رعدی: تشکیلات فوتسال مسموم است!پشت پرده فوتسال ایران چه خبرها كه نیست!
Sep 15,2007 00:00 by aalei

در روزهایی که فوتبال ایران بدون رییس اداره می شود و آنانکه تا دیروز حاشیه نشینان ساختمان سئول بودند، امروز تبدیل به مردان همه کاره فدراسیون شدند و فوتبال را بیش از هر روز دیگری «روزمره» کرده اند و در پناه آن روزمرگی برای خود کلاهی دوخته اند، وضعیت فوتسال نمی تواند و نباید هم بهتر باشد. فوتسال ورزش پر تحرک و تماشاگرپسندی است که شاید همه ما را یاد شب های رمضان و بازی های داخل سالن پس از افطار می اندازد اما امروزه در جهان دارای مسابقات جهانی شده و تلاش فراوانی برای حضورش در المپیک می شود، بازی هایی که رفته رفته در شهرهای کشورمان جا می افتد و از گل کوچک و فوتبال سالنی تبدیل به فوتسال و تمرین هایی بر پایه تحقیق و بررسی شده است؛ سالن های همیشه پرتماشاگر لیگ فوتسال نشان می دهد مردم نسبت به آن اقبال نشان داده اند.

اتفاقات این یکساله فوتبال در روزهای بدون رییس ماندنش خیلی از مسائل را رقم زده و حتی تبعات آن گریبانگیر تیم ملی هم شده است، چه فوتسالدوستی که وارد کمیته فوتسال شده است و متوجه شده که در آن اتاق های تودرتو، خبرهایی است، جوانکی که دبیر کمیته شده تا جای همیشه خالی رییسش را پر کند، همان جوانی که بدون دانستن زبان بین المللی و بدون آنکه از ارتباطات و جایگاه حساس ایران خبر داشته باشد به سفر می رود و بعنوان ابرقدرت فوتسال آسیا گوشه ای از جلسه را برای خود بر می گزیند و بدون توجه به اطراف به گوی های خارج شده از گلدان قرعه کشی جام ملت های ژاپن چشم می دوزد. شاید باید از رییسی هم نوشت که حقایق برملا شده از اتفاقات فوتسال را مربوط به خائنینی می داند که از فوتسال سهم می خواهند، رییسی که بعنوان یکی از کارمندان وزارت نفت و امور قراردادهای نفتی، دوستان بسیاری را در همه جای دنیا یافته و این موهبتی برای فوتسال است اما با گماردن افرادی که مثل خودش نیستند عملاً تیشه بر ریشه فوتسال و درخت نوپای آن می زند.

خبری که از تیم ملی فوتسال اعلام شد ساده بود:« درنشستی که با حضورعباس ترابیان رئیس کمیته فوتسال و علیرضا رعدی برگزارشد، طرفین درخصوص چگونگی ادامه همکاری رعدی با تیم ملی به گفتگو نشستند . درنهایت مقرر شد با توجه به خدمات علیرضا رعدی به فدراسیون جانبازان و معلولان علیرغم احساس نیاز تیم ملی فوتسال به کمک های وی با این مربی با تجربه قطع همکاری شود . عباس ترابیان دراین خصوص به خبرنگاران گفت : درشرایط فعلی با علیرضا رعدی توافق کردیم که وی بیشتر در خدمت فدراسیون جانبازان و معلولان باشد . وی ادامه داد: با توجه به خدمات ارزنده رعدی به تیم ملی فوتسال بعدا در زمان مقتضی از کمک های وی در فوتسال کشور بهره مند خواهیم شد» اما اخباری که از اردوهای تیم ملی به بیرون درز می کرد حکایت از اختلافی مشهود میان شمس و رعدی می داشت که دیگر امکان همکاری را میان طرفین برقرار نمی ساخت، اما در این میان رعدی موضع سکوت را برگزید و در مقابل اصرار مطبوعات واکنشی نشان نداد و همه چیز را به آینده موکول نمود.

***

شاید ندانید که اگر بخواهیم در میان تمامی مربیان فوتسال ایران، مدارکشان را ارزیابی کنیم حسین شمس بعنوان سرمربی تیم ملی مدرک درجه یک مربیگری فوتسال را در اختیار دارد که کمتر کسی درایران از آن برخوردار است اماعلیرضا رعدی دارای مدرک profesional مربیگری فوتسال است که هشت کلاس AFC و دوازده دوره FIFA را گذرانده و دو دوره حرفه ای آلمان و برزیل را در کارنامه دارد و هم اکنون یکی از چهار مدرس رسمی AFC محسوب می شود که در لیگ فوتسال ایران نمونه است. او معلم آموزش وپرورش و  با بیست و هشت سال سابقه کار، کارشناس تربیت بدنی نیز محسوب می گردد.

***

«موقع شروع کار، جلسه ای از سوی آقای ترابیان ترتیب داده شد و در آنجا اعلام کردند که می خواهیم از علم رعدی و تجربه شمس استفاده کنیم تا جام را بار دیگر از ژاپن به ایران باز گردانیم و من با اینکه بارها پیشنهاد مربیگری را در دوره هرمانس، انصاریفرد و در مقابل درخواست های درودگر رد کرده بودم و با اینکه شان خودم و اندازه ام را بزرگتر از آن می دانستم، با کمک مربی بودن تیم ملی موافقت کردم چون آنرا وظیفه خودم می دانستم» علیرضا رعدی با چنین سخنی سفره دلش را باز می کند و برای اولین بار ناگفته هایش از جدایی تیم ملی و میزان اختلافش با حسین شمس را آشکارمی کند. «در جریان تمرینات برخوردهایی می دیدم که آنها را در شان تیم ملی نمی دانستم، شوخی های آن چنانی در تمرین های تیم ملی بصورت عادی درآمده بود و البته من چنین رفتارهایی را با نام دوستی تعبیر نمی کردم، از نظر من اینها ضعف هایی هستند که در قالب خنده خودش را نشان می داد، این رفتارها قشنگ نبود و الفاظی که بکار برده می شد بهیچ عنوان در شان طرفین قرار نمی گرفت» موضوعی که حتی صدای وحید شمسایی را در آستانه جام ملتهای ژاپن در آورده بود و موجب شد اعتراضات خاموشی را علیه سرمربی آغاز کند، از نگاه فوتسالیست های ملی پوش، جو اردو چندان مساعد نبود چراکه اطمینان و اعتماد درون اردویی چندانی وجود نداشت و همه نسبت به هم بدبین بودند. رعدی یکی دیگر از دلایلی استعفایش را مربوط بحث انتخاب بازیکنان می داند: «ظاهراً قبل از تشکیل اردو 10 نفر اصلی انتخاب می شدند ولی لیست 30 نفره اعلام می کردند، مثلاً می دیدیم در دوره های مختلف پنج بازیکن از علم و ادب برگزیده می شدند تا به سفرهای خارجی بروند، حتماً می پرسید چرا دیگران نیستند، پاسخ ساده است چون همه آنها باید زیر نظرمربی تمریناتشان را بگذرانند و بنوعی باج داده شود، تیم ملی ابزاری بود که با آن بازیکنانی که سرمربی تیم ملی، همان پست را در باشگاه شان داشت زیر نظر حسین آقا تمرین کنند» نگاهی عمیق به پایین می اندازد و می گوید: «مربی پدر یک تیم است که همه را باید با یک چشم ببیند، محمد کشاورز شش ماه آسیب می بیند اما در دو هفته پایانی در لیست نهایی قرار می گیرد اما مرتضی عظیمایی که دو سال آقای گل فوتسال بوده و همیشه رقیبی جدی برای شمسایی در فوتسال ایران محسوب می شده در بیست روز مانده به مسابقات خط می خورد، این ضعیف کردن پایگاه مربی تیم است چون او شاگرد من بود، با چه دلایلی باید قبول کنیم بازیکنی که 10 ماه در اردو بوده را خط بزنیم اما بازیکنی که 10 روز در اردو بوده و مابقی روزها مصدوم، بعنوان بازیکن به مسابقات اعزام شود، بازیکن بخاطر آینده ورزشی و حرفه ایش می ترسد که اعتراض کند اما بگذارید من بگویم که وقتی بازیکن تلویحاً معترض می شود پیغام می دهند که رعدی خط زده است، چگونه ممکن است من چنین تصمیمی بگیرم؟ وقتی در دعوت کردن دخالتی ندارم آنوقت در خط زدن دخالت دارم؟ متاسفانه صداقتی در تیم ملی وجود نداشت و با هیچکس رو بازی نمی کردند» رعدی اعتراف می کند که بارها ترابیان خواسته سخنی از اتفاقات پیش آمده را به زبان نیاورد تا به وقت مقتضی به حل و فصل آن بپردازد اما گویی رییس کمیته فوتسال کارهای مهمتری غیر از فوتسال دارد که توجهی به مسائل ندارد و یا خود را ندانستگی می زند تا اوضاع وفق مراد کسی باشد که حالا می تواند غلامحسین الهام فوتسال باشد! «در مسابقات آسیایی ژاپن بین دو بازیکن درگیری شدیدی صورت پذیرفت، شبانه موضوع را حل و فصل کردم تا هیچکدام از بازیکنان دیگر باخبر نشوند، فردا دیدم از من گله می کنند که چرا اینکار را کرده ام، برایم خیلی جالب بود، حتی آقای حقیقت از حراست تربیت بدنی در جریان هستند اما شمس گمان می کرد که می خواهم شعاع مدیریتش را کم کنم در حالیکه من فقط و فقط قصد کمک داشتم و مسائل دیگر در دایره شخصیتم قرار نمی گیرد» اوضاع در تیم ملی فوتسال بهیچ عنوان مساعد نبوده و نیست، سرمربی فوتسال در حال حاضر مشاورت فنی چهار تیم لیگ برتری را بر عهده دارد و در آخرین اقدام سمت مدیریت فنی امید را بنام خود درآورده است، آیا این موضوع خنده دار تر از پست همزمان قلعه نویی در تیم ملی و باشگاه استقلال نیست؟

مربی مستعفی تیم ملی فوتسال در بخش دیگری از صحبت هایش می گوید:«ما در ژاپن قهرمان می شویم و به تهران باز می گردیم، توجه کنید که مشکل من مادی نیست، من احساس می کنم شخصیتم زیر سئوال رفته است، سرپرست تیم فلان قدر می گیرد، سرمربی هم به همان میزان و بازیکنان هم اندکی کمتر اما وقتی پاکت خودم را باز می کنم، می بینم که به من به اندازه تدارکات تیم داده اند، بعد هم از من می خواهند که جایی مطرح نکنم، جالب تر اینجاست که پس از اهدای پاداش به من رسید سفید می دهند تا امضایش کنم، جالب نیست؟ اگر پاداش من درست هست پس موضوع رسید سفید چیست؟ وقتی موضوع پاداش ها را مطرح کردم از کمیته فوتسال با من تماس گرفتند که چرا چنین مسائلی را بازگو کردم، اتفاقات عجیبی در این فوتسال می افتد» رگ های متورم شده رعدی نشان می دهد که چقدر از تصمیمات عصبانی است و نمی تواند بخود بقبولاند که شخصیتش اینگونه پایمال شود، به تمرینات شاگردانش نگاهی می اندازد و حرکاتشان را برانداز می کند و سپس می گوید: «بنظر من تشکیلات فوتسال مسموم است، من نمی خواهم جایی کار کنم که فضایش آلوده باشد، خیلی ها خواستند زودتر مسائل را باز کنم اما دوست ندارم آسیبی به فوتسال وارد آید و موضوعاتی که مطرح می کنم شاید یک دهم ماجراها نباشد؛ مثلاً در آستانه بازی ها از ابراری نیا که دروازه بان بسیار قابلی است و همه می دانند که بهترین شرایط را دارد استفاده نمی شود و از مولایی که 38 سال سن دارد و فوتسالش تمام شده است دعوت می شود، نخندید، اینها واقعاً وجود داشته است»

 اتفاقات عجیب در فوتسال تمامی نداشته است، مثلاً در بحبوحه تمرینات و در نزدیک مسابقات آسیایی،شمس سفری سه روزه را به قطر ترتیب می دهد و از اردو خارج می شود، در حالیکه موضوع نمایان است و همه از آن باخبرند، ترابیان آنرا به خائنین منتسب می داند و از آن اظهار بی اطلاعی می کند اما چند روز بعد اعتراف به سفر شمس به قطر می کند، حسین شمس، اینگونه مردی است که در فوتسال از تجربه اش استفاده می شود! در یک بازی تدارکاتی در تهران، رعدی نکته ای به ذهنش می رسد و از طریق شمس تایم اوتی می گیرد و بازیکنان را دور خود جمع می کند و نکات لازم را به آنها گوشزد می نماید، شمس در گوشه نیمکت نشسته و آنها را نگاه می کند، مزدک میرزایی مجری تلویزیونی مسابقه از رعدی تمجید می کند و با پرسشی ژورنالیستی اینگونه القا می کند که گویی رعدی سرمربی است، خبر خیلی زود از طریق موبایل روشن حسین آقا به گوشش می رسد، تیم به میدان می رود و در حالیکه چند دقیقه ای از حضور بازیکنان در زمین نمی گذرد و آنگاه که تیم ملی در حال حمله کردن است، شمس در عین ناباوری تقاضای وقت استراحت می کند و بازیکنان را بسمت خود فرا می خواند، در مقابل دوربین خودش را جابجا می کند و به بازیکنان می گوید:«بچه ها، ما ایران هستیم، بروید داخل زمین و مثل شیر بازی کنید، بجنگید و به هم پاس دهید تا موقعیت گل فراهم آید» و حتماً می توانید چشمان گرد شده بازیکنان را برای خودتان مجسم کنید که چگونه به هم نگاه می کردند چون آنها بازی تدارکاتی با تیم درجه دوم آسیا را برگزار می نمودند! رعدی در مورد چنین اتفاقاتی یک مثال برایمان می آورد: « روسیه و جوانان ازبکستان را به ایران دعوت می کنیم، در همه جا رسم است که تیم های قوی تر در فینال مقابل هم قرار می گیرند و در ابتدا برنامه هم همینگونه بود اما شمس برای موضوعی بایستی به مالزی می رفت، ناگهان برنامه را تغییر دادند و ما در مقابل روسیه همیشه مدعی قرار می دهند تا اتفاقات ناگوار در بازی با حریف سخت تر و بدون حضور سرمربی انجام گیرد، اتفاقاً بازی خوبی هم انجام می گیرد و با وجود موقعیت های فراوان گلزنی، ما بازی را با اختلاف یک گل به یکی از سه تیم برتر اروپا واگذار می کنیم، فردایش حسین آقا می آید و با لحن خاصی می گوید که نمی دانم شما چکار کردید، آبرو و حیثیت ایران را بردید؟!»

حتماً موضوع شمسایی و شمس خیلی دمده شده، اجازه بدهید خیلی کوتاه به آنهم بپردازیم، رعدی درباره خط زدن وحید اینگونه اظهارنظر می کند: «هیچکس نمی تواند توانایی های شمسایی را کتمان کند، او از طرف زبده ترین کارشناسان فوتسال آسیا بعنوان بهترین بازیکن مسابقات برگزیده شده و بنابراین نمی تواند ضعیف باشد؛ من از فرد دفاع نمی کنم بلکه از مجموعه دفاع می کنم، وحید در فینال 36 دقیقه در زمین ماند و فقط چهار دقیقه استراحت کرد، چگونه این بازیکن ضعیف است؟ یادم هست که در ژاپن،سرمربی ورد زبانش بود که در این بازی های از شمسایی استفاده می کنیم و هروقت کارمان تمام شد با تیپا او را از تیم ملی بیرون می اندازیم، مربی باید صداقت داشته باشد و در تیم ملی این گوهر ناب، کمیاب شده بود.»

***

«تشکیلات فوتسال مسموم و آلوده است» این سخنی است که رعدی چندین بار تکرارش می کند و همین می تواند برای آنانکه سمتی در فدراسیون دارند و وقتی برای رسیدگی به مسائل ندارند هشدار جدی باشد، رییس فدراسیون آینده مطمئناً خرابه ای را در فدراسیون تحویل خواهد گرفت که عده ای آنرا حوزه خود می دانند و در مقابل رییس جدید حاضر به خالی کردن میدان نیستند. همه آنها که لیگ را برگزار می کنند و به اوضاع تیم ملی اشراف دارند – و متاسفانه این همه در کمیته فوتسال یک نفر است – قطعاً موضع منفی ای نسبت به چنین مسائلی را از خود بروز خواهند داد و بدنبال تکذیبیه گرفتن از هر صاحب منصبی خواهند رفت. می توان اوج شاهکارهای دوستان را در پایان مطلب آورد، از مدت ها قبل سرمربی فوتسال اعلام کرده که قرار است در آبان ماه تیم ملی برای برگزاری بازی های تدارکاتی و حضور در میان تیم های برتر جهان همانند روسیه، اسپانیا، ایتالیا و یا برزیل به ایتالیا برود اما اخباری که از آن تورنمنت بدست خبرنگاران رسیده حاکی از بازی با قدرت های جهان نیست، تیم ملی شب دوم آبان ماه پرواز می کند و صبح سوم ماه به آنجا می رسد، بعداز ظهر همان روز بازی ابتداییش را انجام می دهد و سپس دو بازی دیگر در صبح و بعدازظهر فردایش برگزار می کند و شب به مقصد تهران رهسپار می شوند، حتماً می پرسید چه تیم هایی در این بازی ها حضور خواهند داشت، پاسخ اینگونه است: ایران، رم، لاتزیو و چگانو! نظیر چنین اتفاقاتی را در فوتسال بسیار دیده ایم، اینکه شن سا اعلام می کند به مسابقات جام جهانی کوچک پرتغال رفته و برایمان نمی گوید که در چه زمانی تیم های باشگاهی، جام جهانی برگزار می کنند و یا همین تیم خود را قهرمان جام باشگاه های آسیا می داند در حالیکه بر طبق سایت AFC اولین دوره مسابقات آسیایی از سال 2009 آغاز می شود و از این دست مطالب که در فوتسال بسیار وجود دارد.

«تشکیلات فوتسال مسموم و آلوده است» این اصلیترین بخش صحبت های رعدی است و باید بیشتر بر آن تفکرنمود، اومی گوید بر دفترچه شخصیم خیلی از مسائل اینچنینی و صدها برابر بدتر از مسائلی که مطرح شد را یادداشت نموده ام و البته چون معلمم، نمی خواهم همه مسائل مطرح گردد و دیدگاه ها نسبت به فوتسال بدبینانه شود. او بدنبال هویت سازی هایی است که باید در فوتسال نهادینه گردد، مردانی که از منافع ملی برای منفعت شخصی هزینه می کنند و به کشورهای عربی لژیونر صادر می کنند را چگونه باید شناخت،

از سرمایه هایی چون رعدی که یکی از شناخته شده ترین مدرسان فوتسال آسیاست چگونه باید بهره گرفت و با چه راهکاری به فوتسال کشور کمک کرد؟ تشکیلات فوتسال گویی محتاج خانه تکانی است و ترابیان می تواند چنین کاری را انجام دهد چون هم به اندازه کافی آگاه است و هم تجربه لازم را کسب نموده است، او اگراندکی به اتفاقات لیگ نظر کند به خیلی از مسائل پی خواهد برد.