فتح الله زاده:دير يا زود به استقلال برمي‌گردم!
Mar 25,2007 00:00 by mamaly_68

مديرعامل سابق استقلال گفت: مديرعاملي من دير يا زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد چراكه يك دومي و سومي آورده‌ام، فقط قهرماني آسيا مانده كه به هوادارن بدهكارم. بحث بازگشت علي فتح‌الله زاده به باشگاه استقلال بازتاب‌هاي مختلفي را در پي داشته است. او حرف‌هاي تازه‌اي از اين بازگشت احتمالي زده است كه در زير مي‌خوانيد:

*: بحث بازگشت شما به استقلال از چه قرار است؟
با آقاي علي آبادي يك صحبت‌هاي كلي انجام دادم؛ ولي هنوز به جمع‌بندي غيابي نرسيده است. به هر حال سازمان تربيت بدني اول در حالي رايزني است كه هيئت مديره را مشخص كند.

*: اما ظاهرا براي مديرعالي يا سرپرست موقت باشگاه صحبت‌هاي نهايي با شما شده است؟
نه، به صورت جزيي فقط بحث اين است كه در مديريت جديد هم نقشي داشته باشم. طبق قانون مديرعامل را بايد هيئت مديره انتخاب كند.

*: كه احتمال انتخاب شما خيلي زياد است؟
همه احتمالات وجود دارد. معتقدم فعلا نبايد سازمان تربيت بدني را تحت فشار قرار داد. به نظرم سازمان اين بار كار خوبي مي‌كند كه در انتخابي نفرات جديد عجله نمي‌كند. در 15 روز آينده نفرات جديد مشخص مي‌شود. مي‌گويم بايد اجازه دهيم علي آبادي بدون تحميل نظر، خودش مديرعامل را مشخص كند.

*: خبر بازگشت احتمالي شما به استقلال از سوي هواداران مورد استقبال قرار گرفت.
به من لطف دارند و همين اظهار لطف آنها است كه من را در تصميم‌گيري مردد مي‌كند. توقع هوادار از من بالا است و همين كارم را سخت مي‌كند. هرچه دارم از همين هواداران دارم و اگر آبرويي كسب ‌كردم، به خاطر استقلال است و حاضرم براي تيم، اين آبرو را معامله كنم؛ ولي دوست ندارم مدير تحميلي باشم. مي‌خواهيم سازمان خودش به اين نتيجه رسيده باشد كه من مي‌توانم به استقلال كمك كنم. اگر سازمان به اين نتيجه رسيده باشد، مثل يك سرباز در خدمت تيم هستم.

*: پس از اينكه از مديرعاملي كنار رفتيد، دوباره به عنوان يكي از اعضاي هيئت مديره بازگشتيد؛ اما طاقت نياورديد و باشگاه را ترك كرديد. اين بار كه قصد نداريد اين اتفاق تكرار شود.
من هم مي‌توانستم مثل دوستان بمانم؛ اما در آن صورت تعهدم به هوادار از بين مي‌رفت. وقتي مي‌ديدم يك تصميم به ضرر استقلال گرفته شده، يا بايد ايستادگي مي‌كردم و راه مبارزه را در پيش مي‌گرفتم يا خودم را كنار بكشم. همان روزي كه استقلال را به رفاه دادند، گفتم اين تصميم اشتباهي است چون مثل روز برايم روشن بود باشگاه به سراشيبي سقوط مي‌رود و اين اتفاق هم افتاد.

*: اگر برگرديد كه قصد نداريد همه امور را دست فردي بسپاريد و خود را كنار بكشيد؟
استقلال چه موفق بوده و چه ناموفق، خودم مسئوليت را پذيرفتم چون معتقدم مديرعاملي بالاترين مسئول اجرايي باشگاه است. به هر كس مسئوليت بدهم، اول و آخر خودم مسئول هستم. اين نكات را به عنوان كليد رمز به آقاي علي آبادي گفتم. مديرعامل بايد بسيار قدرتمند باشد و حتي در هيئت مديره تاثيرگذار باشد.

*: پس فقط به شرط اختيار كامل حاضر به بازگشت هستيد؟
صد در صد؛ به من حق بدهيد. توقع ما از فتح‌اله زاده بالا است. اگر اختياري نداشته باشم، خراب مي‌شوم و هوادار نااميد و سرخورده مي‌شود.

*: به نظر شما اين استقلال مي‌شود به روزهاي خوبش بازگرداند.
چرا كه نه؛ مي‌توانيم هر پنج سال، چهار قهرمان براي هوادار هديه كنيم. يعني سالي يك قهرماني بياوريم. البته اين در صورتي محقق مي‌شود كه مديرعامل مقتدر باشد؛ وگرنه مي‌توانند آنهايي كه دوست دارند كار كنند، بيايند و من هم نظاره‌گر باشم. مثل تمام اين چهار سالي كه حرفي نزدم. حتي يك مصاحبه عليه تيم انجام ندادم چون معتقدم بود و نبود افراد مهم نيست؛ مهم باشگاه و موقعيت آن است.

*: مي‌گويند بازگشت شما توأم با بازگشت ناصر حجازي و تغيير در كادر فني است.
هيچ مديري تا قبل از پست گرفتن نمي‌تواند برنامه‌هايش را بگويد؛ اما فعلا استقلال خوب نتيجه مي‌گيرد و بايد از صمد مرفاوي حمايت شود. در كنارش مي‌توان از نظريات ناصر حجازي استفاده كرد. البته بايد از بقيه بزرگان استقلال هم كمك گرفت. حتي از امير قلعه نويي هم مي‌خواهم كه به تيم كمك كند.

*: دوباره مي‌خواهيد داستان سازمان فوتبال را تكرار كنيد.
سازمان فوتبال را دست يك نفر نمي‌سپارم. سازمان فوتبال بايد از سه پيشكسوت، نماينده هيئت مديره، نماينده مطبوعات و نماينده مديرعامل تشكيل شود.

*: اما در استقلال همه بزرگان يك جا نمي‌توانند جمع شوند.
قول مي‌دهم اگر برگردم، همه را دور هم جمع كنم. برخي سوء تفاهمات بين اين عزيزان هست كه بايد حل شود. اگر مديرعامل شوم، وظيفه خود مي‌دانم بزرگان را به هم نزديك كنم.

*: اينطور كه حرف مي‌زنيد، ظاهرا كار تمام است.
كار دست من نيست. اگر شرايط مساعد باشد، دوست دارم برگردم.

*: اما شنيده بوديم سعي داريد براي رياست فدراسيون نامزد شويد.
رياست فدراسيون كه سهل است، اگر بگويند بيا رئيس كنفدراسيون آسيا را قبول كن، مطمئن باشيد استقلال را انتخاب مي‌كنم. در فوتبال، اين استقلال است كه برايم مهم است و ترديد نكنيد تا اين تيم به من نياز دارد، به چيز ديگري فكر نميكم.

*: و حرف پاياني؟
مديرعاملي من دير يا زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد. من يك مقام دومي و سومي براي استقلال آورده‌ام، فقط مانده قهرماني آسيا كه به هواداران تيم بدهكار هستم. اگر 10 سال هم شده، صبر مي‌كنم تا اين مقام را براي آنها بياورم. استقلال را با قدرت مي‌خواهم؛ نه با التماس و خواهش.