|
بازخواني يك پرونده؛ برانكو و ناكامي ايران در جامجهاني
Mar 20,2007 00:00
by
عماد-عطايي
اكنون پس از گذشت چند ماه از مسابقات تيم ملي ايران در جامجهاني، فوتبالدوستان ايراني روزهاي آرام و بدون تنشي را با سرمربي كشورشان ميگذرانند. امير قلعهنويي، سرمربي ايراني تيم ملي به پشتوانه نتايجي كه پيش از اين با تيم پرطرفدار استقلال كسب كرده بود و نيز نتايج نسبتن موفقي كه در اندك بازيهاي ملياش به عنوان سرمربي به دست آورد، رابطهاي دوستانه با فوتبالدوستان ايراني برقرار كردهاست؛ رابطهاي كه پيش از اين، ميان برانكو ايوانكويچ و اهالي فوتبال وجود داشت و برانكو را براي مدتي طولاني چهره اي محبوب در نزد اهالي فوتبال معرفي ميكرد. رابطهي ميان برانكو و فوتبالدوستان ايراني در برههاي از زمان چنان ناگسستني نشان مي داد كه حتي كنارهگيري برانكو از فوتبال ملي ايران نيز سبب نشد كه او از ياد فوتبالدوستان ايراني فراموش شود؛ و فوتبالدوستان ايراني به عنوان تنها حامي برانكو ايوانكويچ با فشار بر فدراسيون فوتبال سبب بازگشت دوبارهي برانكو ايوانكويچ به ايران شدند. اما در اين روزها سردي خاصي بر رابطهي ميان فوتبالدوستان ايراني و برانكو ايوانكويچ حاكم است. رابطه ي سرد ميان دو طرف محصول نتايج تيم ملي ايران در جامجهاني ست، نتايجي كه سبب شد افتخارات برانكو از يادها فراموش شود و كمتر كسي از برانكو به نيكي ياد كند. فوتبالدوستان ايراني پس از جام جهاني افتخاراتي همچون قهرماني در بوسان، سومي در شرايطي بسيار بد در جامملتهاي چين و صعود به جامجهاني را فراموش كردند و رابطهي دوستانه ميان دو طرف به سردي گراييد. اكنون پس از گذشت هشت ماه از پايان جامجهاني كابوسوار برانكو با ايران، اين تنها افتخارات برانكو نيست كه به دست فراموشي سپرده شده بلكه شخص برانكو نيز به همراه افتخاراتش از ذهن فوتبالدوستان ايراني پاك شده است؛ ديگر كمتر كسي نهم اسفندماه سالروز تولد برانكو ايوانكويچ را در خاطر دارد و ديگر روزنامهنگاران ايراني صفحهي نخستشان را در اين روز به موضوعي مانند تولد برانكو اختصاص نمي دهند. به راستي در جام جهاني چه اتفاقاتي افتاده بود و سهم برانكو در نتايج تيم ملي ايران تا چه اندازه اي بود كه همگان برانكو و افتخاراتش در فوتبال ايران را فراموش كردند؟ برانكو مربي نتيجهگرايي بود، از آن دسته از مربياني كه براي خاموش كردن منتقدانشان تنها اسكوربرد ورزشگاه را به آنها نشان ميدهند و اينچنين حقيقت تاكتيكي تيمشان را براي افكار عمومي معنا مينمايند. برانكو ايوانكويچ پس از صعود به جامجهاني بارها آشكارا از اين طرز فكر دفاع كرد و براي دفاع از نظرات شخصياش، خود را در برابر رسانههاي ايراني قرار داد؛ سدشدني آگاهانه در برابر انتقادات. هومن افاضلي، آناليزور ايران در جامجهاني، در اين باره ميگويد: « برانكو قبل از صعود تيم ملي به پذيرفتن توصيههايي كه در راستاي اقبال عمومي بود، تن ميداد اما پس از صعود چندين بار روي اين نكته تاكيد داشت كه مسئلهي خط دادن در راستاي تامين خواستههاي افكار عمومي يك جايي بالاخره بايد پايان پذيرد. او معتقد بود كه دستاورد تيم ملي بايد باعث سكوت منتقدان شود و آنها بالاخره در مقطعي دست از انتقاد بردارند.» لجباز در برابر منتقدان برانكو ايوانكويچ پس از آنكه در نخستين ديدار تيم ايران در مرحلهي مقدماتي جامجهاني در برابر بحرين، به نتيجهاي مطلوب دست پيدا نكرد و نتوانست دلايل بازي ضعيف تيم ترسوي ايران را براي كارشناسان فوتبال روشن نمايد، به توجيه كردن مسائل روي آورد؛ رفتاري كه سبب تقويت بيش از پيش تفكر نتيجهگرايي در كادر فني تيم ايران شد. برانكو ي توجيهكننده و نتيجهگرا، پس از ديدار منامه و تا پيش از صعود به جام جهاني با 4 پيروزي پياپي توانست سيري صعودي را در مغلوبكردن منتقدانش بپيمايد و در شب صعود به آلمان بر قلهي سركوب منتقدانش بايستد، اما از بدشانسي او سير نزولي تفكر نتيجهگرايياش از دورهي پس از صعود به جامجهاني برايش به وقوع پيوست؛ از زماني كه او نخستين شكستش را در پايان وقت معمول ديدار برابر حريفي از شرق آسيا تجربه كرد؛ شكست در ديداري تداركاتي برابر كرهي جنوبي كه سبب شد منتقدان برانكو جان تازه اي بگيرند و پايگاه هاي حمايتكنندهي برانكو را نيز متوجه خود سازند. پس از ديدار با كره جنوبي، شكست در اردوي انگليس نيز به نتايج ضعيف كسب شده كادر تيم ايران اضافه شد و بيشتر شدن انتقاد منتقدان ايراني را به همراه داشت. انتقاد كارشناسان فوتبال از سويي و بدشانسي در برگزاري اردوي انگلستان و اردوي مالزي و سپس شكست در برابر ژاپن، اقتدار برانكوي نتيجه گرا را در ميان افكار عمومي از بين برد. شكستهشدن اقتدار برانكو سبب شد كه او و حمايتكنندهي هميشگياش، محمد دادكان، موضعي سختتر در برابر كارشناسان و روزنامهنگاران ايراني اتخاذ كنند؛ و سپس چسباندن برچسبهاي گوناگون به منتقدان براي ايستادن در برابر آنها، برچسبهايي كه شايستهي كارشناسان فوتبال ايران نبود و ناراحتي فراوان آنها را به دنبال داشت و بيشتر یک لجبازی بچه گانه به نظر می رسید. ايستادن سختتر در برابر كارشناسان فوتبال و ادامهي لجبازي با منتقدان ايراني تا بدان حدي ادامه پيدا كرد كه برانكو ايوانكويچ آشكارا در كنفرانسي مطبوعاتي اعلام نمود كه ديگر به روزنامههاي ايراني توجهاي نميكند و از روزنامهنگاران هموطنش براي شنيدن نقاط ضعف و قوت تيم خود بهره خواهد برد.
نسبتا مشابه
تقريبن در همان زماني كه برانكو ايوانكويچ در كنفرانسي مطبوعاتي اعلام نمود كه به روزنامههاي ايراني توجهاي نميكند و خشم روزنامهنگاران ايراني را برانگيخت، در گوشهي ديگر از دنيا وضعيتي مشابه براي يكي از سرمربيان سي و دو تيم حاضر در آلمان اتفاق افتاده بود. يورگن كلينزمن، سرمربي آلمان، نيز در زير انتقاد و فشار بسيار شديد روزنامههاي آلماني قرار داشت و كاملن مشابه برانكو نسبت به روزنامه نگاران آلماني موضع گرفته بود« بودن در آمريكا يك حسن دارد و آن دور ماندن از تمام مزخرفاتيست که مطبوعات آلمان مي نويسند! آنجا (امريکا) که هستم، نمي توانم بخوانم که آنها چه نوشته اند و در نتيجه وقتم صرف مسايل بيهوده و بي ارزش نمي شود. اعصابم نيز راحت تر است.» بله، يورگن كلينزمن نيز اين چنين به رسانههاي آلماني و روزنامهنگاران آن كشور تاخته بود اما چه اتفاقاتي افتاد كه در پايان جامجهاني كارشناسان و دوستداران فوتبال آلمان از كلينزمن به خاطر بازيهاي خوب تيمش در جام جهاني تشكر كردند؟ كلينزمن كه در جو كاملن نااميد جامعهي فوتبالي آلمان، تيم ملي اين كشور را حتي بدون داشتن پيشينهي سرمربيگري تحويل گرفت، با برنامهريزي دقيق و محك زدن بسياري از بازيكنان آلماني و ميدان دادن به بازيكنان جوان اين كشور، فوتبال آلمان را متحول كرد. كلينزمن ابتداي راه جامجهاني را با چند پيروزي موفقيت آميز آغاز كرد اما در ميانههاي راه با شكستهاي بسيار بد جايگاه خودش را در تيم ملي آلمان متزلزل ديد، باخت مفتضحانه تيم آلمان برابر روماني با نتيجهي 5 بر 1 و باخت 4 بر 1 مقابل ايتاليا در تنها 100 روز مانده به آغاز رقابتهاي جامجهاني خوشبينترين طرفدار يورگن كلينزمن را نيز به اين نتيجه رساند كه تيم كلينزمن توانايي حضوري پرقدرت در جامجهاني را نخواهد داشت. اما فشار رسانههاي آلمان نيز نتوانست مانع از تحقق برنامههاي كلينزمن شود و او برنامهاش را به بهترين نحو به پايان رساند. يكي از نخستين كارهايي كه كلينزمن به عنوان سرمربي تيم ملي آلمان انجام داد، اضافه كردن يك تيم بدنساز آمريكايي به كادر تيم ملي آلمان بود تا حداقل شخصيت خودش را به عنوان يك مربي متكي به قواي جسماني حفظ كرده باشد. اين مورد يكي از بزرگترين تفاوتهاي بنيادي برانكو و كليزمن[در خارج از جريان مسابقه] بود كه به شكست برانكو ايوانكويچ در فوتبال ايران و پيروزي يورگن كلينزمن در فوتبال آلمان منجر شد و نتيجهي مورد انتظار از آنها را كاملن از هم متمايز ساخت.
دوران بد بدنسازي
بازيهاي تيم ايران در جامجهاني به وضوح نشان داد كه بازيكنان ايراني توانايي جسماني مناسبي براي حضور در يك ديدار نود دقيقهاي در اين تورنمنت را نداشتند و در نيمهي پاياني نيمهي دوم ديدارهايشان دچار تخليه انرژي ميشدند و بدين ترتيب در ديدارهايشان نتايج ضعيفي را كسب كردند. ضعف در آمادگي جسماني موضوعي بود كه كارشناس فوتبال ايران ،مجيد جلالي، پيش ار آغاز مسابقات آلمان به آن اشاره كرده بود. مجيد جلالي در مصاحبهاي پيش از آغاز جامجهاني، آشكارا اعلام نمود كه نميتوان بر پايهي قدرت بدني بازيكناني كه در ليگ ايران توپ ميزنند، پا به جامجهاني نهاد و شكست تيم ايران پيش از آغاز بازيها نمايان است. با آماري كه مجيد جلالي ارائه كرده بود، توان عادي بازيكنان مليپوش ايراني در خوشبينانهترين حالت براي ۷۰ دقيقه حضور در يك ديدار جامجهاني كفايت ميكرد كه البته اين آمادگي نيز بيشتر از توان جسماني بازيكنان حاضر در ليگ ايران بود. با مشاهدهي بازيهاي تيم ايران در جامجهاني و آماري كه مجيد جلالي ارائه كرده بود به سادگي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اردوي پيش از مسابقات جام جهاني تيم ملي در سوئيس و تهران نتونست چندان در افزايش قدرت بدني مليپوشان ايراني موثر باشد. « تيم ما براي مبارزه در نود دقيقه آماده شده است. اما تيم ايران از نظر بدني در نيمه دوم افت كرد و همين امر منجر به پيروزي مكزيك در اين ديدار شد.» ريكاردو لاولپه – پس از پيروزي بر ايران اردشير لارودي، كارشناس فوتبال، كه در هنگام بدنسازي تيم ايران در تهران به تماشاي تمرينات برانكو نشسته بود عنوان ميكند كه برانكو در اردوي آمادهسازي تهران تمام تمرينات را خود به عهده گرفته بود و پس از انجام تمرينات اوليه در همان يكي دو روز نخست خسته شد و با لغو برخي از ساعتهاي تمرين، به بازيكنان استراحت اجباري داد كه اين مورد از بياعتمادي برانكو براي سپردن تمرينات به دستيارانش نيز پرده برميداشت. علي كريمي، كه تمرينات سنگين فليكس ماگات را نيز تجربه كرده است، در مورد آن روزها ميگويد: «تمريناتش همه مشخص بود. فشار تمرينات او آنقدر زياد بود كه فقط عرقمان در بيايد.هي ميگفتند اردوي آمادهسازي، كدام آماده سازي؟»
ساختار ضعيف ليگ پس از حذف تيم ايران از جامجهاني، برانكو ايوانكويچ صريحن ساختار فوتبال ايران را به باد انتقاد گرفت و عنوان كرد كه «فاصله فاحشي بين فوتبال سطح اول جهان و ايران وجود دارد». برانكو كه به عنوان يك كارشناس فوتبال راههاي رشد فوتبال ايران را بر ميشمرد، عنوان كرد كه تنها راه پيشرفت فوتبال ايران سرمايهگذاري در زيرساختها ست و نتيجه اوليه اين سرمايهگذاري نيز 5 تا 8 سال بعد خودش را نشان خواهد داد. برانكو فقر امكانات و نحوه باشگاهداري در اين باره را يادآور شد و عنوان كرد كه در ايران به بازيكنان نوجوان و جوان نيز بها داده نميشود. عدم نتيجهگيري در جامجهاني و ارتباط آن با ساختار ضعيف ليگ ايران كه توسط برانكو مطرح ميگشت، واقعيتي بود براي توجيهكردن شكستهاي تيم ايران، واقعيتي كه تنها به مرزهاي جغرافيايي ايران نيز محدود نميشد؛ بنهمام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا ، نيز در صحبتهايش پس از حذف آسياييها در مرحلهي نخست از جام جهاني، آشكارا به اين مورد اشاره كرده بود« من اعتقاد دارم این شکست ها به دلیل ساختار ضعیف فوتبال در سطح باشگاه های آسیایی چه در بعد داخلی و چه در بعد قاره ای است.» ضعف قواي جسماني و نيز تاكتيكناپذيري بازيكنان ايراني نقش بهسزايي در ناكامي تيم ايران داشت. بهترين نگاه در اين زمينه ميتواند نگاه منتقدانهي بازيكني باشد كه يك ليگ همانند ليگ ايران را به همراه يك ليگ اروپايي تجربه كرده باشد. محرم نويدكيا كه حضور در تيم بوخوم آلمان را نيز دركارنامه دارد، روزها پيش از آغاز جامجهاني به اين ضعف اشاره كرده بود. نويدكيا هنگامي كه با پرسشي دربارهي احتمال موفقيت تيم ايران در جامجهاني مواجه شد، عنوان كرد: « تا بازیکنانمان به اروپا نیایند نمی توانیم پیشرفت کنیم. اگر در حال حاضر پانزده یا شانزده نفر از بازیکنانمان در اروپا بازی می کردند، حتی در تیم های معمولی اروپا، من می توانم به جرات بگویم که می تواستنیم در میان هشت تیم برتر دنیا قرار بگیریم. صحبت کردن در این مورد بسیار سخت است». اما ايرانيها پيش از اين توانسته بودند در جام 1998 فرانسه بازيهايي به مراتب بهتر ارائه دهند، در حالي كه با ليگي آماتور در آن رقابتها حاضر شده بودند. ديدارهايي كه ايرانيها با قواي جسماني بالا، تاكتيكهايي از پيش تعيين شده و بدون مصدوميت مهرههاي كليديشان قدم به آن نهادند.
آمادهنبودن بهترينها
شايد بتوان گفت بدشانس، شايد تنها همين عبارت را بتوان براي وصف تيم ايران در جامجهاني به كار برد، تيمي كه تقريبن نيمي از بازيكنان ثابتش با مصدوميت به ميدان جهاني گام نهاده بودند؛ اما بي گمان بدشانسي تنها قسمتي از سهم مصدوميتها در ناكامي تيم ايران در جامجهاني بود؛ و البته قسمت ديگري از ناكاميهاي ايران به تفكرات برانكو بازميگشت، به تفكراتي بر اساس يازده بازيكن بدونتغيير براي تمام ديدارها. « يك گروه از مربيان تيم اصليشان را انتخاب ميكنند و ديدگاهشان بر روي اين بازيكنان متوقف است، يعني بايد يك نفر سكته كند تا نفر بعدي را به جاي او به بازي بياورند» مجيد جلالي سبك كاري برانكو را اينچنين شرح مي دهد؛ سبكي كه ويژگيهاي منفياش در جامجهاني خودش را به خوبي نشان داد. جباري، نيكبخت واحدي و ستار زارع سه بازيكني بودند كه پيش از رقابتهاي آلمان، به علت مصدوميت از ليست تيم ايران خط خوردند. نبود اين بازيكنان و مصدوميت كريمي، بازيكني كه برنامهي تيم ايران بر پايهي حركات او بود، هاشميان، مهدويكيا و زندي تيم ايران را با ناهماهنگي خاصي مواجه ساخت؛ پنج نفر از يازده بازيكني كه نزديك يك سال بدون تغيير در كنار هم به ميدان ميرفتند با مشكل مصدوميت مواجه شدهبودند و حتي در تركيب ذخيره هاي تيم هم اين مشكل خودش را نشان ميداد. اگرچه بازيكنان ثابت تيم ايران به بازيهاي جامجهاني رسيدند اما اثرات مصدوميت اين بازيكنان در روند تيم ايران تاثير منفي بسياري گذاشت و اين بازيكنان در جريان جامجهاني همان بازيكنان قبل از مصدوميت نبودند. بازيكني مانند كريمي كه پيش از مصدوميت زمزمههايي مبني بر نافرماني از برانكو را بروز داده بود، در مدت نسبتن طولاني استراحت به وضوح آرامشش را از دست داد و ازدستدادن آرامشش را در اردوي پاياني تيم ايران و نيز در طي مسابقات جامجهاني نمايان ساخت. از دست دادن آرامش و ايجاد جنجال بازیکنان در دوره مصدومیت پیش از مسابقات جام جهانی مسئلهای نبود که تنها گریبانگیر تیم ایران شود، این مسئله در تیم آلمان نیز نمود پیدا کرده بود. پیش از دیدار افتتاحیه جام جهانی، روزنامه های آلمانی از اختلاف ميان بالاك و كلينزمن بر سر بازيكردن در ديدار افتتاحيه پرده برداشته بودند اما هيچگاه تيم آلمان همانند تيم ايران دچار آسيبديدگي نشد. سرمربي آلمان بازيساز اصلي تیم را به خاطر مصدوميت در بازي افتتاحيه به ميدان نفرستادند و بر سر حرفش مبني بر ناآماده بودن بالاك ايستاد، این در حالی بود که بالاك در مصاحبه ای پیش از دیدار افتتاحیه از آمادگی کامل خود صحبت به زبان آورده بود؛ موردي كه باعث بوجود آمدن اختلاف ميان بالاك و كلينزمن شد اما بالاك اين اختلاف را به طور رسمي را رد كرد. چه اتفاقي افتاده بود كه بالاك در يك مصاحبه رسمي اختلاف ميان سرمربي تيم و خودش را رد ميكرد و در اين سو بازيساز تيم ايران، ذخيرهي بالاك در بايرن، پس از تعويضش با ناراحتي به چمدان پزشك تيم ايران لگد ميزد؟
جامعهاي با شخصيتي متفاوت
پرخاشگري بازيكنان بزرگ در جريان رقابتهاي جامجهاني تنها به حركت كريمي محدود نميشد؛ زيدان و روني نيز حركاتي مشابه كريمي در برابر تعويضشان انجام داده بودند؛ اما حركت علي كريمي برخلاف ايندو بازيكن تنها در يك لحظه اتفاق نيفتاد و به پايان نرسيد. كريمي كه در آخرين اردوي تيم ايران در تهران آشكارا در مقابل دوربينهاي تلويزيوني عليه كادر فني موضعگيري كرده بود و پس از حركت ناشايستش در هنگام تعويض برابر پرتغال كه با خطر اخراج از سوي سرمربي نيز مواجه گشت، در ديدار پاياني تيم ايران در برابر آنگولا از حضور در ديدار به عنوان بازيكن ذخيره خودداري كرد تا كاملن نشان دهد كه موافق حضور برانكو براي نشستن بر نيمكت ايران در جامجهاني نبوده است. درست يا اشتباه بودن انتخاب برانكو براي نشستن بر نيمكت تيم ايران در جامجهاني چندان به كريمي مربوط نميشد كه او اينچنين بيپروا نظرات شخصاش را در اردوي تيم ايران بروز ميداد. البته كريمي تنها مقصر هرجو مرجهاي اردوي تيم ايران در جامجهاني نبود، نداشتن روحيه انسجام تيمي در صحبتهاي بازيكني مانند خطيبي حتي پيش از پايان رقابتهاي جامجهاني و در حالي كه بازي سوم ايران در پيش رو بود، به وضوح نمايان بود؛ او به طور رسمي در گفت و گو با خبرگزاريهاي فارسيزبان از برانكو و برنامه هايش انتقاد كرد و او را شايسته نشستن بر نيمكت تيم ايران ندانست. برانكو و كادر فني تيم ايران به همراه محمد دادكان، تنها كساني بودند كه ميبايست در برابر اين شكستها پاسخگو باشند، اما هرج و مرج در اردوي فردريشهافن و دخالت بازيكنان در مسائلي كه به آنها هيچ ارتباطي نداشت سبب شد كه مسببان شكست بتوانند تا آنجا كه امكان داشت از زير بار دفاع از عملكردشان شانه خالي كنند و اين اتفاقها نيز سبب شود كه نام اين بازيكنان به عنوان بازيكناني كه اخلاق حرفهاي را فراموشكردهاند بر سر زبانها بيفتد. جو فرهنگي فوتبال ايران نيز در شكستهاي تيم ملي نقش به سزايي را ايفا كرده بود. در حالي كه محمد دادكان نظر جامعهي ورزشي مبني بر استخدام مربي با نام و نشان تري نسبت به برانكو ايوانكويچ را نمي پسنديد و دعواي سازمان و فدراسيون فوتبال ايران سبب گشته بود كه نتايج تيم ملي تنها ابزاري براي سركوب مخالفان گردد، برانكو نيز مجبور شد تا حتي در بازيهاي دوستانه نيز به تفكر يازده بازيكن ثابت خودش پايبند باشد؛ برانكو نتوانست به علت نتيجهگرا شدن بيش از حدش پس از صعود به جامجهاني به بازيكنان ذخيره تيم ايران فرصت بيشتري براي تجربهي بازيهاي ملي بدهد. البته اعتقاد برانكو در حفظ يازده مرد ثابتش به هر قيمت و دفاع از عملكرد نسبتن ضعيفشان در سال منتهي به جامجهاني، نيز در تضعيف تيم ايران موثر بود؛ شخصيتي كه يورگن كلينزمن هيچگاه از خودش بروز نداد. كلينزمن ،كه همانند برانكو ، يكتنه در برابر انتقادات بيشمار كارشناسان فوتبال آلمان از سيستمهايش دفاع ميكرد، ترجيح داد به جاي حمايت از يازده مرد ثابت، حامي يازده پست براي تفكرات تاكتيكياش باشد و بر اين اساس مردانش را انتخاب نمايد. كلينزمن در انتخاب دروازهبانان تيم ملي آلمان به گونهاي رفتار كرد تا فرد شايستهتر در درون دروازه قرار گيرد و بهترين بازيكن جامجهاني گذشته در اين بين با ناراحتيهاي فراواني مواجه شود و تا آنجا پيش رود كه اوليور كان عنوان كند تنها برای انجام وظیفه ی ملیاش به جامجهاني ميآيد و سرانجام در پايان جام نيز بازيهاي ملياش را كنار بگذارد.
يك بازي
تیم ایران در جام جهانی آلمان به مفهوم واقعی شکست را لمس کرد و نتوانست از آبروی بینالمللی فوتبالش دفاع کند، شاید تیترهای سرگرم کننده رسانه ها ،شعارهای جذاب کادر تیم ملی و یا شاید هم بالابردن توقع از تیم ایران نزد مردم توسط سازمان تربیت بدنی یکی از دلایل شکست تیم ایران در جام جهانی معرفی شوند اما این بازی حاشیههای پیش از جام جهانی با تیم ملیست، حاشیههای سادهای که در کنار تیم ملی هر کشوری وجود داشت؛ برای فروش بیشتر، برای از بین بردن اعتماد به نفس حریفان و یا شاید هم برای نشان دادن قدرت پنهان تیم ایران! « دوست ندارم فقط جزو تيم هاي شركت كننده باشيم. در سال 2006 بايد اثري از خود به جا بگذاريم كه در تاريخ فوتبال دنيا باقي بماند. مي خواهم تمدن ايران را به رخ بقيه مردم بكشانم. احساس من را فقط خدا مي داند» برانكو - پيش از شروع مرحله دوم مسابقات انتخابي جام جهاني هنگامی که بسیاری از دیدارهای تدارکاتی تیم ایران به دلایل سیاسی لغو شد و نیز کادر فنی به انجام دیدارهای بیشتر روی خوش نشان نداد، پیروزی برابر تیم هایی ملی که با ترکیب دگرگون در برابر تیم ایران قرار می گرفتند سبب بالارفتن انتظارات از تیم ایران شد و حضور در میدانی بزرگتر ناکامی فوتبال ایران را رقم زد.بازی حاشیهها تیم ناآماده ایران را پیش از آغاز جام جهانی از بین برده بود و حباب زیبای «ستارگان پارس» تنها لحظاتی پس از سوت پایانی روبرتو روزتی در دیدار برابر مکزیک ترکید. شاید پاس اشتباه میرزاپور و اشتباه رحمان رضایی؛ اما ما به خودمان باخته بودیم نه دليلي چون اشتباه فردي چند بازيکن؛ ما پيشتر از اين به مهرهچيني اشتباه برانكو باخته بوديم اما خودمان را فريب ميداديم و در فريبدادنمان از همان ظرافتي بهره جستيم كه در فریب دادن حریفانمان استفاده ميكرديم. « اينجا جام جهاني است و ما بايد خوشحال باشيم که قسمتي از اين جشنواره بزرگ هستيم.» برانكو - پس از پايان سومين ديدار ايران در جامجهاني پرفسور در سال آخر حضورش بر نيمكت تيم ايران، كارنامه درخشاني از خود به جاي نگذاشت و دفتر حضورش در ايران را با آماري بسيار ضعيف بست. برانكو پس از پايان جامجهاني ديگر به ايران بازنگشت و هيچگاه احساسات مردم ايران را پس از نتايج تيم ملي در جام جهاني درك نكرد، احساساتي كه تنها خدا از آن باخبر بود. |