خبرنگار همان آواز از دور خوش دهل تو را بس است ...
Aug 07,2007 00:00 by Yasser-Eshraghi
روزها مي گذرد . اين عمر توست كه همچون برگ درخت مي ريزد و ... و تو در كشاكش زندگي دلخوش به ايني كه بسياري حسرت عنوان تو را مي خورند!
حسرت در ذات آدمي است اما ....
به هر كه مي رسي ؛ وقتي تو را مي شناسد هنگامي كه متوجه مي شود با خبرنگاري هم صحبت شده كه بارها مطالب او را مي خوانده است... خبرنگاري كه هربار مطالب اورا از مقابل چشم خود مي گذرانده به نوع نگارش او در ذهن خود ابراز علاقه مي كرده است و هر بار در اين لوكيشن حسرت قرار مي گرفته است؛ فيلمي را بر پرده اكران مي برده كه طي آن خود را به عنوان نقش اول آن به جاي خبرنگار محبوب خود مي ديده است ؛ بغض در گلويت فرياد زنان چكامه مي سراید كه به راستي چرا «آواز دهل از دور خوش است؟»
دوست داري در آن لحظه بر روي خط ذهن حسرت كش خواننده مطالبت بروي و با بيرون كردن او از پرده اكران خيال خام او فرياد بزني:«اين سوي سيم و آن سوي پرده خبري نيست » اما...
اما در همان لحظه مخاطبت ؛ همان صاحب ذهن حسرت كش به عنوان تو دستش را به سوي تو دراز مي كند و مي گويد:
«روزت مبارك خبرنگار»!!!

...و اينجاست كه تو اشك در چشمت و بغض در گلويت جمع مي شود تا با خود اميدوارانه بگويي:
« از اين خوان به ظاهر گسترده و از آن طبل توخالي ؛ همان آواز از دور خوش دهل تو را بس است »
پس با تمام كمي ها و كاستي هاي شغل ارزشمند خبرنگاري به تمام شما همكاران عزيز مي گويیم:
« روز خبرنگار مبارك»