|
مصاحبه فرضی (خیالی) با علیپروین (بخش هشتم)
Oct 09,2007 00:00
by
فوتبال
مصاحبهکننده: شنیدیم بین خودتون و بازیکنای تیمتون، روابط ِ بسیار نزدیک و صمیمی ایجاد کردهاید.
پروین: فوتبالِ امروز همینه آقا! فوتبالِ امروز، همهچیزش با فوتبالِ قدیم، فرق کرده. خب ما هم باید عوض بشیم. یعنی چارهای نداریم!! دیگه مثِ قدیما نمیشه تو سر بازیکن زد!! دیگه نمیشه به بازیکن فحش داد و بهش بد و بیراه گفت!! الان دیگه باید با بازیکن، فقط رفاقت کرد! دنیا، دنیای رفاقت و مردونگی و صمیمیت شده دیگه. ما هم سعی کردیم کسایی رو بیاریم تو این تیم که اهل رفاقت باشن.
مصاحبهکننده: یعنی الان کسایی اومدن توی تیم استیلآذین که حقیقتاً با هم رفیقن؟ یا بهخاطر شما بوده که اومدن؟
پروین: الان شما خودت نگاه کن ببین کیا اومدن تو تیم استیلآذین! همه، کسایی هستن که هم با همدیگه آخر ِ رفاقتن، هم با علی پروین از تهِ دل رفیقن!! شما خودت دونهدونه بررسی کن ببین خداییش همینه یا نه! ما سعی کردیم کسایی رو بیاریم که فقط به عشق ِ همدیگه، به عشق ِ علیپروین بازی کنن! الان همهی بچهها همقسم شدن که به عشق ِ پروین، عرق بریزن؛ به عشق ِ پروین سرشونو بزارن جلوی توپ؛ به عشق پروین ببرن؛ حتی به عشق ِ پروین ببازن! از ایننظر، اینبچهها همهشون یهدست هستن؛ یه عقیده هستن. همهشون به عشق ِ پروین اومدن اینجا. خدا شاهده خودشون بارها گفتن که اصلاً بالاتر از فوتبال، ما به عشق ِ پروینه که داریم نفس میکشیم!!! به عشق ِ پروینه که زندهایم!!! اینو شما بنویس که هر کس دیگهای هم که خاکِ این فوتبالو خورده و میخواد بیاد اینجا کار کنه، قدمش رو چشم ماست!
مصاحبهکننده: آقای پروین! الان چند هفته هست که بازیهای لیگ شروع شده. نظرتون دربارهی این بازیها چیه؟
پروین: بابا خدا وکیلی بعضی از اینتیمای لیگ، در حدِ محلات هم نیستن!!! این چه وضعشه آخه؟! اینا تیم نیستن بهخدا!! بازیشونو که میبینم، خدا شاهده حالم بههم میخوره!! میخوام بیارم بالا! آدم، با اینبازیا، حالِ تهوع بهش دست میده! خب البته این تهوع، طبیعیه! وقتی فدراسیون، بیصاحب افتاده اون گوشه، همینه دیگه آقاجون!
مصاحبهکننده: اما پرسپولیس داره خوب بازی میکنه. فکر میکنید چرا پرسپولیس داره انقدر خوب بازی میکنه؟ شما نقش افشین قطبی رو توی این پیروزیها، چقدر میبینید؟
پروین: شما استیلی رو دست ِ کم گرفتید! حمید خیلی نقش داره تو این پیروزیها. اگه اون نبود، این پرسپولیس الان فلج بود آقاجون! قطبی هم فعلاً کارش خوبه. باید ببنیم چیکار میکنه.
مصاحبهکننده: آقای پروین! باتوجه به بازیکنای خوبی که گرفتید، شما فکر میکنید استیلآذین میاد تو لیگ برتر؟
پروین: شک نکنید آقا! شک نکنید! ما اینهمه خرج کردیم و بودجه گذاشتیم که بیایم لیگ برتر! مگه میشه نیایم؟! من به بچهها حتی راهکار ِ کلی رو هم گفتم. حسابی حرفامو بهشون زدم.
مصاحبهکننده: چه راهکاری؟
پروین: گفتم بهشون که باید از شکست متنفر باشن. باید با هر باختی، سه شب خوابشون نبره! باید از جون مایه بذارن! من خودم همیشه اینجوری بودم. حتی تو بازیهای دوستانه اینجوریام که باختو نمیتونم تحمل کنم. با هرباختی، دهنم باز میشه و دیگه زبونم دستِ خودم نیست!!! بدجوری داغ میکنم!... بههرحال آقاجون! من قبلاً اینو گفتم که علی پروین اومده اینجا تا به همهی ایران یاد بده فوتبال یعنی چی! باشگاهداری یعنی چی! فوتبال یعنی تحمل شکستو نداشتهباشی. اصلاً تفکر ِ یه فوتبالیست باید این باشه! اول و آخر ِ فوتبال همینه آقاجون!
مصاحبهکننده: یعنی تنفر از شکست و تحمل ِ شکست نداشتن؟
پروین: بله آقاجون! پس چی؟! اگه پروین، پروین شد برا همین بود! اگه ابراهیمی، ابراهیمی شد، برا همین بود! به همهی بچهها گفتم که اگه میخواید پروین بشید، باید اصلاً تحمل ِ شکستو نداشتهباشید! بعدِ هرباخت، یه هفته نباید خوابتون ببره! فوتبال یعنی همین! هیچی دیگه نداره! بقیهی حرفایی که این ژیگول میگولا میزنن، همهاش حرفه آقاجون!! فوتبال یعنی همین که پروین بهتون میگه! پی نوشت: این مصاحبه، در واقع، چند مصاحبه، در چند زمان ِ مختلف است (از حدود ِ سه سال ِ پیش، تا زمان ِ حال)، اما چون مصاحبهای خیالی و فرضی است، برخی و فقط برخی از پرسشها و پاسخهای هریک از این چهار مصاحبه (که باید درواقع، متناسب با زمان ِ همان مصاحبه باشد)، تناسب ِ زمانی با آن مصاحبه ندارند. این، از آنروست که در عالم ِ فرض و خیال و رؤیا، گاه میتوان زمان را درنوردید و روند ِ زمانی را در نظر نگرفت تا طنز، شیرینتر و زیباتر شود. به سخن دیگر، درحقیقت، سوژهی طنز ِ ما، بیشتر، نوع و جنس ِ پاسخهایی است که مصاحبهشونده به آنها میدهد؛ برای همین، گاه، توالی ِ زمانی ِ آنها را در نظر نگرفتهایم. این پرسشها و پاسخها، برخی مربوط به زمانی است که آقای پروین، مدیر ِ فنی بودند، برخی، مربوط به زمانی است که سرمربی بودند، و برخی، مربوط به زمان ِ حال است، که دیگر، مسؤولیتی در پرسپولیس ندارند. نکتهی دیگر اینکه یادمان نرود که طنز، نه تمسخر است، نه اهانت است، و نه همواره برای خندیدن. آنچه در طنز رخ میدهد، بزرگنمایی و برجستهسازی ِ نقصها، اشکالات، خطاها و لغزشهاست، تا نقص و اشکال و خطا و لغزش، هم دیده، و هم زدوده شوند. به سخن دیگر، طنز، باید تفکربرانگیز باشد. قسمتهای قبلی این مصاحبه را می توانید در لینکهای زیر بخوانید: http://www.parsfootball.com/?news=8807 http://www.parsfootball.com/?news=8857 http://www.parsfootball.com/news/8952.html http://www.parsfootball.com/news/9109.html http://www.parsfootball.com/news/9355.html |