساسي جز علم روان شناسي را در بر نمي گيرد و براي اينکه از نظر رواني در بالاترين شرايط مبارزه بود بايد آنرا نيز چون تمرينات فيزيکي، تکنيکي و تاکتييکي تمرين کرد. امروزه خوب بازي کردن نيز تمرين داده مي شود هم چون هدف ها را ارزيايي کردن و چگونگي دست يافتن به آنها و تمرکز فکري و تمرين آن ها و اعتماد به نفس گفت و گوي با خود وچگونگي غلبه بر اضطراب و تنش و حفظ آرامش. در موارد بسياري و براي بسياري از بازيکنان که مورد گفت و گو قرار گرفته اند اضطراب و منفي بودن اغلب اوقات آنها را از انجام يک نمايش خوب باز داشته است چرا که آنها قادر نبوده اند آرامش رواني خوبي قبل از مسابقه داشته باشند. امروزه مربيان بسياري با آگاهي از ارزش هاي آمادگي رواني قبل از آغاز فصل از بازيکنانشان مي خواهند که خود را با خواسته هاي آنها تطبيق دهند، اين همواره موجب بروز ناراحتي هايي مي شود، اما داشتن اصول روشن که به خوبي قابل درک باشد به کم کردن اضطراب و ناراحتي و برخوردها کمک مي کند و بازيکنان در مي يابند هنگامي که مربي آنها را نشانه مي گيرد به معناي متهم کردن آنها نيست بلکه سعي در کم کردن اشتباهات و بالا بردن دانش تيمي است، اگر قبول کنيم دليل باخت رابايد در ابعاد روانشناسي آن بررسي و تجزيه و تحليل کرد بازيکنان برتر نه تنها از آمادگي بدني و بصرت تاکتيکي برخوردارند بلکه قبل از هر مسابقه نيز خود را از نظر رواني آماده مي سازند، اين آمادگي مي تواند، مستقيم يا غير مستقيم بوده و به بازيکن کمک کند که چگونه خود را از هر جهت در شرايط مطلوب فيزيکي و رواني نگاه دارد. امروزه روش زندگي، سلامتي کامل، اعتماد به نفس و قادر به کنترلاحساسات بودن EMOTIOHA MANAGEMENTو شناخت و دانش درگيري در لحظه هاي حساس بازي يک بازيکن معمول را به يک بازيکن فوق العاده تبديل مي کند. اغلب سوال مي شود چه چيزي در يک بازيکن جوان تحسين برانگيز است، آقا و با شخصيت بودن، زيرکي، زود ياد گرفتن و با هوش بازي کردن و سريع بودن در سرعت عکس العمل ها، همراه با سرعت بهنگام توپ داشتن از اصول است، به خاطر داشته باشند، رفتار و منش جزئي از حرکات يک بازيکن درون زمين بازي است، در حاليکه اگر يک بازيکن بتواند، در هر بازي نهايت استعداد خود را بکار گيرد در مسير درستي قدم برداشته است. فراموش نکنيم که بسياري از بازيکنان پيش رفتي ميلي متري سال به سال دارند. اشتياق براي بردن و يا ايجاد انگيزه براي پيروزي در يک تيم را امروزه در کلاس هاي روانشناسي و در يک واحد درسي بنام موفقيت در رهبري يک تيم تدريس مي کنند. در اين کلاس ها مربي به فرا گرفتن، روحيه داشتن و روحيه دادن، "INSPIRE" در کنار انگيزه هاي متفاوت و خلاقيت براي برنده شدن گفت و گو مي شود، هدايت يک گروه هماهنگ براي رسيدن به نهايت پيروزي کار آساني نيست چرا که همه مربيان به پيروزي مي انديشند و اين کار را بسيار سخت تر مي کند وقتي که تنها يک تيم مي تواند قهرمان شود، مي گويند از ديگر ابزاري که مي تواند در موفقيت يک تيم سهم داشته باشد، تجزيه و تحليل يک مسابقه و نشان دادن آمار و ارقام به يک بازيگر و يا بعد از مسابقه براي آماده شدن او در رقابت ديگر است. از سال 1950 بررسي و مقايسه ارقام و اعداد سهم شايسته اي را در فوتبال و بطور کلي ورزش به خود اختصاص داده است، بهمين خاطر مربي بايد با در اختيار داشتن اطلاعات از تيم مقابل و آماده کردن و همراه نمودن آن با تاکتيک و استراتژي مورد نظر خود به توانايي هاي بازيکنانش چه از نظر فردي و چه از نظر تيمي بپردازد. شايد سخت ترين مرحله انتقال دانش و آگاهي است که مربي بايد آنها را براي آمادگي تيم خود با تمرين هايش در آميزد، اغلب اين اطلاعات به طريق علمي و از زبان ارقام و سختي هاي نمايشي حرکات مدد کار مربيان و بازيکنان است. در سال 1990 وقتي آقاي چارلزهيوز مربي نامدار انگليسي کتابWINING FORMULA را به چاپ رساند، او که در آن زمان داير کتور مربي گريASSOCIATION F. A FOCTBALL يا جامعه مربيان انگليسي بود، از آمار و ارقام در روش هاي متناسب براي پيروزي و موفقيت سخن گفت، او از بکار گرفتن بازي مستقيم و روان با توجه به مالک بودن توپ در حمله سخن گفت و خوب بازي کردن را يک وظيفه دانست او اعتقاد دارد که يک مربي بايد به سرعت در يابد، که چه چيزهايي سبب مي شود که تيمش کارائي لازم را نداشته باشد. بازي کنان کليدي او چه کساني هستند و آگاهي آنها از پستي که بازي مي کنند تا چه اندازه است و مشکلات چه زماني بيشتر مي شود و در چه منطقه اي از زمين اين مشکلات ظهور مي کند. اغلب در يک تيم خوب با يک سازمان تيمي قابل قبول بازيکنان برجسته قابل به درک اين مشکل بوده و خود قادر به برطرف کردن آن هستند. وقتي ما قادر به درک و شناخت مشکلات تيم خود باشيم، هدف هاي ما براي رفع آن به ما کمک مي کند، اما نياز به ديد و درک و بينش و دانش نزد مربيان و انتقال آن به بازيکنان هميشه سوال بزرگي است. در يک فوتبال خوب هميشه سه مساله: زمان TIMING فصل SPACE عمل FUNCTION بايد مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد، و هميشه شما با اين سه سوال روبرو هستيد. کي WHO چگونه WHAT کجا WHERE مشکل را ايجاد مي کنند همواره مشاهدات يک مربي در ارتباط با سه وضعيت مشخص بايد بررسي شود. 1- مالک بودن تيم خودي (يعني در اختيار داشتن توپ و به عبارت ديگر بهنگام حمله) 2- مالک توپ بودن تيم حريف (معني از دست دادن توپ و به عبارت ديگر بهنگام دفاع |